احادیث امام کاظم علیه السلام؛ برای خواندن کامل و اشتراک‌گذاری بهتر، روی هر حدیث بزن.

امام كاظم عليه السلام ـ در پاسخ به پرسش احمد بن محمّد بن ابى نصر از بريدن درخت سدر ـ فرمود

سَألَني رَجُلٌ مِن أصحابِكَ عَنهُ فَكَتَبتُ إلَيهِ ; قد قَطَعَ أبو الحَسنِ عليه السلام سِدرا و غَرَسَ مكانَهُ عِنَبا .;

يكى از دوستان تو نيز در اين باره از من پرسيد و من به او [چنين ]نوشتم ; ابو الحسن عليه السلام درخت سدرى را بُريد و به جاى آن يك انگور بن نشاند .;

منبع: الكافي : 5/263/7 .
امام كاظم عليه السلام ـ در پاسخ به اين پرسش كه جهاد با كدام دشمن واجب تر است ـ فرمود

أقرَبُهم إلَيكَ و أعداهُم لَكَ··· و مَن يُحَرِّضُ أعداءَكَ علَيكَ ، و هُو إبليسُ .;

آن كه از همه به تو نزديكتر و دشمنيش با تو بيشتر است . . . و كسى كه دشمنان تو را بر ضدّت تحريك مى كند و آن شيطان است .;

منبع: تحف العقول : 399 .
امام كاظم عليه السلام ـ به سماعة بن مهران ـ فرمود

إذا كانَت (لَكَ) حاجَةٌ إلى اللّه ِ فَقُلْ ; «اللَّهُمَّ إنّي أسألُكَ بِحَقِّ محمّدٍ و عَلِيٍّ ؛ فإنَّ لَهُما عِندَك شَأناً مِنَ الشَّأنِ ···» فإنّهُ إذا كانَ يَومُ القِيامَةِ لَم يَبقَ مَلَكٌ مُقَرَّبٌ و لا نَبِيٌّ مُرسَلٌ و لا مُؤمِنٌ مُمتَحَنٌ إلاّ و هُو يَحتاجُ إلَيهِما في ذلكَ اليومِ .;

هرگاه حاجتى به خدا پيدا كردى بگو ; «خدايا! به حقّ محمّد و على از تو مسألت مى كنم ؛ زيرا كه آن دو را نزد تو شأن و مقامى است ···» . در روز قيامت هيچ فرشته مقرّبى و پيامبر مرسلى و مؤمن آزمايش شده اى نيست ، مگر اين كه در آن روز، به آن دو (محمّد و على عليهما السلام) نيازمند است .;

منبع: الدعوات : 51/127 .
امام كاظم عليه السلام ـ به موسى بن بكر واسطى ـ فرمود

لَو مَيَّزتُ شِيعَتي لَم أجِدْهُم إلاّ واصِفَةً ، و لَوِ امتَحَنتُهُم لَما وَجَدتُهُم إلاّ مُرتَدِّينَ ، و لَو تَمَحَّصتُهُم لَما خَلُصَ مِنَ الألفِ واحِدٌ ، و لَو غَربَلتُهُم غَربَلَةً لَم يَبقَ مِنهُم إلاّ ما كانَ لي ، إنّهُم طالَ مَا اتَّكَوا عَلَى الأرائكِ فقالوا ; نحنُ شِيعَةُ عَلِيٍّ ! إنّما شِيعَةُ عَلِيٍّ مَن صَدَّقَ قَولَهُ فِعلُهُ .;

اگر شيعيان خود را جدا و مشخص كنم، در ميان آنان جز اهل حرف پيدا نكنم و اگر آنان را بيازمايم، همگى مرتدّ از كار در آيند و اگر آنان را سره و نا سره كنم ،از هر هزار نفر يك نفر خالص پيدا نشود و اگر ايشان را از غربال بگذرانم ، جز آن كه متعلّق به من است كسى باقى نماند . آنها مدتهاست كه بر اريكه ها لميده اند و مى گويند ; ما شيعه على هستيم ، در صورتى كه شيعه على فقط كسى است كه كردار او مؤيّد گفتارش باشد .;

