ـ أيضًا ـ : هُم أصحابُ المَهدِيِّ عليه السلام في آخِرِ الزَّمانِ
ـ نيز در تفسير همين آيه ـ : آنان، ياران مهدى عليه السلام در آخر الزمان هستند.
احادیث امام باقر علیه السلام؛ برای خواندن کامل و اشتراکگذاری بهتر، روی هر حدیث بزن.
ـ أيضًا ـ : هُم أصحابُ المَهدِيِّ عليه السلام في آخِرِ الزَّمانِ
ـ نيز در تفسير همين آيه ـ : آنان، ياران مهدى عليه السلام در آخر الزمان هستند.
ـ أيضًا ـ : إنَّ ذلِكَ وَعدٌ لِلمُؤمِنينَ بِأَنَّهُم يَرِثونَ جَميعَ الأَرضِ
ـ نيز در تفسير همين آيه ـ : اين وعده اى است به مؤمنان كه وارث سراسر زمين خواهند شد.
وَجَدنا في كِتابِ عَلِيٍّ عليه السلام : «إنَّ الأَرضَ للّه ِِ يورِثُها مَن يَشاءُ مِن عِبادِهِ والعاقِبَةُ لِلمُتَّقينَ الأعراف : 128 . أنَا وأهلُ بَيتي الَّذين أورَثَنَا اللّه ُ الأَرضَ ونَحنُ المُتَّقونَ وَالأَرضُ كُلُّها لَنا ، فَمَن أحيا أرضًا مِنَ المُسلِمينَ فَليُعَمِّرها وَليُؤَدِّ خَراجَها إلَى الإِمامِ مِن أهلِ بَيتي ولَهُ ما أكَلَ مِنها ، فَإِن تَرَكَها أو أخرَبَها وأخَذَها رَجُلٌ مِنَ المُسلِمينَ مِن بَعدِهِ فَعَمَّرَها وأحياها فَهُوَ أحَقُّ بِها مِنَ الَّذي تَرَكَها ، يُؤَدّي خَراجَها إلَى الإِمامِ مِن أهلِ بَيتي ولَهُ ما أكَلَ مِنها ، حَتّى يَظهَرَ القائِمُ مِن أهلِ بَيتي بِالسَّيفِ فَيَحوِيَها ويَمنَعَها ويُخرِجَهُم مِنها كَما حَواها رَسولُ اللّه ِ صلي الله عليه و آله ومَنَعَها ، إلاّ ما كانَ في أيدي شيعَتِنا فَإِنَّهُ يُقاطِعُهُم عَلى ما في أيديهِم ويَترُكُ الأَرضَ في أيديهِم
در كتاب على (كه به املاى رسول خدا صلي الله عليه و آله و خط على عليه السلام است) آمده است: «همانا زمين از آنِ خداست و آن را به هركس از بندگانش كه بخواهد، به ارث مى دهد و عاقبت، از آنِ پرهيزگاران است» . من و اهل بيتم همان كسانى هستيم كه خداوند زمين را به ما به ارث مى دهد و ماييم، پرهيزگاران و زمين، تماماً از آنِ ماست. پس هريك از مسلمانان زمينى را احيا كند، بايد آبادش سازد و ماليات آن را به امام از اهل بيت من بپردازد و هرچه از آن زمين استفاده كند و بخورد، حقّ اوست و اگر زمين را رها سازد يا خرابش كند و بعد از او، مرد ديگرى از مسلمانان آن را بگيرد و آباد و احيايش كند، او نسبت به آن زمين از كسى كه آن را رها كرده سزاوارتر است و بايد مالياتش را به امام از خاندان من بپردازد و هرچه از آن زمين استفاده كند، حقّ اوست، تا زمانى كه قائم از خاندان من، با شمشير ظهور كند. در اين زمان، او آن اراضى را تصرف كند و جلو آنها را بگيرد و تصرف كنندگانشان را از آنها اخراج كند ـ همان گونه كه رسول خدا صلي الله عليه و آله زمينها را تصرف كرد و آنها را حفظ كرد ـ مگر زمينهايى كه در دست شيعيان ما باشد كه حضرت قائم نسبت به آن اراضى با آنان مقاطعه مى بندد و زمين را در دست ايشان باقى مى گذارد.
