مجموعه‌ای از جک‌های «طنز» برای نوجوانان؛ روی هر مورد بزن تا صفحهٔ اختصاصی‌اش را ببینی.

ﭘﺸﺖ ﻓﺮﻣﻮن ﺑﻮدم داﺷﺘﻢ از ﯾﻪ ﮐﻮﭼﻪ ﺗﻨﮓ رد ﻣﯿﺸﺪم ﮐﻪ ﯾﻬﻮ ﯾﻪ ﻣﺎﺷﯿﻨﻪ از ﭘﺎرﮐﯿﻨﮓ اوﻣﺪ ﺑﯿﺮون ﻣﺠﺒﻮر ﺷﺪم واﯾﺴﻢ ﺗﺎ اون ﺑﺮﻩ )ﭼﻮن ﻣﺎﺷﯿﻨﺶ ﻧﺼﻒ ﮐﻮﭼﺮو ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮد(، راﻧﻨﺪش ﯾﻪ دﺧﺘﺮﻩ ﺑﻮد... ﭘﯿﺎدﻩ ﺷﺪ از ﻣﺎﺷﯿﻦ ﮐﻪ ﺑﺮﻩ در ﭘﺎرﮐﯿﻨﮓ رو ﺑﺒﻨﺪﻩ ﻣﻨﻢ واﯾﺴﺎدﻩ ﺑﻮدم ﮐﻪ ﺑﯿﺎد ﺑﺸﯿﻨﻪ ﺗﻮ ﻣﺎﺷﯿﻦ راﻩ ﺑﯿﻮﻓﺘﻪ ﻣﻨﻢ ﺣﺮﮐﺖ ﮐﻨﻢ... !!!ﯾﻬﻮ دﯾﺪم دوﺳﺖ دﺧﺘﺮم دارﻩ زﻧﮓ ﻣﯿﺰﻧﻪ ﮔﻮﺷﯿﻮ ﺑﺮداﺷﺘﻢ ﮔﻔﺘﻢ ﺟﺎﻧﻢ؟؟؟ ﮔﻔﺖ ﮐﺠﺎﯾﯽ؟؟ ﮔﻔﺘﻢ ﺗﻮ ﺧﯿﺎﺑﻮن... دوﺳﺖ دﺧﺘﺮم: دروغ ﻣﯿﮕﯽ، ﭘﺲ ﭼﺮا ﺻﺪا ﺧﯿﺎﺑﻮن ﻧﻤﯿﺎد؟؟ ﯾﻪ ﺑﻮق ﺑﺰن ﺑﺒﯿﻨﻢ؟؟ ﻣﻨﻢ ﯾﻪ ﺑﻮق زدم ﯾﻬﻮ اون دﺧﺘﺮﻩ راﻧﻨﺪﻩ اون ﻣﺎﺷﯿﻨﻪ ﮐﻪ از ﭘﺎرﮐﯿﻨﮓ اوﻣﺪﻩ ﺑﻮد ﺑﯿﺮون داد زد ﮐﻪ : وااﯾــــﺴﺎ دﯾﮕــــــــﻪ ﮔﻞ ﭘﺴﺮ اﻻن در رو ﻣﯿﺒﻨﺪم ﻣﯿﺎم... دوﺳﺖ دﺧﺘﺮم: ااااااای ﮐﺜﺎااﻓﺖ ﺑﯿﺸﺮف ﺻﺪای ﮐﯽ ﺑﻮد؟؟؟ ﺑﺎ ﮐﺪوم ... ﺧﺎﻧﻮﻣﯽ رﻓﺘﯽ ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻪ ﮐﻪ دارﻩ در ﭘﺎرﮐﯿﻨﮕﻮ ﻣﯿﺒﻨﺪﻩ ﺑﯿﺎد؟؟؟ ﺧﯿﻠﯽ آﺷﻐﺎﻟﯽ دﯾﮕﻪ زﻧﮓ ﻧﺰن ﺑﻪ ﻣﻦ ﻋـــــﻮﺿﯽ...
ﯾﻪ ﺑﺎﺭ ﻣﻮﻗﻊ ﺧﻮﻥ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺧﻮﺩﻣﻮ ﺯﺩﻡ ﻏﺶ ﻭ ﺿﻌﻒ ﮐﻪ ﺍﻭﻥ ﺩﻭﺗﺎ ﭘﺮﺳﺘﺎﺭ ﺧﻮﺷﮕﻼ ﺯﯾﺮ ﺑﻐﻠﻤﻮ ﺑﮕﯿﺮﻥ ﺑﻠﻨﺪﻡ ﮐﻨﻦ ،ﻧﺎﻣﺮﺩﺍ ﺭﻓﺘﻦ ﺗﻮﺍﻟﺖ ﺷﻮﺭ ﺑﯿﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻧﻮ ﺻﺪﺍ ﮐﺮﺩﻥ ﺍﻭﻣﺪ ؛ ﯾﺎﺭﻭ ﻫﻢ ﺗﯽِ کثیف رو ﮔﺬﺍﺷﺖ ﺍﻭﻧﻮﺭ ﺍﻭﻣﺪ ﺷﮑﻞ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﺑﻐﻠﻢ ﮐﺮﺩ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻢ ﺭﻭ ﺗﺨﺖ ﺑﻌﺪ ﺑﺎ ﻫﻤﻮﻥ ﺩﺳﺘﺶ ﺑﯿﺴﮑﻮﯾﺖ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩ ﺩﺭﺁﻭﺭﺩ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﺩﻫﻨﻢ ﮔﻔﺖ ﺑﺨﻮﺭ ﻓﺸﺎﺭﺕ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ...
تو پارک یه دختر خوشگل یه کم اونورتر رو نیمکت نشسته بود منم همش حواسم به اون بود, تا نگاش به من میوفتاد روشو بر می گردوند دیدم اصلا محل نمیده بی خیال شده بودم و رومو برگردوندم, بعد چند دقیقه برگشتم دیدم نیست ولی کیفش رو نیمکت جا مونده, من گفتم دیگه چنین فرصتی برای مخ زدن گیر نمیاد، پا شدم ورداشتم کیفشو اینور و انور دوییدم ببینم کجا رفته , یهو دیدم ۱۰ تا مامور دورمو گرفتم میگن ” بخواب زمین, اینجا محاصره است , هیجا نمی تونی بری” یکشون اومد طرفم میگه بچه کجاست ؟ به نفع خودته همکاری کنی بعد کلی داد بیداد فهمیدم دختره با آدم رباها قرار داشته, کیف پر از پول و گذاشته رو نیمکت اونا بیان وردارن .