احادیث امام کاظم علیه السلام؛ برای خواندن کامل و اشتراک‌گذاری بهتر، روی هر حدیث بزن.

امام كاظم عليه السلام ـ در پاسخ به نامه محمّد بن ابراهيم كه نوشت

إن رَأيتَ يا سَيِّدي أن تُعَلِّمَني دُعاءً أدعو بِهِ في دُبرِ صَلَواتي يَجمَعُ اللّه ُ لي بِهِ خَيرَ الدّنيا و الآخِرَةِ ـ ; أعوذُ بِوَجهِكَ الكَريمِ ، و عِزَّتِكَ الّتي لا تُرامُ ، و قُدرَتِكَ الَّتي لا يَمتَنِعُ مِنها شَيءٌ ، مِن شَرِّ الدّنيا و الآخِرَةِ ، و مِن شَرِّ الأوجاعِ كُلِّها .;

سرورم! اگر صلاح مى دانيد به من دعايى بياموزيد كه در تعقيب نمازهايم بخوانم و خداوند با آن دعا خير دنيا و آخرت را به من عطا فرمايد ـ فرمود; از شرّ دنيا و آخرت و از شرّ همه دردها به وجه كريم تو و عزّتت كه خيال طلبش هم به انديشه نيايد و نيز قدرتت كه هيچ چيز از آن جلو نگيرد، پناه مى برم.;

منبع: . الكافي : 3/346/28..
امام كاظم عليه السلام

إنَّ رجُلاً جاءَ إلى سَيِّدِنا الصّادقِ عليه السلام فَشَكا إلَيهِ الفَقرَ ، فقالَ ; ليسَ الأمرُ كما ذَكَرتَ ، و ما أعرِفُكَ فَقيرا، قالَ ; و اللّه ِ يا سَيِّدي ما استَبَيتُ ، و ذَكَرَ مِن الفَقرِ قِطعَةً ، و الصّادقُ يُكَذِّبُهُ ـ إلى أن قالَ لَهُ ـ ; لا ، إلى أن ذَكَرَ اُلوفَ دَنانيرَ ، و الرَّجُلُ يَحلِفُ أنّهُ لا يَفعَلُ ، فقالَ لَهُ ; مَن مَعهُ سِلعَةٌ يُعطى بها هذا المالَ لا يَبِيعُها ، هُو فَقيرٌ ؟ ! .;

مردى خدمت سرورمان امام صادق عليه السلام آمد و از نادارى شكوه كرد. حضرت فرمود ; چنان نيست كه تو مى گويى و به نظر من تو فقير نيستى. مرد عرض كرد ; سرورم! به خدا قسم خوراك شب خود را هم ندارم. و نمونه هايى از نادارى خود را برشمرد، اما حضرت صادق پيوسته گفته او را تكذيب مى كرد، تا آن جا كه به او فرمود ; به من بگو اگر صد دينار به تو بدهند تا از ما بيزارى جويى آن را مى ستانى؟عرض كرد ; نه. حضرت مبلغ را به هزار دينار رسانيد و آن مرد هر بار سوگند مى خورد كه اين كار را نخواهد كرد. حضرت به او فرمود ; كسى كه چنين كالايى دارد و آن را با اين قيمت نمى فروشد، آيا نادار است؟;

منبع: الأمالي للطوسي : 298/584.
امام كاظم عليه السلام ـ در پاسخ به مردى از ايرانيان كه پرسيد

أ تَعلَمُونَ الغَيبَ؟ ـ ; قالَ أبو جعفرٍ عليه السلام يُبسَطُ لَنا العِلمُ فَنَعلَمُ ، و يُقبَضُ عنّا فلا نَعلَمُ . و قالَ ; سِرُّ اللّه ِ عَزَّ و جلَّ أسَرَّهُ إلى جَبرَئيلَ عليه السلام ، و أسَرَّهُ جَبرَئيلُ إلى محمّدٍ صلى الله عليه و آله ، و أسَرَّهُ محمّدٌ إلى مَن شاءَ اللّه ُ .;

آيا شما غيب مى دانيد؟ ـ فرمود ; امام باقر عليه السلام فرمود ; چون علم [الهى ]براى ما گشوده شود، مى دانيم و هرگاه بر ما بسته شود، نمى دانيم. و فرمود ; علم، راز خداى عزّ و جلّ است كه آن را با جبرئيل عليه السلام در ميان گذاشت و جبرئيل با محمّد صلى الله عليه و آله در ميان گذاشت و محمّد با هر كه خواست آن را در ميان نهاد.;

منبع: الكافي : 1/256/1.
امام كاظم عليه السلام ـ به محمّد بن فُضيل ـ فرمود

يا محمّدُ ، كَذِّبْ سَمعَكَ و بَصَرَكَ عن أخيكَ ، و إن شَهِدَ عِندَكَ خَمسونَ قَسامَةً و قالَ لكَ قَولاً فَصَدِّقْهُ و كَذِّبْهُم ، و لا تُذيعَنَّ علَيهِ شيئا تَشينُهُ بهِ ، و تَهدِمُ بهِ مُرُوءَتَهُ ، فيَكونَ مِن الذينَ قالَ اللّه ُ عَزَّ و جلَّ ; «إنّ الّذينَ يُحِبُّونَ أن تَشِيعَ الفاحِشَةُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ ألِيمٌ فِي الدُّنْيا وَ الاْخِرَةِ وَ اللّه ُ يَعْلَمُ وَ أنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ» .;