اِعلَم أنَّ لِبَني اُمَيَّةَ مُلكًا لا يَستَطيعُ النّاسُ أن تَردَعَهُ ، وأنَّ لِأَهلِ الحَقِّ دَولَةً إذا جاءَت وَلاّهَا اللّه ُ لِمَن يَشاءُ مِنّا أهلَ البَيتِ ، فَمَن أدرَكَها مِنكُم كانَ عِندَنا فِيالسَّنامِ الأَعلى ، وإن قَبَضَهُ اللّه ُ قَبلَ ذلِكَ خارَ لَهُ
بدان كه براى بنى اميّه سلطنتى است كه مردم نمى توانند مانع آن شوند و براى اهل حقّ دولتى است كه چون (زمانش) فرا رسد، خداوند آن را به هريك از ما اهل بيت كه بخواهد مى سپارد. پس هريك از شما آن دولت را درك كند، نزد ما مقامى بالا و رفيع داشته باشد و هر كه پيش از آن، خداوند جانش را بستاند، اجرش با خدا باشد.
ـ في قَولِهِ عَزَّوجَلَّ : «وقُل جاءَ الحَقُّ وزَهَقَ الباطِلُ الإسراء : 81 . ـ : إذا قامَ القائِمُ عليه السلام ذَهَبَت دَولَةُ الباطِلِ
درباره آيه «و بگو: حقّ آمد و باطل نابود شد» ـ : هرگاه قائم عليه السلام قيام كند، دولت باطل از بين برود.
كَأَنّي بِقَومٍ قَد خَرَجوا بِالمَشرِقِ يَطلُبونَ الحَقَّ فَلا يُعطَونَهُ ، ثُمَّ يَطلُبونَهُ فَلا يُعطَونَهُ ، فَإِذا رَأَوا ذلِكَ وَضَعوا سُيوفَهُم عَلى عَواتِقِهِم ، فَيُعطَون ما سَأَلوهُ فَلا يَقبَلونَهُ حَتّى يَقوموا ، ولا يَدفَعونَها إلاّ إلى صاحِبِكُم . قَتلاهُم شُهَداءُ ، أما إنّي لَو أدرَكتُ ذلِكَ لاَستَبقَيتُ نَفسي لِصاحِبِ هذَا الأَمرِ
گويى مردمى را مى بينم كه در مشرق زمين قيام كرده اند و حقّ را مطالبه مى كنند اما به آنان داده نمى شود و باز مطالبه مى كنند، ولى باز هم به آنان نمى دهند و چون وضع را اين گونه ديدند، شمشيرهاى خود را از نيام مى كشند و در اين زمان، آن چه را طلب كرده اند به آنان مى دهند، اما آن را نمى پذيرند تا اين كه برخيزند و آن را به صاحب (و امام زمان) شما دهند. كشتگان آنان شهيدند. بدانيد كه اگر من آن زمان را درك كنم، جانم را براى صاحب اين امر نگه مى دارم.
دَولَتُنا آخِرُ الدُّوَلِ ، ولَم يَبقَ أهلُ بَيتٍ لَهُم دَولَةٌ إلاّ مَلَكوا قَبلَنا ، لِئَلاّ يَقولوا إذا رَأَوا سيرَتَنا : إذا مَلَكنا سِرنا مِثلَ سِيرَةِ هؤُلاءِ ! وهُوَ قَولُ اللّه ِ عَزَّوجَلَّ : «وَالعاقِبَةُ لِلمُتَّقينَ الأعراف : 128 ، القصص : 83 .