منبع: الكافي : 8/228/290 .
امام كاظم عليه السلام ـ وقتى به ايشان گفته شد

أنا مِن شيعَةِ مُحمّدٍ و آلِ مُحمّدٍ الخُلّصِ ، وَ هُوَ يُنادي على ثِيابٍ يَبيعُها عَلى مَن يَزيدُ ـ ; ما جَهِلَ و لا ضاعَ امرُؤٌ عَرَفَ قَدرَ نَفسِهِ ، أ تَدرونَ ما مَثَلُ هذا ؟ ( مَثَلُ) هذا كَمَن قالَ ; أنا مِثلُ سَلمانَ و أبي ذَرٍّ و المِقدادِ و عَمّارٍ ، وَ هُو مَعَ ذلكَ يُباخِسُ في بَيعِهِ ، و يُدلِّسُ عُيوبَ المَبيعِ عَلى مُشتَريهِ ، وَ يَشتَري الشَّيءَ بِثَمَنٍ فيُزايدُ الغَريبَ يَطلُبهُ فيُوجِبُ لَهُ ، ثُمّ إذا غابَ المُشتَري قالَ ; أنا مِن مُحِبّي مُحمّدٍ و آل مُحمّدٍ ، و مِن مُوالي أولِيائهِم و مُعادي أعدائهِم .;

در بازار بر مردى گذشتيم كه داد مى زد ; من از شيعيان خالص محمّد و آل محمّدم . و جامه هايى را به مزايده گذاشته بود و جار مى زد ; كيست كه به قيمت بالاتر بخرد؟ ـ فرمود ; كسى كه قدر خود را بشناسد، در ورطه جهل و تباهى نيفتد . آيا مى دانيد چنين كسى به چه مى ماند ؟ او همانند كسى است كه بگويد ; «من مانند سلمان و ابوذر و مقداد و عمّار هستم» و با اين حال كم فروشى مى كند ، و عيبهاى كالايش را از مشترى مخفى نگه مى دارد ، و جنسى را [به قيمتى ارزان] مى خرد و آن را به غريبه اى كه طالب آن جنس است، به قيمت گران مى فروشد ، و وقتى مشترى رفت، مى گويد ; من آن جنس را به كمتر از قيمتى هم كه او مى خواست مى دادم . آيا چنين كسى مانند سلمان و ابوذر و مقداد و عمّار است ؟ حاشا كه اين شخص همانند آنان باشد . اما [با اين حال] ما او را منع نمى كنيم از اين كه بگويد; «من از دوستداران محمّد و آل محمّد هستم ، و از دوستانِ دوستان آنان و دشمنِ دشمنانشان مى باشم» .;

منبع: التفسير المنسوب إلى الإمام العسكريّ عليه السلام : 312/158 .
امام كاظم عليه السلام ـ در سفارش به هشام بن حكم ـ فرمود

يا هِشامُ ، اِصبِرْ على طاعَةِ اللّه ِ ، و اصبِرْ عن مَعاصِي اللّه ِ ؛ فإنّما الدنيا ساعَةٌ ، فما مَضى مِنها فليسَ تَجِدُ لَهُ سُرورا و لا حُزنا ، و ما لَم يَأتِ مِنها فليسَ تَعرِفُهُ ، فَاصبِرْ على تلكَ الساعَةِ التي أنتَ فيها فكأنّكَ قدِ اغتَبَطتَ .;

اى هشام! بر طاعت خدا شكيبايى بورز و در ترك معاصى او شكيبا باش ؛ زيرا دنيا لحظه اى بيش نيست . آنچه از آن گذشته ، جاى شادى و غم ندارد و از آنچه نيامده نيز خبر ندارى . پس لحظه اى را كه در آن به سر مى برى ، صبور باش چنان كه گويى خوشبخت و نكو حالى .;

