ساعت لاشه ی زمان است که بر روی مچ سنگینی می کند !
ساکت نیستم لبهایم هم نسوخته است تنها تمام من تاول زده از آشی که نخورده ام
سایه ها در هوای ابری خستگی در می کنند !
سرد است اما سرما نمیخورم ، کلاهی که عشقت بر سرم گذاشت تا گردنم را پوشانده است !
سلامتي سربازي كه 55 دقيقه تو صف تلفن ايستاد تا فقط 5 دقيقه صداي عشقشو بشنوه ولي جز اين چيزي نشنيدمشترك مورد نظر در حال مكالمه است"
سلامتی اون رفیقی که میاد خونتون به کفشای آبجیتم نگاه نمیکنه
سلامتی اونائی که چشم ما بودن اما شدن اشک از چشم ما افتادن
سلامتی اونایی که خودشون سنی ندارن ولی روزگار دلشونو پیر کرده
سلامتی اونیکه تو خیالمونه اما بی خیالمونه
سلامتی مادری که پیرهن سفید میدی بهش بشوره ولی صورتی ملایم تحویلت میده …
سلامتی مداد پاک کن که به خاطر اشتباه دیگران خودشو کوچیک میکنه
به سربازی روم با کوله پوشتی به دستم داده اند یک نان خشکی به خط کردن تراشیدم سرم را لباس ارتشی کردن تنم را لباس ارتشی رنگ زمین است سزای هر جوان آخر همین است
به صف کردند تراشیدند سرم را لباس ارتشی کردند تنم را الهی خیر نبینی سر گروهبان که امشب کردی تو مرا نگهبان
به غضنفر میگن چرا میری سربازی؟ میگه والا فقط به خاطر مرخصی هاش
تو پادگان چشمات راه رفتم بی معرفت….سهم من از عشقت کلاغ پر بود؟؟!!!؟
خدمت یعنــی یه جوری سر بـــــه سرت بـــذارن یه وقت هایی بد جـوری پـــــدرت رو در بیـــارن
خدمت یعنی،بیای که آدم بشی گر آدمی ،بیای که بهتـر بشی خدمت یعنی که صبحـــــگاه به صــف بشی تو جایـــگاه
خنده بهترین اسلحه جنگ با زندگیه امیدوارم همیشه مسلح باشی
غضنفرسربازیش تموم میشه، وقتی کارت پایان خدمتشو بهش میدن، نگاه میکنه میگه: ای بابا، من که ازینا چهارتا دارم!
می دونی خنده دار چیســـت؟ موی با نمـــره چهار چیست؟ نگــــــــو که بی خیــــــــالش سربازی مالِ مـــــــــا نیست
- 1
- 2
- ...
- 12(current)
- ...
- 113
- 114