الجَهلُ داءٌ و عَياءٌ .;
نادانى درد است و ناتوانى.;
احادیث امیرالمومنین علی علیه السلام؛ برای خواندن کامل و اشتراکگذاری بهتر، روی هر حدیث بزن.
الجَهلُ داءٌ و عَياءٌ .;
نادانى درد است و ناتوانى.;
الجَهلُ أدْوَأُ الدّاءِ .;
نادانى، بدترين درد است.;
الجَهلُ مَطِيَّةٌ شَموسٌ ، مَن رَكِبَها زَلَّ و من صَحِبَها ضَلَّ .;
نادانى، مركبى چموش است كه هر كه سوارش شود به سر در آيد، و هركه همراهش گردد گمراه شود.;
الجَهلُ يُزِلُّ القَدَمَ .;
نادانى، گام را مى لغزاند.;
الجَهلُ مُمِيتُ الأحْياءِ و مُخَلِّدُ الشَّقاءِ .;
نادانى مايه مرگ زندگان و جاودانى رنج و بدبختى است.;
الجَهلُ يُفسِدُ المَعادَ .;
نادانى، آخرت را تباه مى كند.;
الجَهلُ فَسادُ كُلِّ أمْرٍ .;
نادانى، مايه تباهى همه چيز است.;
الجَهلُ أصْلُ كُلِّ شَرٍّ .;
نادانى، ريشه همه بديهاست.;
الجَهلُ مَعْدِنُ الشَّرِّ .;
نادانى، معدن بدى است.;
الحِرْصُ و الشَّرَهُ و البُخْلُ نَتيجَةُ الجَهلِ .;
آزمندى و سيرى ناپذيرى و بخل نتيجه نادانى است.;
أنا الجاهِلُ ، عَصَيتُكَ بجَهْلي ، و ارْتَكَبتُ الذُّنوبَ بجَهْلي ، و ألْهَتْني الدُّنيا بجَهْلي، و سَهَوْتُ عن ذِكرِكَ بجَهْلي ، و رَكَنْتُ (إلى) الدُّنيا بجَهْلي .;
من نادانم ، به سبب نادانيم، تو را نافرمانى كردم و به سبب نادانيم، مرتكب گناهان شدم و به سبب نادانيم، دنيا مرا به خود مشغول داشت و به سبب نادانيم، از ياد تو غافل گشتم و به سبب نادانيم، به دنيا ميل كردم.;
إنَّ الزُّهدَ في الجَهْلِ بقَدْرِ الرَّغبَةِ في العَقلِ .;
بى رغبتى به نادانى به اندازه رغبت به دانايى است.;
لا يَرْدَعُ الجَهولَ إلاّ حَدُّ الحُسامِ .;
نادان را، جز تيزى شمشير باز نمى دارد.;
لَو أنَّ العِبادَ حِينَ جَهِلوا وَقَفُوا لَم يَكْفُروا ، و لَم يَضِلّوا .;
اگر بندگان، به گاه ندانستن، [از اظهار نظر] باز مى ايستادند، كافر و گمراه نمى شدند.;
الإيمانُ و العَملُ أخَوَانِ تَوْأَمانِ و رَفيقانِ لا يَفْتَرِقانِ .;
ايمان و عمل دو برادر همزادند و دو رفيق جدا ناشدنى.;
الجاهِلُ لا يَعْرِفُ تَقْصيرَهُ و لا يَقبلُ مِن النَّصيحِ لَهُ .;
نادان ، به تقصير (عيب) خود آگاه نيست و نصيحت خير خواهِ خود را [هم] نمى پذيرد.;
الجاهِلُ مَيِّتٌ و إنْ كانَ حَيّا .;
نادان مرده است هر چند به ظاهر زنده باشد.;
الجاهِلُ لا يَرْتَدِعُ ، و بالمَواعِظِ لا يَنْتَفِعُ .;
نادان، نصيحت بردار نيست و پند و اندرز در او كارگر نمى افتد.;
الجاهِلُ كَزَلَّةِ العالِمِ صَوابُهُ .;
كارِ درستِ نادان، مانند لغزش دانشمند است.;
الجاهِلُ يَسْتَوحِشُ مِمّا يَأنَسُ بهِ الحكيمُ .;
نادان از آنچه خردمند با آن انس مى گيرد، مى گريزد.;