منبع: بحار الأنوار : 78/311/1 .
امام كاظم عليه السلام ـ وقتى مردى از عيالوارى خود و اين كه همه آنها بيمارند، شِكوه كرد ـ فرمود

داوُوهُم بِالصَّدَقةِ، فَلَيسَ شَيءٌ أسرَعَ إجابَةً مِنَ الصَّدَقةِ، و لا أجدى مَنفَعةً على المَرِيضِ مِنَ الصَّدَقةِ .;

آنها را با صدقه درمان كن ؛ زيرا هيچ چيز زودتر از صدقه به درگاه خدا پذيرفته نمى شود و براى بيمار دارويى سودمندتر از صدقه نيست .;

منبع: طبّ الأئمّة لابني بسطام : 123 .
امام كاظم عليه السلام ـ در پاسخ به نامه كسى كه از آن حضرت درباره كمك به گداهاى سر راه نشين پرسيده بود ـ نوشت

مَن تَصَدَّقَ على ناصِبٍ فَصَدَقَتُهُ علَيهِ لا لَهُ، لكنْ على مَن لا تَعرِفُ مَذهَبَهُ و حالَهُ فذلكَ أفضلُ و أكثَرُ ، و مِن بَعدُ فَمَن تَرَقَّقتَ علَيهِ و رَحِمتَهُ و لَم يُمكِنِ استِعلامُ ما هُو علَيهِ لَم يَكُن بالتَّصَدُّقِ علَيهِ بَأسٌ إن شاءَ اللّه ُ .;

هركه به ناصبى (دشمن اهل بيت) صدقه دهد، آن صدقه برايش گناه است نه ثواب ، اما اگر به كسى كه از مذهب و عقيده او خبر ندارى، صدقه بدهى ، بهتر و ثوابش بيشتر است . از اين گذشته، هر كس كه دلت به حالش سوخت و رحمت به او برانگيخته شد و آگاه شدن از مذهب و عقيده اش هم ممكن نشد، صدقه دادن به او اشكالى ندارد ، ان شاء اللّه .;

منبع: بحار الأنوار : 96/127/46.
امام كاظم عليه السلام

الصَّلواتُ المَفروضاتُ في أوَّلِ وَقتِها إذا اُقِيمَ حُدُودُها، أطيَبُ رِيحا مِن قَضِيبِ الآسِ حينَ يُؤخَذُ مِن شَجَرِهِ في طِيبِهِ و رِيحِهِ و طَراوَتِهِ، فَعَلَيكُم بِالوَقتِ الأوَّلِ .;

نمازهاى واجب اوّل وقت، اگر با شرايط گزارده شوند، از يك شاخه تر و تازه و خوشبوىِ مُورِد .[بر وزن غُوره، درختچه اى است، با برگهاى سبز، شفاف و معطر و گلهاى سفيد پنج برگى، و به نامهاى آس، اسمار، زند، ققنوس و··· معروف است. (فرهنگ معين) .]كه تازه از بوته اش جدا مى شود ، خوش بوترند ؛ پس بر شما باد نماز اوّل وقت .;

منبع: ثواب الأعمال : 58/1 .
امام كاظم عليه السلام

إذا ماتَ المؤمنُ بَكَت علَيهِ الملائكةُ و بِقاعُ الأرضِ التي كانَ يَعبُدُ اللّه َ علَيها، و أبوابُ السماءِ التي كانَ يُصعَدُ بأعمالِهِ فيها .;

هرگاه مؤمن وفات كند ، فرشتگان و جاهايى كه در آن جا خدا را عبادت مى كرده و درهاى آسمان كه اعمالش از آنها بالا مى رفته است، بر وى بگريند .;

منبع: بحار الأنوار : 82/177/18 .