مجموعه‌ای از جک‌های «دانشجویی» برای نوجوانان؛ روی هر مورد بزن تا صفحهٔ اختصاصی‌اش را ببینی.

یه بار استاد داشت کلاس جزوه میگف مینوشتین اونقد با سرعت میگف ک دستامون داشت منفجر میشد آخرش دیدم نمیشه اینم داره تخته گاز میره اجازه گرفتمو گفتم استاد شما اونقدر سرعتتون زیاده ک من میخواستم عطسه کنم وقت نکردم عطسه کنم هیچی دیگه 10 کلاس رفت رو هوا مام ی نفسی کشیدیم البته بنده بیرون کلاس نفس کشیدم چون استاد گفت پاشو برو بیرون تا دلت میخواد عطسه کن کلاسم نیا!
یه بار وسطه کلاس بود استاد گفت : بچه ها ببخشید من چن دقیقه دیگه بر میگردم.آقا ما هم از فرصت استفاده کردیم گفتیم بریم دستشویی تا استاد بیاد (داشتم میترکیدم تو کلاس)آقا ما رفتیم تو دستشویی دیدیم یکی دستشویی و به رگبار بسته الان سقف میاد پایین .با خنده گفتم : چته بابا آروم تر سقف کلاس بغلی اومد پایین .بعد دیدم استادمون از توالت اومد بیرون زل زد تو چشام منم هول کردم گفتم : استاد خسته نباشید ....هیچی دیگه داشت پاره میشد از خنده کلی با هم رفیق شدیم بعد این داستان .البته قرار بود این داستانو جایی نگم :)
یکی از دوستان گفت که امتحان هیدرولیک داشتم بعد یکی از سؤالا این بود انواع شیر را نام ببرید؟ این هم نوشت شیر جنگل،شیر کاکائو،شیر موز،شیرآب سردکن،شیر روشویی،شیر گاو،شیر گوسفند،شیر خشک و... بعد ادامه ش نوشت استاد میدونم خسته شدی این همه برگه تصحیح کردی اینارو نوشتم که بخندی روحیت باز بشه یه نمره هم به ما بدی. آخرش هم نمره پاسی رو گرفت.