احادیث امام کاظم علیه السلام؛ برای خواندن کامل و اشتراک‌گذاری بهتر، روی هر حدیث بزن.

امام كاظم عليه السلام

مَن أرادَ الغِنى بِلا مالٍ ، و راحَةَ القَلبِ مِنَ الحَسَدِ ، و السَّلامَةَ في الدِّينِ ، فَلْيَتَضَرَّعْ إلَى اللّه ِ عَزَّ و جلَّ في مَسألَتِهِ بِأن يُكمِلَ عَقلَهُ .;

هر كه خواهان توانگرىِ بدون داشتن مال و ثروت و آسودگى دل از حسد ورزى و داشتن دين سالم است، بايد با تضرّع از خداوند عزّ و جلّ بخواهد كه خردش را كامل گرداند.;

منبع: الكافي : 1/18/12.
امام كاظم عليه السلام

إنَّ للّه ِِ عَلَى النّاسِ حُجَّتَينِ ; حُجَّةً ظاهِرَةً ، و حُجَّةً باطِنَةً ، فأمّا الظّاهِرَةُ فَالرُّسُلُ و الأنبِياءُ و الأئمَّةُ عليهم السلام ، و أمّا الباطِنَةُ فَالعُقولُ .;

خداوند را بر مردمان دو حجت است; حجتى بيرونى و حجتى درونى. حجت بيرونى همان فرستادگان و پيامبران و امامان عليهم السلام هستند و حجت درونى همان خردها.;

منبع: الكافي : 1/16/12.
امام كاظم عليه السلام

إنَّ اللّه َ تباركَ و تعالى أكمَلَ لِلنّاسِ الحُجَجَ بِالعُقولِ ، و نَصَرَ النَّبِيِّينَ بِالبَيانِ ، و دَلَّهُم عَلى رُبوبِيَّتِهِ بِالأدِلَّةِ .;

خداوند تبارك و تعالى حجّتها را با خردها بر مردم تمام كرد و پيامبران را با بيان يارى رساند و با دلايل، آنان را به ربوبيّت خود رهنمون شد.;

منبع: الكافي : 1/13/12.
امام كاظم عليه السلام ـ در سفارش به هشام بن حكم ـ فرمود

ما بَعَثَ اللّه ُ أنبِياءَهُ و رُسُلَهُ إلى عِبادِهِ إلاّ لِيَعقِلوا عَنِ اللّه ِ ، فأحسَنُهُمُ استِجابَةً أحسَنُهُم مَعرِفَةً ، و أعلَمُهُم بِأمرِ اللّه ِ أحسَنُهُم عَقلاً ، و أكمَلُهُم عَقلاً أرفَعُهُم دَرَجَةً في الدّنيا و الآخِرَةِ .;

خداوند پيامبران و رسولان خود را به سوى بندگانش نفرستاد مگر براى اين كه درباره خدا انديشه كنند. پس، هر كس از آنان كه شناختش بهتر باشد، دعوت را پذيراتر باشد و داناترينشان به كار خدا، كسى است كه خردش نيكوتر باشد و كسى كه خردش كاملتر باشد، در دنيا و آخرت بلند پايه تر باشد.;

منبع: الكافي : 1/16/12.
امام كاظم عليه السلام ـ در سفارش به هشام بن حكم ـ فرمود

يا هِشامُ ، إنَّ العَقلَ مَعَ العِلمِ فقالَ ; «وَ تِلْكَ الأمثالُ نَضرِبُها لِلنّاسِ و ما يَعْقِلُها إلاّ الْعالِمونَ» .;

اى هشام! همانا خرد با دانايى همراه است و خداوند فرموده است; «اين مَثَلها را براى مردم مى زنيم، اما جز دانايان آنها را درنمى يابند».;

منبع: الكافي : 1/14/12.
امام كاظم عليه السلام

إنَّ العاقِلَ لا يُحَدِّثُ مَن يَخافُ تَكذيبَهُ ، و لا يَسألُ مَن يَخافُ مَنعَهُ ، و لا يَعِدُ ما لا يَقدِرُ عَلَيهِ ، و لا يَرجو ما يُعَنَّفُ بِرَجائهِ ، و لا يَتَقَدَّمُ عَلى ما يَخافُ العَجزَ عَنهُ .;