دولت ما آخرين دولتست و هيچ خاندان داراى حكومتى باقى نمى ماند، مگر اين كه قبل از ما، به حكومت مى رسد تا اين كه وقتى شيوه (حكومت) ما را ديدند نگويند: اگر ما به حكومت مى رسيديم، به همين شيوه اينان رفتار مى كرديم! و اين فرموده خداى عز و جل است كه: «و عاقبت، از آنِ پرهيزگاران است»
العارِفُ مِنكُم هذَا الأَمرَ المُنتَظِرُ لَهُ المُحتَسِبُ فيهِ الخَيرَ كَمَن جاهَدَ وَاللّه ِ مَعَ قائِمِ آلِ مُحَمَّدٍ صلي الله عليه و آله بِسَيفِهِ
آن كس از شما كه اين امر را بشناسد [و بدان معتقد باشد] و منتظر آن باشد و خير و خوبى را در آن بداند، به خدا قسم همچون كسى است كه در كنار قائم آل محمّد صلي الله عليه و آله با شمشير او جهاد كند.
لِيُقَوِّ شَديدُكُم ضَعيفَكُم ، وَليَعُد غَنِيُّكُم عَلى فَقيرِكُم ، ولا تَبُثّوا سِرَّنا ، ولا تُذيعوا أمرَنا ، وإذا جاءَكُم عَنّا حَديثٌ فَوَجَدتُم عَلَيهِ شاهِدًا أو شاهِدَينِ مِن كِتابِ اللّه ِ فَخُذوا بِهِ ، وإلاّ فَقِفوا عِندَهُ ثُمَّ رُدّوهُ إلَينا حَتّى يَستَبينَ لَكُم . وَاعلَموا أنَّ المُنتَظِرَ لِهذَا الأَمرِ لَهُ مِثلُ أجرِ الصّائِمِ القائِمِ ، ومَن أدرَكَ قائِمَنا فَخَرَجَ مَعَهُ فَقَتَلَ عَدُوَّنا كانَ لَهُ مِثلُ أجرِ عِشرينَ شَهيدًا ، ومَن قُتِلَ مَعَ قائِمِنا كانَ لَهُ مِثلُ أجرِ خَمسَةٍ وعِشرينَ شَهيدًا
تواناى شما به ناتوانتان يارى رساند و داراى شما به نادارتان كمك كند و راز ما را فاش نسازيد و امر [امامت] ما را آشكار نكنيد و هرگاه حديثى از ما به شما رسيد و يك يا دو دليل از كتاب خدا برايش پيدا كرديد، آن را بپذيريد و گرنه درباره آن درنگ كنيد و سپس آن را به ما ارجاع دهيد (و از ما بپرسيد) تا [حقيقت امر] برايتان روشن شود. بدانيد كه انتظار كشنده اين امر [ ظهور قائم عليه السلام ] پاداشى همانند شخص روزه دار شب زنده دار دارد. و هركس قائم ما را درك كند و همراهيش كند و دشمن ما را بكشد، اجر بيست شهيد دارد و هركس در ركاب قائم ما كشته شود، اجر بيست و پنج شهيد دارد.
ما ضَرَّ مَن ماتَ مُنتَظِرًا لِأَمرِنا أن لا يَموتَ في وَسَطِ فِسطاطِ المَهدِيِّ وعَسكَرِهِ ؟ !
كسى كه در انتظار امر (فرج و ظهور ما) از دنيا رود، او را چه زيان كه در ميان خيمه مهدى و سپاه او نميرد؟!
ـ في بَيانِ كَيفيَّةِ الخُطبَةِ الثّانِيَةِ مِن صَلاةِ الجُمُعَةِ ـ : اللّهُمَّ إنّا نَرغَبُ إلَيكَ في دَولَةٍ كَريمَةٍ ، تُعِزُّ بِهَا الإِسلامَ وأهلَهُ ، وتُذِلُّ بِهَا النِّفاقَ وأهلَهُ ، وتَجعَلُنا فيها مِنَ الدُّعاةِ إلى طاعَتِكَ وَالقادَةِ إلى سَبيلِكَ، وتَرزُقُنا بِها كَرامَةَ الدُّنيا وَالآخِرَةِ
ـ در بيان كيفيت خطبه دوم نماز جمعه ـ : بار خدايا! ملتمسانه از تو مى خواهيم دولت با شكوهى را برپا دارى كه به وسيله آن اسلام و مسلمانان را عزّت بخشى ونفاق ومنافقان را به ذلّت كشانى و در آن، ما را از دعوتگران به سوى طاعتت و پيش آهنگان راهت قرار دهى و به واسطه آن، كرامت دنيا و آخرت را نصيبمان فرمايى.
