نمکیات

نمکیات

نظامی ترین جمله عاشقانه: توی اردو گاه قلبت… منم یه اسیر جنگی…تو منو شکنجه میدی…توی این قلعه ی سنگی.

نگران اشک‌ هایم نباش ! از لبخندم بترس که معنایش اشک‌ های فردای توست

نگران نباش ، نفرینت نمیکنم همین که دیگر جایت در دعاهایم خالیست ، برایت کافیست

نیمه گمشده را بیخیال شو لطفا ، اگر سهم تو بود که گم نمی شد !!! همین نیمه ای که هستی رو پیدا کن …

هر آدمی تو زندگیش یه بی معرفت داره که اون بی معرفت دوست داشتنی ترین آدمای روزگاره بی معرفت ، به یادتم

هر چیزی زیادیش دل رو میزنه ، زیاد دوستت داشتم هروقت حرف دلمو زدم ، دلتو زدم

هرچقدر هم که پای یه علف هرز آب و کود بریزی واست میوه نمیاره ببین وقتت رو با کی پر میکنی

هرچیزی تاوانی دارد : تاوان خیانت ، عاشق یه خائن شدنه !

هشت به هفت گفت : من روی پاهای خودم ایستاده ام اما تو خیلی سر به هوایی !

همه می خواهند جای تو را بگیرند بی آنکه بدانند تو هم دیگر جایی نداری

هنوز آنقدر ضعیف نشده ام که خطرِ ریزشِ این کـوه را جار بزنم اما تــــو حوالیِ من که می رسی احتیاط کن

هنوز هم با منی ، خیالت راحت ، دارمت تو را کنار سگ های وحشی دلم بسته ام

هیچ ورزشی برای قلب بهتر از خم شدن و گرفتن دست افتادگان نیست !

هیچوقت با تایر رفتارت روی دل کسی ترمز نکن !

هیچکس رو بیشتر از کوپنش تحویل نگیرید بیچاره جو گیر میشه فکر میکنه اوراق بهاداره

وفا ! یعنی این که بعد از رفتنت حتی نگذاشتم کسی بفهمد مرا دور زدی

وقتی بنا را بر رفتن گذاشتی تو با هر سیب کرم خورده ای وسوسه میشوی پس همان بهتر که نباشی برو

وقتی دست فشردیم و قول دادیم فقط دست تو مردانه بود و قول من

وقتی دیر رسیدم و با دیگری دیدمت فهمیدم که گاهی “هرگز نرسیدن بهتر از دیر رسیدن است”

وقتی نوشته هایش را نقد کردم ، چک کشید !