إتْباعُ الإحْسانِ بالإحْسانِ مِن كمالِ الجُودِ .;
پياپى نيكى كردن، از كمال بخشندگى است.;
احادیث امیرالمومنین علی علیه السلام؛ برای خواندن کامل و اشتراکگذاری بهتر، روی هر حدیث بزن.
إتْباعُ الإحْسانِ بالإحْسانِ مِن كمالِ الجُودِ .;
پياپى نيكى كردن، از كمال بخشندگى است.;
غايَةُ الجُودِ بَذْلُ المَوجودِ .;
اوج بخشندگى، بخشيدن داشته موجود است.;
أفضَلُ الجُودِ بَذْلُ المَوجودِ .;
برترين بخشندگى، بخشيدن داشته موجود است.;
غايَةُ الجُودِ أنْ تُعْطيَ مِن نَفسِكَ المَجهودَ .;
نهايت بخشندگى ، اين است كه دسترنجت را ببخشى.;
أفضَلُ الجُودِ بَذْلُ الجَهْدِ .;
برترين بخشندگى، بخشيدن دسترنج است.;
أتَمُّ الجُودِ ابْتِناءُ المَكارِمِ ، و احْتِمالُ المَغارِمِ .;
كاملترين بخشندگى، كسب مكارم اخلاق و به عهده گرفتن خسارتها و تاوانهاست.;
الجَوادُ في الدُّنيا مَحمودٌ ، و في الآخِرَةِ مَسعودٌ .;
بخشنده، در دنيا ستوده است و در آخرت ، نيكبخت.;
الجَوادُ مَن بَذلَ ما يُضَنُّ بمِثْلِهِ .;
بخشنده ، كسى است كه چيزى را بخشد كه از بخشيدن امثال آن دريغ مى شود.;
النّاسُ رجُلانِ ; جَوادٌ لا يَجِدُ ، و واجِدٌ لا يُسعِفُ .;
مردم دو گروهند; بخشنده اى كه ندارد و دارايى كه نمى بخشد.;
جُودُ الوُلاةِ بفَيءِ المسلمينَ جَورٌ و خَتَرٌ .;
بخشش زمام داران از بيت المال مسلمانان، ستم و خيانت است.;
الجُودُ مِن غيرِ خَوفٍ و لا رَجاءِ مُكافاةٍ حَقيقةُ الجُودِ .;
بخششى كه از روى ترس و يا به اميد تلافى نباشد، بخشش واقعى است.;
مِن حُسنِ الجِوارِ تَفَقُّدُ الجـارِ .;
از نشانه هاى حُسن همسايگى جويا شدن از احوال همسايه است.;
مَن أحسَنَ إلى جِيرانِهِ كَثُرَ خَدَمُهُ .;
كسى كه به همسايگان خود نيكى كند، خدمت گزارانش زياد شوند.;
مَن حَسُنَ جِوارُهُ كَثُرَ جِيرانُهُ .;
هر كه همسايه خوبى باشد، همسايگانش زياد مى شوند.;
اللّه َ اللّه َ في جِيرانِكُم فإنَّهُم وَصيَّةُ نَبيِّكُم ، ما زالَ يُوصي بِهِمْ حتّى ظَنَنّا أنَّهُ سَيُوَرِّثُهُم .;
خدا را، خدا را درباره همسايگانتان ، كه آنان سفارش شده پيامبر شمايند ، و حضرتش صلى الله عليه و آله چندان درباره همسايگان سفارش كرد كه گمان برديم آنها را ارث بَر قرار دهد.;
ما تَأكَّدَتِ الحُرمَةُ بمِثلِ المُصاحَبَةِ و المُجاوَرَةِ .;
بر هيچ حرمتى همچون حرمت همنشينى و همسايگى تأكيد نشده است.;
جاءَ رجُلٌ إلى رسولِ اللّه ِ صلى الله عليه و آله فقالَ ; يا رسولَ اللّه ِ ، إنّي أرَدْتُ شِراءَ دارٍ ، أينَ تأمُرُني أشْتَري في جُهَيْنَةَ أمْ في مُزَيْنَةَ أمْ في ثَقيفٍ أمْ في قُرَيشٍ ؟ فقالَ لَهُ رسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله ; الجوارُ ثُمَّ الدّارُ ، و الرَّفيقُ ثُمَّ السَّفَرُ .;
مردى خدمت پيامبر خدا صلى الله عليه و آله آمد و عرض كرد; مى خواهم خانه اى بخرم، دستور مى فرماييد كجا بخرم؟ در ميان جهينه يا مزينه يا ثقيف و يا قريش؟ پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به او فرمود; اوّل همسايه، سپس خانه، اوّل همسفر، سپس سفر.;
سَلْ عنِ الجارِ قبلَ الدّارِ .;
پيش از خريدن خانه ببين همسايه ها كيستند.;
جارُ السَّوءِ أعظَمُ الضَّرّاءِ و أشَدُّ البَلاءِ .;
همسايه بد، بزرگترين رنج و سخت ترين بلا است.;
حَرِيمُ المَسجدِ أربعونَ ذِراعا ، و الجِوارُ أربعـونَ دارا مِن أربعةِ جَوانِبِها .;
حريم مسجد چهل ذراع است و تا چهل خانه از چهار طرف منزل همسايه به شمار مى آيند.;