فانتزی های ذهن من : وقتی تنها میشی دوستاتو از اینترنت دانلود کنی … روزا که پشه ها خوابن بری بالا سرشون ویز ویز کنی … موهاتو بزنی قهر کنه درنیاد … از خودت فرار کنی گم شی … برق بره با بزرگترش بیاد … اشتهات کور شه ببریش مدرسه نابینایان !
فانتزیم اینه که فانتزی یکی دیگه باشم.
مهم ترین فانتزی زندگیم اینه که یه روز منو بفرستن کره جنوبی فقط ۴۸ساعت بهم وقت بدن تمام چیزایی که توی این چند سال میخواستم از اینترنت دانلود کنم ولی به خاطر سرعت پایین نتونستم رو دانلود کنم برگردم ، به خدا بر می گردم !!!
مژده مژده تورهای سیاحتی تفریحی به #افق# با رویایی ترین تخیلات و استفاده از غبار مصنوعی ساخت کشور بلاروس جهت محو شدن!! راستی از اونور یه سرم به فانتزستان میزنیم میگن مردم با حالی دارن!!!
هزار بار گفتم همه با هم نرین تو افق فانتزیا قاطی میشه یکی پراید میخواسته حامله شده !
يكى از فانتزيام اينه كه يك دفعه زبان انگليسى و آلمانى و فرانسويم فول فول بشه و سر كلاس استاد سبزه اى كه تو مونيخ بوده فقط آلمانى حرف بزنم و سر كلاس اميرى انگليسى غليظ غليظ بچه هاى كلاسم به خصوص دخترها دهنشون بيست سانتى متر باز بمونه و چشاشون از حدقه بزنه بيرون چقدر باحال ميشه
يكي از فانتزيام اينه كه ﻫﻤﯿﻦ ﻃﻮﺭ ﮐﻪ ﺗﻮﯼ ﺧﯿﺎﺑﻮﻥ ﺩﺍﺭﻡ ﺭﺍﻩ ﻣﯿﺮﻡ ﯾﻬﻮ ﺑﭙﺮﻡ ﺑﺎﻻ ﻭ ﺩﺍﺩ ﺑﺰﻧﻢ ﺑﮕﻢ... ﮔﺎﻧﮕﻨﺎﻡ ﺍﺳﺘﺎﯾﻞ
يكي از فانتزيام اينه كه معشوقم بميره وشبانه برم سر مزارش بالباس سياه و ريش پررنگ گيتار بزنم وآواز بخونم.(آواز غمگين باگريه هااا) يكي هم فيلممو بگيره بلوتوث كنه. اي خدا يعني ميشه يه روز عاشق بشم وگيتار ياد بگيرم؟؟؟!!!
يكي از فانتزيام اينه كه يه پيرمرد پولدار تصادف كنه من برسونمش بيمارستان و نجاتش بدم اونم با بچه هاش مشكل داشتهباشه از من خوشش بياد تمام زندگيشو به نام من بزنه و بميرهوقتي بچه هاش منو پيدا ميكنن كه پولا روبگيرن همه چيزو بندازم جلوشون بگم برداريد نامردها اوني كه با ارزش بود جون پدرتون بود بی شرفا... :|
يكي از فانتزيام اينه يه كوشيه glx داشته باشم هر وقت محو ميشم راحت بياد بيرون كوشيه خودم htc به زور از تو افق در مياد لامصبه كصافط!!!
يکى از فانتزيام اينه تو خيابون دوس دخترم و با يکي ببينم بعد من برم نزديکش يه تف درشت ابدار بکنم تو صورتش بگم لياقتت همينه بعد يه دوست دختر خارجى خوشگلم با يه پورشه بياد بگه '' ehsan come on '' بعد منم بگم '' Ok baby i am coming '' بعد تو افق محو بشيم و جى اف اوليم از بغض بميره يه تف ديگه رو جسدش کنم :| به روح هم اعتقاد ندارم
يکى از فانتزيام اينه ک توى يه پارک شلوغ شروع کنم به دويدن وهمزمان با مبايلم بگم:لعنتيا تامن نگفتم هيچکس شليک نکنه کلى ادم بيگناه اينجا هست!! بعدتو افق محو بشم... توهم در حدسراب هاىبيابان هاى 150درجه ى امازون!!
یکی از فانتزیام اینه که .. تهیه کننده برنامه کودک بشم بعدش بجا این خاله ها، عمه بیارم!
