یه بار وسطه کلاس بود استاد گفت : بچه ها ببخشید من چن دقیقه دیگه بر میگردم.آقا ما هم از فرصت استفاده کردیم گفتیم بریم دستشویی تا استاد بیاد (داشتم میترکیدم تو کلاس)آقا ما رفتیم تو دستشویی دیدیم یکی دستشویی و به رگبار بسته الان سقف میاد پایین .با خنده گفتم : چته بابا آروم تر سقف کلاس بغلی اومد پایین .بعد دیدم استادمون از توالت اومد بیرون زل زد تو چشام منم هول کردم گفتم : استاد خسته نباشید ....هیچی دیگه داشت پاره میشد از خنده کلی با هم رفیق شدیم بعد این داستان .البته قرار بود این داستانو جایی نگم :)