مَن أحَبَّنا فَهُوَ مِنّا أهلَ البَيتِ . قُلتُ : جُعِلتُ فِداكَ، مِنكُم ؟ ! قالَ : مِنّا وَاللّه ِ ، أما سَمِعتَ قَولَ إبراهيمَ عليه السلام : «فَمَن تَبِعَني فَإِنَّهُ مِنّي
هر كه ما را دوست بدارد، او از ما اهل بيت است. به ايشان عرض شد: يابن رسول اللّه از شماست؟ فرمود: به خدا قسم، از ماست؛ آيا نشنيده اى اين سخن ابراهيم را كه: «پس هركه از من پيروى كند، او از من است»
دَخَلَ أبو ذَرٍّ عَلى سَلمانَ وهُوَ يَطبَخُ قِدرًا لَهُ ، فَبَينا هُما يَتَحَدَّثانِ إذِ انكَبَّتِ القِدرُ عَلى وَجهِها عَلَى الأَرضِ ، فَلَم يَسقُط مِن مَرَقِها ولا وَدَكِها شَيءٌ ، فَعَجِبَ مِن ذلِكَ أبو ذَرٍّ عَجَبًا شَديدًا ، وأخَذَ سَلمانُ القِدرَ فَوَضَعَها عَلى حالِهَا الأَوَّلِ عَلَى النّارِ ثانِيَةً ، وأقبَلا يَتَحَدَّثانِ ، فَبَينا هُمَا يَتَحَدَّثانِ إذِ انكَبَّتِ القِدرُ عَلى وَجهِها ، فَلَم يَسقُط مِنها شَيءٌ مِن مَرَقِها ولا وَدَكِها . قالَ : فَخَرَجَ أبو ذَرٍّ وهُوَ مَذعورٌ مِن عِندِ سَلمانَ ، فَبَينا هُوَ مُتَفَكِّرٌ إذ لَقِيَ أميرَ المُؤمِنينَ عليه السلام فَقالَ لَهُ : يا أبا ذَرٍّ ، مَا الَّذي أخرَجَكَ مِن عِندِ سَلمانَ ؟ ومَا الَّذي ذَعَرَكَ ؟ فَقالَ لَهُ أبو ذَرٍّ : يا أميرَ المُؤمِنينَ ، رَأَيتُ سَلمانَ صَنَعَ كَذا وكَذا ، فَعَجِبتُ مِن ذلِكَ . فَقالَ أميرُ المُؤمِنينَ عليه السلام : يا أبا ذَرٍّ ، إنَّ سَلمانَ لَو حَدَّثَكَ بِما يَعلَمُ لَقُلتَ : رَحِمَ اللّه ُ قاتِلَ سَلمانَ . . . وإنَّ سَلمانَ مِنّا أهلَ البَيتِ
ابوذر بر سلمان وارد شد، ديد ديگى را بر روى آتش گذاشته و چيزى مى پزد. باهم مشغول صحبت شدند كه ناگهان ديگ بر روى زمين واژگون شد اما چيزى از خورشت و چربى آن بر زمين نريخت. ابوذر سخت تعجّب كرد. سلمان ديگ را برداشت و دوباره به حالت اول برگرداند و به صحبتهاى خود ادامه دادند كه بار ديگر ديگ چپّه شد و اين بار نيز چيزى از خورشت و چربى آن به زمين نريخت. ابوذر وحشت زده از نزد سلمان خارج شد و در حال فكر كردن بود كه به اميرالمؤمنين عليه السلام برخورد. حضرت فرمود: اى ابوذر، چه شد كه از خانه سلمان بيرون آمدى؟ وچرا هراسان هستى؟ ابوذر عرض كرد:اى اميرالمؤمنين، سلمان را ديدم كه چنين و چنان كرد و من از كارهاى او شگفت زده شدم. اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود: اى ابوذر، اگر سلمان از چيزهايى كه مى داند برايت بگويد، خواهى گفت: خدا رحمت كند قاتل سلمان را!... براستى كه سلمان از ما اهل بيت است.