اى محمّد! گوش و چشم خود را نسبت به برادرت دروغگو شمار و اگر پنجاه قسم ياد كننده نزد تو شهادت دهند و برادرت سخنى ديگر [و بر خلاف آنچه آنها گفته اند ]بگويد سخن او را باور كن و سخن آنان را باور مكن. عليه برادرت، مطلبى را كه او را بد نام كنى و شخصيّتش را از بين ببرى شايع مكن تا در زمره كسانى قرار گيرى كه خداوند عزّ و جلّ فرموده است ; «كسانى كه دوست دارند زشت كارى در ميان آنان كه ايمان آورده اند شيوع پيدا كند، براى آنان در دنيا و آخرت عذابى پر درد خواهد بود. و خدا[ست كه ]مى داند و شما نمى دانيد».;

منبع: ثواب الأعمال : 295/1.
امام كاظم عليه السلام

مَن ذَكَرَ رجُلاً مِن خَلفِهِ بما هُو فيهِ ممّا عَرَفَهُ الناسُ لم يَغتَبْهُ ، و مَن ذَكَرَهُ مِن خَلفِهِ بما هُو فيهِ ممّا لا يَعرِفُهُ الناسُ اغتابَهُ .;

هر كس پشت سر ديگرى چيزى بگويد كه در او هست و مردم هم آن را مى دانند غيبتش نكرده است، اما اگر كسى پشت سرش چيزى را بگويد كه در او هست ولى مردم نمى دانند، غيبتش كرده است.;

منبع: الكافي : 2/358/6.
امام كاظم عليه السلام

قالَ رَسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله ; اِتَّقُوا تَكذيبَ اللّه ِ ! قِيلَ ; يا رَسُولَ اللّه ِ ، و كَيفَ ذاكَ ؟ قالَ ; قالَ اللّه ُ ، فَيَقُولُ اللّه ُ ; كَذَبتَ لَم أقُلْهُ ، أو يَقولُ ; لَم يَقُلِ اللّه ُ ، فَيَقولُ اللّه ُ عَزَّ و جلَّ ; كَذَبتَ قَد قُلتُهُ .;

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود ; از دروغ بستن به خداوند بپرهيزيد. عرض شد ; اى پيامبر خدا! دروغ بستن به خداوند چگونه است؟ فرمود ; اين كه فردى از شما بگويد ; خدا [ چنين و چنان ]فرمود. پس خداوند مى فرمايد ; دروغ مى گويى، من نگفته ام. يا بگويد ; خدا [ چنان و چنان] نفرمود. كه خداوند عزّ و جلّ مى فرمايد ; دروغ مى گويى، من گفته ام.;

منبع: معاني الأخبار : 390/31.
امام كاظم عليه السلام

لَيس مِنّا مَن لَم يُحاسِبْ نَفْسَهُ في كُلِّ يَومٍ ، فإنْ عَمِلَ خَيرا اسْتَزادَ اللّه َ مِنهُ و حَمِدَ اللّه َ علَيهِ ، و إنْ عَمِلَ شَيئا شَرّا اسْتَغْفَرَ اللّه َ و تابَ إلَيهِ .;

از ما نيست كسى كه هر روز به حساب خود رسيدگى نكند و ببيند كه اگر كار نيكى انجام داده است از خداوند توفيق انجام بيشتر آن را بخواهد و خدا را بر آن سپاس گويد و اگر كار بدى انجام داده است از خدا آمرزش بخواهد و توبه كند .;

منبع: الاختصاص : 26 .
امام كاظم عليه السلام

قُلِ الحقَّ و إنْ كانَ فيهِ هَلاكُكَ ، فإنَّ فيهِ نَجاتَكَ ··· و دَعِ الباطِلَ و إنْ كانَ فيهِ نَجاتُكَ فإنّ فيهِ هَلاكَكَ .;

حقّ را بگو اگر چه نابودى تو در آن باشد ؛ زيرا كه نجات تو در آن است··· و باطل را فروگذار هر چند نجات تو در آن باشد ؛ زيرا كه [در واقع] نابودى تو در آن است .;

منبع: تحف العقول : 408 .
امام كاظم عليه السلام

إنّ مِن واجِبِ حقِّ أخيكَ أنْ لا تَكْتُمَهُ شَيئا تَنْفَعُهُ بهِ لأمرِ دُنياهُ و آخِرَتِهِ ، و لا تَحْقِدَ علَيهِ و إنْ أساءَ ، و أجِبْ دَعوَتَهُ إذا دَعاكَ ، و لا تُخَلِّ بَينَهُ و بَينَ عَدُوّهِ مِن النّاسِ و إنْ كانَ أقرَبَ إلَيهِ مِنكَ ، و عُدْهُ في مَرَضِهِ .;

از جمله حقوق واجب برادرت اين است كه آنچه را براى دنيا و آخرت او سودمند است از وى پوشيده ندارى ، كينه اش را به دل نگيرى، هر چند بد كند ، هرگاه تو را دعوت كرد دعوتش را اجابت كنى ، او را در مقابل دشمنش تنها نگذارى، هرچند به او از تو نزديكتر باشد و در هنگام بيمارى به عيادتش بروى .;

منبع: الكافي : 8/126/95 .
امام كاظم عليه السلام

قيلَ لِلُقمانَ ; ما يَجْمَعُ مِن حِكْمتِكَ؟ قالَ ; لا أسْألُ عَمّا كُفِيتُهُ ، و لا أتَكَلّفُ ما لا يَعْنيني .;

به لقمان گفته شد ; چكيده حكمت تو چيست ؟ گفت ; از آنچه مى دانم نمى پرسم و براى آنچه به من مربوط نمى شود خود را به زحمت نمى اندازم .;

منبع: بحار الأنوار : 13/417/10 .