یه بار استاد داشت کلاس جزوه میگف مینوشتین اونقد با سرعت میگف ک دستامون داشت منفجر میشد آخرش دیدم نمیشه اینم داره تخته گاز میره اجازه گرفتمو گفتم استاد شما اونقدر سرعتتون زیاده ک من میخواستم عطسه کنم وقت نکردم عطسه کنم هیچی دیگه 10 کلاس رفت رو هوا مام ی نفسی کشیدیم البته بنده بیرون کلاس نفس کشیدم چون استاد گفت پاشو برو بیرون تا دلت میخواد عطسه کن کلاسم نیا!