خردمند به كسى كه مى ترسد تكذيبش كند، سخنى نمى گويد و از كسى كه مى ترسد مضايقه كند، چيزى نمى خواهد و و عده اى را كه از عهده انجامش برنمى آيد، نمى دهد و به آنچه كه در اميدواريش سرزنش شود، اميد نمى بندد و به كارى كه مى ترسد در آن درماند اقدام نمى ورزد.;

منبع: تحف العقول : 390.
امام كاظم عليه السلام

إنَّ العاقِلَ رَضِـيَ بِالدُّونِ مِنَ الدّنيا مَعَ الحِكمَةِ ، و لَم يَرضَ بِالدُّونِ مِنَ الحِكمَةِ مَعَ الدّنيا ؛ فَلِذلكَ رَبِحَت تِجارَتُهُم .;

خردمند به كم و كاست دنيا در صورتى كه با حكمت توأم باشد خرسند است، ولى اگر دنيا را داشته باشد و از حكمت كم بهره باشد خرسند نيست؛ از اين رو تجارتشان سودمند گشت.;

منبع: الكافي : 1/17/12 .
امام كاظم عليه السلام

إنَّ لِكُلِّ شَيءٍ دَليلاً ، و دَليلُ العَقلِ التَّفكُّرُ ، و دَليلُ التَّفكُّرِ الصَّمتُ ، و لِكُلِّ شَيءٍ مَطِيَّةٌ و مَطِيَّةُ العَقلِ التَّواضُعُ .;

براى هر چيزى راهنمايى است و راهنماى خرد، انديشيدن است و راهنماى انديشيدن خاموشى؛ و براى هر چيزى مَركَب راهوارى است و مركبِ راهوارِ خرد، فروتنى است.;

منبع: الكافي : 1/16/12.
امام كاظم عليه السلام

إنَّ العُقَلاءَ تَرَكوا فُضولَ الدّنيا فكَيفَ الذُّنوبُ ، و تَركُ الدّنيا مِنَ الفَضلِ و تَركُ الذُّنوبِ مِنَ الفَرضِ .;

خردمندان زياديهاى دنيا را فرو گذاشتند چه رسد به گناهان؛ در حالى كه فرو گذاشتن دنيا فضيلت است و فرو گذاشتن گناهان، واجب!;

منبع: الكافي : 1/17/12 .
امام كاظم عليه السلام

يَنبَغي لِلعاقِلِ إذا عَمِلَ عَمَلاً أن يَستَحيِيَ مِنَ اللّه ِ ـ إذ تَفَرَّدَ لَهُ بِالنِّعَمِ ـ أن يُشارِكَ في عَمَلِهِ أحَدا غَيرَهُ .;

خردمند را سزد كه چون كارى كند، از خداوند كه تنها نعمت رسان اوست، شرم كند كه در كار خود كس ديگرى غير از او را شريك گرداند.;

منبع: بحار الأنوار : 1/155/30.
امام كاظم عليه السلام

مَن سَلَّطَ ثَلاثا عَلى ثَلاثٍ فَكَأنَّما أعانَ هَواهُ عَلى هَدمِ عَقلِهِ ; مَن أظلَمَ نورَ فِكرِهِ بِطولِ أمَلِهِ ، و مَحا طَرائفُ حِكمَتِهِ بِفُضولِ كَلامِهِ ، و أطفَأ نورَ عِبرَتِهِ بِشَهَواتِ نَفسِهِ ، فَكَأنَّما أعانَ هَواهُ عَلى هَدمِ عَقلِهِ ، و مَن هَدَمَ عَقلَهُ أفسَدَ عَلَيهِ دينَهُ و دُنياهُ .;

هر كه سه چيز را بر سه چيز چيره گرداند، چنان است كه هواى نفْس خويش را در راه نابود كردن خِردش يارى رسانده باشد; هر كه با آرزوىِ دراز خود، فروغ انديشه اش را تاريك سازد و با سخنان زيادى، بدايع حكمت خويش را از بين برد و با خواهشهاى نفْس خود، پرتو عبرت و پندآموزى خويش را خاموش گرداند؛ چنان است كه هواى نفس خود را در راه نابود كردن خردش يارى رسانده باشد و هر كه خردش نابود شود دين و دنيايش تباه گردد.;

منبع: تحف العقول : 386.
امام كاظم عليه السلام

أوحى اللّه ُ تَعالى إلى داوُودَ عليه السلام ; قُل لِعِبادي ; لا يَجعَلوا بَيني و بَينَهُم عالِما مَفتونا بِالدّنيا ؛ فيَصُدَّهُم عَن ذِكري و عَن طَريقِ مَحَبَّتي و مُناجاتي ، اُولئكَ قُطّاعُ الطَّريقِ مِن عِبادي ، إنَّ أدنى ما أنا صانِعٌ بِهِم أن أنزَعَ حَلاوَةَ مَحَبَّتي و مُناجاتي مِن قُلوبِهِم .;

