يُكرَهُ .;
كراهت دارد .;
احادیث امام کاظم علیه السلام؛ برای خواندن کامل و اشتراکگذاری بهتر، روی هر حدیث بزن.
يُكرَهُ .;
كراهت دارد .;
لِكلِّ شَيءٍ زكاةٌ و زكاةُ الجَسَدِ صيامُ النَّوافِلِ .;
هر چيزى زكاتى دارد و زكات بدن، روزه مستحبى است .;
إنَّ اللّه َ تبارَكَ و تعالى أتَمَّ صلاةَ الفَريضَةِ بصلاةِ النافِلَةِ، و أتَمَّ صيامَ الفَريضَةِ بصيامِ النافِلَةِ .;
خداوند تبارك و تعالى، نمازِ واجب را با نمازِ مستحبّى كامل گردانيد و روزه واجب را با روزه مستحبّى .;
إنّ اللّه َ عَزَّ و جلَّ يُبغِضُ الضَّحّاكَ مِن غَيرِ عَجَبٍ، و المَشّاءَ إلى غَيرِ أرَبٍ .;
خداوند عزّ و جلّ كسى را كه بدون تعجّب از امرى زياد مى خندد و كسى را كه بى هدف راه مى رود ، دشمن مى دارد .;
الضَّعيفُ مَن لَم يُرفَعْ إلَيهِ حُجّةٌ، و لَم يَعرِفِ الاختِلافَ، فإذا عَرَفَ الاختِلافَ فليسَ بضَعيفٍ .;
ضعيف كسى است كه حجت به او نرسيده و اختلاف را نمى شناسد . پس ، اگر اختلاف را بداند مستضعف نيست .;
إيّاكَ و الطَّمَعَ، و علَيكَ باليَأسِ مِمّا في أيدِي الناسِ، و أمِتِ الطَّمَعَ مِن المَخلوقِينَ؛ فإنَّ الطَّمَعَ مِفتاحٌ لِلذُّلِّ، و اختِلاسُ العَقلِ، و اختِلاقُ المُرُوّاتِ، و تَدنِيسُ العِرضِ، و الذَّهابُ بِالعِلمِ .;
از طمع بپرهيز و به آنچه مردم دارند ، چشمداشتى نداشته باش ، چشمداشت به مخلوق را در خود بميران ؛ زيرا طمع و چشمداشت، كليد هر خوارى است و عقل را مى دزدد و انسانيّتها را مى برد و آبرو را مى آلايد و دانش را از بين مى برد .;
لا يَنبَغِي للرَّجُلِ أن يَدَعَ الطِّيبَ في كُلِّ يَومٍ، فإن لَم يَقدِرْ علَيهِ فَيَومٌ و يَومٌ لا، فإن لَم يَقدِرْ ففي كُلِّ جُمُعَةٍ و لا يَدَعْ .;
شايسته است كه مرد هر روز از بوى خوش استفاده كند ؛ اگر هر روز نتوانست ، يك روز در ميان عطر زند و چنانچه اين هم مقدورش نبود جمعه ها را ترك نكند .;
إنّ للّه ِِ تعالى أولياءَ مَع أولياءِ الظَّلَمَةِ لِيَدفَعَ بِهِم عَن أوليائهِ، و أنتَ مِنهُم يا عليُّ .;
خداوند عزّ و جلّ در كنار اولياى ستمگر، دوستانى دارد تا به وسيله آنان از دوستان خود حمايت كند و تو اى على ، يكى از آنان هستى .;
يَعرِفُ شِدَّةَ الجَورِ مَن حُكِمَ بهِ علَيهِ .;
سختىِ ستم را كسى مى داند كه به او ستم شده باشد .;
إذا كانَ الجَورُ أغلَبَ مِنَ الحَقِّ لَم يَحِلَّ لأحَدٍ أن يَظُنَّ بأحَدٍ خَيرا حتّى يَعرِفَ ذلكَ مِنهُ .;
هرگاه ستم و نا راستى ، از حق و راستكارى بيشتر بود، بر هيچ كس روا نيست كه به كسى گمان خوب برد ، مگر آن گاه كه خوبى او بر وى معلوم شود .;
ما عُبِدَ اللّه ُ بِشَيءٍ أفضَلَ مِنَ العَقلِ .;
خداوند به چيزى برتر از خِرَد، عبادت نشده است.;