إنَّ الدُّنيا عِندَ العُلَماء مِثلُ الظِّلِّ .
دنيا، در نظر عالمان، به سان سايه است.
أهلُ الدُّنيا سَفرٌ يَحُلّونَ عَقدَ رِحالِهِم في غَيرِها .
مردم دنيا ، مسافرانى هستند كه در غيرِ دنيا بار مى گشايند (بارانداز نهايى شان آخرت است).
: فَأَمَّا الحُسنَى الجَنَّةُ ، وأمَّا الزِّيادَةُ فَالدُّنيا ، ما أعطاهُمُ اللّه ُ فِي الدُّنيا لَم يُحاسِبهُم بِهِ فِي الآخِرَةِ ، ويَجمَعُ ثَوابَ الدُّنيا وَالآخِرَةِ ، ويُثيبُهُم بِأَحسَنِ أعمالِهِم فِي الدُّنيا وَالآخِرَةِ .
ـ درباره اين سخن خداى متعال «براى آنان كه نيكى كنند، نيكى است و افزونى» : نيكى، بهشت است و افزونى، دنيا. آنچه خداوند در دنيا عطايشان كند ، در آخرت براى آن حسابرسى نمى كند و پاداش دنيا و آخرت را برايشان فراهم مى آورد و در برابر بهترين كارهايشان ، در دنيا و آخرت ، پاداششان مى دهد.
يا عُمَر ، إنَّمَا الدُّنيا سوقٌ مِنَ الأَسواقِ ؛ مِنها خَرَجَ قَومٌ بِما يَنفَعُهُم ، ومِنها خَرَجوا بِما يَضُرُّهُم .
اى عمر! دنيا، در حقيقت، بازارى از بازارهاست . گروهى از اين دنيا ، چيزى را بردند كه سودشان رسانْد، و گروهى ، كالايى را كه زيانشان داد.
نِعمَ العَونُ الدُّنيا عَلى طَلَبِ الآخِرَةِ .
چه خوب كمكى است دنيا براى به دست آوردن آخرت!
مَن طَلَبَ الرِّزقَ فِي الدُّنيَا استِعفافا عَنِ النّاسِ ، وتَوسيعا عَلى أهلِهِ ، وتَعَطُّفا عَلى جارِهِ ، لَقِيَ اللّه َ يَومَ القِيامَةِ ووَجهُهُ مِثلُ القَمَرِ لَيلَةَ البَدرِ .
هركس در دنيا به دنبال روزى رود تا دست نياز سوى مردم دراز نكند و خانواده اش را در آسايش قرار دهد و به همسايه اش كمك كند ، روز قيامت ، با صورتى چون ماه شب چهارده ، خداوند را ديدار مى كند.
مَن اُعطِيَ الخُلُقَ وَالرِّفقَ فَقَد اُعطِيَ الخَيرَ كُلَّهُ وَالرّاحَةَ ، وحَسُنَ حالُهُ في دُنياهُ وآخِرَتِهِ ، ومَن حُرِمَ الرِّفقَ وَالخُلُقَ كانَ ذلِكَ لَهُ سَبيلاً إلى كُلِّ شَرٍّ وبَلِيَّةٍ إلاّ مَن عَصَمَهُ اللّه ُ تَعالى .
به هركس خوش خويى و مدارا داده شود ، تمام خير و آسايش به او داده شده است و در دنيا و آخرت ، حال و روزش خوش باشد و هركس از مدارا و خوش خويى محروم گردد ، اين براى او راهى به سوى هر بدى و بلايى باشد ، مگر كسى كه خداى متعال نگاهش بدارد.