خداوند متعال به داوود عليه السلام وحى فرمود كه; به بندگانم بگو; ميان من و خودشان، عالِمِ فريفته دنيا را واسطه نكنند كه آنها را از ياد من و از راه محبّت من و مناجات با من باز مى دارد. آنان راهزنان بندگان من هستند. كمترين كارى كه با آنها بكنم اين است كه شيرينى محبّت و مناجاتم را از دلهايشان بَركَنَم.;

منبع: تحف العقول : 397.
امام كاظم عليه السلام

وَجَدتُ عِلمَ النّاسِ في أربَعٍ ; أوَّلُها أن تَعرِفَ رَبَّكَ ، و الثّانِيَةُ أن تَعرِفَ ما صَنَعَ بِكَ ، و الثّالِثَةُ أن تَعرِفَ ما أرادَ مِنكَ ، و الرّابِعَةُ أن تَعرِفَ ما يُخرِجُكَ مِن دِينِكَ .;

دانشِ مردم را در چهار قسم يافتم; نخست اين كه پروردگارت را بشناسى، دوم اين كه بدانى با تو چه كرده است، سوم اين كه بدانى از تو چه خواسته است و چهارم اين كه آنچه تو را از دينت بيرون مى برد، بشناسى.;

منبع: كشف الغمّة : 3/45.
امام كاظم عليه السلام

دَخَلَ رَسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله المَسجِدَ فإذا جَماعَةٌ قَد أطافوا بِرَجُلٍ ، فقالَ ; ما هذا ؟ فقيلَ ; عَلاّمَةٌ ، قالَ ; أعلَمُ النّاسِ بِأنسابِ العَرَبِ و وَقائعِها ، و أيّامِ الجاهِلِيَّةِ ، و بِالأشعارِ و العَرَبِيَّةِ ، فقالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله ; ذاكَ عِلمٌ لا يَضُرُّ مَن جَهِلَهُ ، و لا يَنفَعُ مَن عَلِمَهُ .;

رسول خدا صلى الله عليه و آله وارد مسجد شد، ديد عده اى گرد مردى جمع شده اند، فرمود; چه خبر است؟ عرض شد; علاّمه است. فرمود; علاّمه يعنى چه؟ عرض كردند; او داناترين مردم است به انساب عرب و جنگهاى ايشان و به روزگار جاهليت و اشعار عربى. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود; اينها دانشى است كه اگر كسى نداند، به او زيانى نرساند و اگر كسى بداند، او را سودى نبخشد.;

منبع: الأمالي للصدوق : 340/403.
امام كاظم عليه السلام

أولى العِلمِ بِكَ ما لا يَصلُحُ لَكَ العَمَلُ إلاّ بِهِ ، و أوجَبُ العَمَلِ عَلَيكَ ما أنتَ مَسؤولٌ عَنِ العَمَلِ بِهِ ، و ألزَمُ العِلمِ لَكَ ما دَلَّكَ عَلى صَلاحِ قَلبِكَ و أظهَرَ لَكَ فَسادَهُ ، و أحمَدُ العِلمِ عاقِبَةً ما زادَ في عَمَلِكَ العاجِلِ ، فَلا تَشتَغِلَنَّ بِعِلمِ ما لا يَضُرُّكَ جَهلُهُ ، و لا تَغفَلَنَّ عَن عِلمِ ما يَزيدُ في جَهلِكَ تَركُهُ .;

سزاوارترين دانش براى تو، آن دانشى است كه عملت جز با آن درست نشود و ضرورى ترين عمل براى تو، عملى است كه [اگر انجام ندهى] در برابر آن باز خواست مى شوى و لازم ترين دانش براى تو، دانشى است كه صلاح و فساد دلت را به تو نشان دهد و نيك فرجام ترين دانش، آن دانشى است كه بر عمل تو در اين دنيا بيفزايد. بنا بر اين، به دانستن چيزى كه ندانستن آن زيانى به تو نمى رساند، مپرداز و از دانستن چيزى كه فرو گذاردنش بر نادانى تو مى افزايد، هرگز غفلت مَوَرز.;

منبع: أعلام الدين : 305.