عَلَيكَ بِالجِدِّ، لا تُخرِجَنَّ نَفسَكَ مِن حَدِّ التَّقصيرِ في عِبادَةِ اللّه ِ عَزَّ و جلَّ و طاعَتِهِ؛ فإنَّ اللّه َ لا يُعبَدُ حَقَّ عِبادَتِهِ .;
همواره بكوش و خود را در عبادت و طاعت خداوند عزّ و جلّ بى تقصير مدان؛ زيرا خداوند آن گونه كه شايسته عبادت اوست ، عبادت نمى شود.;
ما أقبَحَ الفَقرَ بَعدَ الغِنى، و أقبَحَ الخَطيئَةَ بَعدَ النُّسكِ ! وَ أقبَحُ مِن ذلِكَ العابِدُ للّه ِِ ثُمّ يَترُكُ عِبادَتَهُ .;
چه زشت است نيازمندى بعد از توانگرى و چه زشت است گناه به دنبال عبادت و زشت تر از اينها كار كسى است كه عبادت خدا را پيشه كند و سپس از عبادتش دست شويد.;
لا تَستَكثِروا كَثيرَ الخَيرِ .;
خوبى بسيار را، بسيار مشماريد.;
العُجبُ دَرَجاتٌ، مِنها ; أن يُزَيَّنَ لِلعَبدِ سُوءُ عَمَلِهِ فيَراهُ حَسَنا فيُعجِبَهُ و يَحسَبَ أنَّهُ يُحسِنُ صُنعا، و مِنها ; أن يُؤمِنَ العَبدُ بِرَبِّهِ فيَمُنَّ عَلَى اللّه ِ عَزَّ و جلَّ و للّه ِِ عَلَيهِ فيهِ المَنُّ .;
خودپسندى درجاتى دارد؛ يكى از آنها اين است كه كردار زشت بنده به نظرش زيبا جلوه كند و آن را نيكو بيند و خوشش آيد و پندارد كه كار خوبى مى كند. يكى ديگر اين است كه بنده به پروردگارش ايمان آورد و براى اين كار، بر خداوند عزّ و جلّ منّت گذارد، حال آن كه در اين كار، خداوند را بر او منّت است.;
مَن لَم يَعقِلْ عَنِ اللّه ِ لَم يَعقِدْ قَلبَهُ عَلى مَعرِفةٍ ثابِتَةٍ يُبصِرُها و يَجِدُ حَقيقَتَها في قَلبِهِ .;
هركه علم خود را از خدا [از طريق كتاب و سنّت] نگيرد، دلش با شناختى استوار، كه آن را ببيند و حقيقتش را در قلب خويش بيابد، گره نخورد.;
الإقرارُ بأنَّهُ لا إلهَ غَيرُهُ ، و لا شِبهَ لَهُ و لا نَظيرَ و أنَّهُ قَديمٌ ، مُثبَتٌ ، مَوجودٌ ، غَيرُ فَقيدٍ ، و أنَّهُ لَيسَ كَمِثلِه شَيءٌ .;
اقرار به اين كه خدايى جز او نيست و مانند و همتا ندارد و قديم است، [وجودش] ثابت و قطعى است، موجود (معلوم) است و مفقود نيست و هيچ چيزى مانند او نباشد.;
لَيسَ كَمِثلِهِ شَيءٌ و لَم يَزَلْ سَميعا و عَليما و بَصيرا ، و هُوَ الفَعّالُ لِما يُريدُ .;
[اين كه بدانى ]چيزى مانند او نيست، و هميشه شنوا و دانا و بينا بوده است و هر كارى كه بخواهد، مى كند.;
إنَّ اللّه َ أعلى و أجَلُّ و أعظَمُ مِن أن يُبلَغَ كُنهُ صِفَتِهِ ، فَصِفُوهُ بِما وَصَفَ بِهِ نَفسَهُ ، و كُفّوا عَمّا سِوى ذلكَ .;
خدا برتر و والاتر و بزرگتر از آن است كه به حقيقت صفتش رسيده شود؛ بنا بر اين، او را به همان گونه كه خودش خود را وصف كرده است، وصف كنيد و از جز آن خوددارى ورزيد.;
سُبحانَ مَن لَيسَ كَمِثلِهِ شَيءٌ لا جِسمٌ و لا صُورَةٌ .;
منزّه است خدايى كه چيزى همانند او نيست ؛ نه جسمى و نه صورتى.;