یـــکــی از فــانـــتـــزیـــام ایـــنـــه کـــه ...... گـــوشـــیـــم 12ســـاعــــتــــ گـــم بـــشــه بـــعـــد وقـــتـــی پـــیــداش کــنـــم بـــبـــیـــنـــم اونـــی کـــه دوســـتــــش دارم 100تـــا مـــیـــس انــداخـــتــــه و اس داده کـــه...... عــــزیـــزم نـــگــرانــــتــــم بــــهـــم زنـــگ بـــزن
یــکی از فـانتزیام ایـنه کـه دوس دخــترمو هـمینطوری بـی دلیل با ضـرباته پـی در پـی مـوشت بــزنم جـوری کـه بـه فـنا بـره کـثـافـط. بـعد..... . . . . . . . . ایـن عـاهـنگ مجید خراطها کـه مـیگـه وای عـزیـزم رو صـورتت جـایه انـگشـتایه مـنـه رو بـذارم بـد تا صُـب تو بـغل هـم های های گـریـه کـنیم
یـﮑﯽ ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎﻡ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ … برم ایتالیا از اونور برم لندن برم آکادمی گوگوش بعد خیلی راحت برم تو ۱۰نفر اصلی و پدیده امسال لقب بگیرم بعد که کار به رای گیری مردم و ۱۰ نفر پایانی میرسه. شب پایانی خودم بگم که من خودم میکشم کنار به نفع بچه ها خلاصه از اینطرف هومن خلعتبری بیاد بگه نه اردی جان، عکدمی بدون تو معنی نداره امسال. بعد من بزنم رو شونه هاشو بگم هومن جان به سر بی موت قسم من واسه شهرت نیومدم اینجا من واسه اینکه ارزشهامو تثبیت کنم اومدم. بعدم سرکچل هومنو ببوسم وتا میام برم تو افق محو شم یهو سالی تالک بگه بیا برا پشت صحنه آکادمی و من بگم نیازی نیست سالی من خیلی وقته تو این زندگی به پشت صحنه اش رسیدم و برم که برم. و گوگوش تا اخر عمرش حسرت چنین شاگردی رو دلش بمونه … شاید بگید چرا رفتم ایتالیا و بعد رفتم لندن ، نه ایندفه نکته انحرافی نیست بلیت مستقیم لندن گیرم نیومد مجبور شدم میفهمی مجبور!.
یه فانتزی دارم که تا حالا به هیچ کس نگفتم ولی میخوام به شما بگم ㅇㄹ투어녀듀터처ㅓㄴ이ㅣㅏ너우댜쳐ㅛㅈㄱㄱ재ㅐ개게ㅐㅛㅅㄷ주ㅠ툐둥처더아레돋ㅎㅌㅋ저ㅕ차애넺ㅍ툧야ㅑ차아ㅠ다대제보너ㅕ아지니ㅣ나ㅗ저갸ㅏㅊ헤ㅠㅠ누뇯버자재큐ㅠㅓ쟈졎ㄷㄷ آخرشم تو افق محو شیم . . . . اشکت دراومد نه:)
یکـی از فانتـزیام اینـه کـه برم تـو اتاق پسرم!!!!!!! (چیه مگه به من نمیاد پسر داشته باشم؟؟؟ حسودا :پی) بعد بهش بگم: پسرم اوضاع مالـیت چطـوره ؟ پـول مول داری؟! اونم تریپ جنتلمنی برداره بگه آره فعلاً دارم ، . . . منم بگم: خوب یه هفـت تومن بده من برم بـنـزین بـزنـم خخخخخخخخخخ
یکى از جدیدترین فانتزیام اینه که با دوس دخترم قهر کنم بعداز یه هفته با یه پراید صفر بیاد دنبالم و بگه بیا این سویچه تو رانندگى کن منم از خدا خواسته بشینم پشت فرمون بعد عاشقانه تو جاده محو بشیم.
یکی إز فانتزیام این بود که زمانی که خواستگار زنم بودم پشت فرمون با عینک دودی میرفتم ، یهو میدیدم چنتا اراذل ریختن سر بابای نامزدم میخوان کتکش بزنن که من عین رامبو از ماشین پیاده میشدم و از زیر عینک یه نیگاه به اراذل میکردم یهو میپریدم وسط همشونو له لورده میکردم، بعدبابای خانم فعلیم همین جور که حال کرده بود بهم میکفت: ممنونم داماد گلم، منم یه نیگاه از زیر عینک بهش میکردم و سرمو مینداختم پاینو آروم آروم تو امتداد خیابون میرفتمو تو افق محو میشدم. اما حالا فانتزیم اینه آغا یه روز بریزن سر پدر زنم یه شکم سیر کتکش بزنن، منم از اون طرف ردشم ،یه نیگاه بهشون بکنم و همین جور که پدرزنم در حال کتک خوردنه سرم رو بندازم پایین وبرم تو افق محو بشم. چه حالی میده ها. دی:-P
- 1
- 2
- ...
- 7(current)
- ...
- 13
- 14