دانشجویی

دانشجویی

ولت میکنم و میرم... نه اینکه دوست نداشته باشم. بین خودمون بمونه باشه... از نخودی بودن "متنفرم"

وینستون، مگنا، ماربورو، اِسی، حتی بهمن را هم امتحان کردم، بی فایده بود، فقط لبان تو دوای دردم هستند و بس.

پارسال با او زیر باران قدم میزدم امسال او را دیدم ک با دیگری زیر باران اشکهایم قدم میزد شاید پارسال باران اشکهای دیگری بود....

پایان نامه هم نشدیم حداقل یکی ازمون دفاع کنه...  لواشکم نشدیم لااقل یکی برامون ضعف کنه...

پروردگار اعتراف میکنم گاه از مشکلات زندگی خسته که میشوم انسانیتم کمرنگ میشود. خدایا مگذار به سبب خستگی هایم کسی را ازار دهم.

پس از گذشت دو سال هنوز تا کنارش مینشینم دستم بر کاتر میرود... میخواهم از خودم محافظت کنم... عمیق تر نگاهم کنید میفهمید چه زخم خورده ای هستم از مردان.

پشت سرم حرف بود، حدیث شد، میترسم آیه شود، سوره اش کنند به جعل، بعد هم تکفیرم کنند این جماعت نااهل...

چه اعتراف تلخیست! من به جای خالیت بیش ازخودت عادت کرده ام. ای دوست

چه تاثیر دلنشینی دارد " غصه نخور، درست میشود " گفتن های مادر، اثرش را هزار قرص آرامبخش قوی ندارد.

چه حماقتی! مرا یاد نمی کنی و باز احمقانه میخواهمت.. چه غرور بی غیرتی دارم من

چه زیبا میگفت مترسک وقتی نمی شود رفت همین یک پاهم اضافیست

چه قدر بده که یه نفر وقتی زنگ میزنه خودش بگه:!!!بله!!!

چه قدر سخته که یکی دیگرو دوس داشته باشی بعد بایکی دیگه ازدواج کنی بعد مجبور به دوسداشتنش باشی. دوسداشتنش برات عادت شده باشه سخت تره...

کاش انقدر باران ببارد تا تو قدر خورشید را بدانی

کاش اون لحظه ای که یکی ازت میپرسه حالت چطوره؟ وتو جواب میدی خوبم! کسی باشه که محکم بغلت کنه وآروم تو گوشت بگه میدونم خوب نیستی!!

کاش برگرده...... زمانی که دیگه من اونو از یاد بردم..... اونوقت شاید حال امروز منو درک کنه.......

کاش تلخی زندگی کمی الکل داشت.

کاش دو روز دیگه بدنیا نیام.. آخ خداااا

کاش مادر نمیزادی مرا دادگاه زندگی حکمش غم است سهم ما از زندگی خیلی کم است

کاش می شد نگران بود قد یه پدر... تِ