کیا مثه من هستن که اگه 20 روز هم قبل یه امتحان وقت داشته باشیم، روز قبل امتحان شروع میکنیم به خوندن که تا ساعت 2 نصفه شب هم طول میکشه ؟؟!!!
کیا یادشونه قلک پسر شجاع ی زمانی رو بورس بود، برمیداشتیم قلک رو از پایین سوراخ میکردیم بعد توش گچ کج میریختیم بعد چند ساعت ی مجسمه داشتیم
کیا یادشونه مدرسه میرفتیم دفتر عقاید داشتیم اون موقعها چه خلاف سنگینی ام بود باید تو هزار تا سوراخ سمبه قایمش میکردیم
کیا یادشونه میرفتیم مغازه تخمه بخریم یه روزنامه یا کاغذ باطله رو شبیه قیف میکردن تخمرو میریختن توش اخخیییییییی چقد مزه میداد
گاهی وقتا به جای خاموشی در جواب ابلهان ، باید یه مشت بخوابونی زیر چشمش!چون آدمی که ابله باشه ، معنی اون سکوت رو هم نمیفهمه !
گاهی وقتام به خاطر حجم زیاد غذای سوخته یا شفته یا شور شده نمی شه ریختش دورتا این لکه ی ننگو از پیشونیمون پاک بکنیم!!!(یا حداقل کسی نفهمه)
گاهی که این نوشته های 4جک رو میخونم احساس میکنم یه دوربین مخفی یه گوشه خونه ما جاسازی شده؛ آخه بیشتر این اتفاقا برا مام افتاده!! شمام اینجوری هستین آیا؟!
گــــفته باشــــم !.!.! اگه پرسیدی "چی‌ شده" و گفتم "هیچی‌"، گورتو گم نکن برو، ۲ دقه بشین دوباره بپرس، میگم...!!!
گفتي يه تار موت رو به هيچكس نميدم،اونقدر تار موهامو به اين و اون دادي كه كچل شدم،ديگه دست از سر كچلم بردار!
گوشيم از بس زنگ نخورده قاطي كرده! چند روز پيش ديدم هي صفحه اش روشن ميشه ولي هيچ اتفاقي نمي افته فك كنم براي خودش قولنج مولنج ميشكونه!
ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ ! ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻫﻢ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺳﮓ ﺩﺭﻭﻧﺖ ﺭﺍ ﮐﻨﺘﺮﻝ ﮐﻨﯽ ... ﮔﺎﻫﯽ ﺁﺯﺍﺩﺵ ﺑﮕﺬﺍﺭ ﺗﺎ ﺁﻧﮕﻮﻧﻪ ﮐﻪ ﺷﺎﯾﺴﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﺑﺎ ﻃﺮﻑ ﻣﻘﺎﺑﻠﺖ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﮐﻨﺪ.