زَكاةُ الشَّجاعةِ الجِهادُ في سبيلِ اللّه ِ .;
زكات شجاعت، جهاد در راه خداست.;
احادیث امیرالمومنین علی علیه السلام؛ برای خواندن کامل و اشتراکگذاری بهتر، روی هر حدیث بزن.
زَكاةُ الشَّجاعةِ الجِهادُ في سبيلِ اللّه ِ .;
زكات شجاعت، جهاد در راه خداست.;
المُجاهِدونَ تُفْتَحُ لَهُم أبْوابُ السَّماءِ .;
درهاى آسمان به روى مجاهدان گشوده است.;
إنَّ اللّه َ كَتبَ القَتْلَ على قَومٍ و المَوتَ على آخَرينَ، و كُلٌّ آتِيهِ مَنيّتُهُ كَما كَتَبَ اللّه ُ لَهُ ، فطُوبى للمجاهدين في سبيلِهِ، و المقتولينَ في طاعتِهِ .;
خداوند براى گروهى كشته شدن را نوشته است و براى ديگران مردن را و هر گروهى مرگش به همان گونه كه خداوند برايش نوشته است، به او مى رسد. پس، خوشا به حال مجاهدان در راه خدا، و كشته شدگان در راه طاعت او.;
أوّلُ مَن جَاهَدَ في سبيلِ اللّه ِ إبراهيمُ عليه السلام ، أغَارَتِ الرُّومُ على ناحِيَةٍ فِيها لُوطٌ عليه السلام فأسَروهُ ، فَبَلغَ إبراهيمَ عليه السلام الخَبَرُ فنَفَرَ فاسْتَنْقَذَهُ مِن أيْديهِم ، و هُو أوَّلُ مَن عَمِلَ الرّاياتِ صلى اللّه عليه .;
نخستين كسى كه در راه خدا جهاد كرد ابراهيم عليه السلام بود. روميها به منطقه اى كه لوط عليه السلام در آن جا بود، يورش بردند و او را اسير كردند. اين خبر به گوش ابراهيم رسيد و نيرويى بسيج كرد و لوط را از اسارت آنها درآورد. و ابراهيم نخستين كسى است كه پرچم ساخت.;
أمَّا إذا لَزِمَ الجِهادُ بأنْ لا يكونَ بإزاءِ الكافرينَ مَن يَنوبُ عَن سائرِ المُسلِمينَ فالنَّفَقةُ هُناكَ الدِّرْهَمُ بسَبعِمائةِ ألفِ ، فأمَّا المُسْتَحَبُّ الّذي هو قَصدَهُ الرَّجُلُ و قَد نابَ عَنهُ مَن سَبقَهُ و اسْتَغنى عَنه فالدِّرْهَمُ بسَبعِمائةِ حَسَنةٍ ، كلُّ حَسَنةٍ خَيرٌ مِن الدُّنيا و مَا فِيها مائةَ ألفِ مَرّةٍ .;
امّا اگر جهادِ واجب باشد ، به اين معنا كه در برابر كافران، كسى نباشد كه از ديگر مسلمانان دفاع كند، در اين صورت، نزد خداوند ثواب يك درهم هزينه كردن ، هفتصد هزار درهم است. اما اگر جهادِ مستحب باشد ، به اين معنا كه فرد قصد جهاد كند، ولى ديگران زودتر از او براى دفاع رفته باشند و نيازى به وى نباشد، در اين صورت، يك درهم، هفتصد حسنه دارد، كه هر حسنه اى، صد هزار بار بهتر است از دنيا و هر آنچه در دنياست.;
جاهِدوا في سبيلِ اللّه ِ بأيْديكُم، فإنْ لَم تَقْدِروا فجاهِدوا بألسِنَتِكُم ، فإنْ لَم تَقْدِروا فجاهِدوا بقُلوبِكُم .;
در راه خدا با دستهاى خود بجنگيد، اگر نتوانستيد با زبانهاى خود بجنگيد و اگر باز هم نتوانستيد با دلهاى خود بجنگيد.;
و أنْ يَنْصُرَ اللّه َ سبحانَهُ بقَلْبِهِ و يَدِهِ و لِسانِهِ ، فإنَّهُ جَلّ اسمُهُ قـد تَكَفّلَ بنصْرِ مَن نصَرَهُ و إعْزازِ مَن أعَزَّهُ .;
و خداوند سبحان را با دل و دست و زبان خود يارى رسانَد؛ زيرا خداوند ـ جلّ اسمه ـ متعهّد شده است كه يارى كننده خود را يارى كند و گرامى دارنده اش را گرامى بدارد.;
إنَّ أوَّلَ ما تُقلَبونَ علَيهِ من الجِهادِ الجِهادُ بأيْديكُم ثُمَّ بألسِنَتِكُم ثُمَّ بقُلوبِكُم ، فَمَنْ لَم يَعْرِفْ بقَلبِهِ مَعروفا و لَم يُنْكِرْ مُنْكَرا قُلِبَ ، فجُعِلَ أعْلاهُ أسْفَلَهُ .;
نخستين جهادى كه درباره آن وارسى مى شويد جهاد با دستهايتان است، سپس جهاد با زبانهايتان و زان پس جهاد با دلهايتان. پس كسى كه در دل از معروفى حمايت نكند و منكرى را زشت نشمارد، واژگونه شده است.;
اللّه َ اللّه َ فيا لجِهادِ بأمْوالِكُم و أنْفُسِكُم و ألْسِنَتِكُم في سبيلِ اللّه ِ .;
خدا را، خدا را، در جهاد كردن با مالها و جانها و زبانهايتان در راه خدا.;
لبئسَ لَعَمْرُ اللّه ِ سُعْرُ نارِ الحَرْبِ أنْتُم ! تُكادُونَ و لا تَكِيدُونَ ، و تُنْتَقَصُ أطْرافُكُم فَلا تَمْتَعِضونَ ، لا يُنامُ عَنكُم و أنْتُم في غَفْلَةٍ سَاهونَ··· و اللّه ِ ، إنَّ امْرَأً يُمكِّنُ عَدُوَّهُ مِن نفسِهِ يَعْرُقُ لَحْمَهُ و يَهْشِمُ عَظْمَهُ و يَفْري جِلْدَهُ لَعظيمٌ عَجْزُهُ ، ضَعيفٌ ما ضُمَّتْ علَيهِ جَوانِحُ صَدْرِهِ . أنتَ فكُنْ ذاكَ إنْ شِئْتَ . فأمّا أنا فَو اللّه ِ دونَ أنْ اُعطيَ ذلكَ ضَربٌ بالمَشْرَفيّةِ تَطيرُ مِنهُ فَراشُ الهامِ ، و تَطيحُ السَّواعِدُ و الأقْدامُ ، و يَفْعلُ اللّه ُ بعدَ ذلكَ ما يشاءُ .;
سوگند به خدا كه شما بد شعله اى براى آتش جنگ هستيد! [زيرا ]به شما نيرنگ مى زنند و شما نيرنگ نمى زنيد، شهرهاى شما را مى گيرند و شما خشمگين نمى شويد، دشمن از شما غافل نيست و شما در غفلت و بى خبرى به سر مى بريد ··· به خدا سوگند كسى كه دشمنش را بر خود چنان مسلّط كند كه گوشتش را تا استخوان بخورد و استخوانش را دَرهم شكند و پوستش را بكَنَد، بس ناتوان و زبون است و در سينه اش دلى ضعيف دارد. تو اگر خواهى چنين باشى، باش، اما من، به خدا سوگند، چنين نخواهم بود، بلكه با شمشيرهاى مَشْرَفى چنان بر او خواهم نواخت كه ريزه استخوانهاى سر او بپرد و دستها و پاها به هر سو پراكنده شود. از آن پس، خدا هر چه خواهد مى كند.;
قَدِ اسْتَطعَموكُمُ القِتالَ ، فأقِرُّوا على مَذَلَّةٍ و تأخِيرِ مَحَلَّةٍ ، أو رَوُّوا السُّيوفَ مِن الدِّماءِ تَرْوَوا مِن الماءِ ، فالمَوتُ في حَياتِكُم مَقْهورِينَ ، و الحَياةُ في مَوتِكُم قاهِرِينَ .;
[با اين كارشان] از شما خواستند تا دست به جنگ بگشاييد؛ اينك شما يا به خوارى تن دهيد و منزلت شجاعت و شرافت را از دست نهيد، يا شمشيرها را از خونها سيراب كنيد، تا از آب سيراب شويد؛ چه، اگر زنده بمانيد، اما شكست خورده باشيد، در حقيقت مرده ايد و اگر بميريد، اما پيروز شويد، در حقيقت زنده ايد.;
اتَّقوا اللّه َ و غُضُّوا أبْصارَكُم ··· اللّهُمَّ ألْهِمْهُمُ الصّبرَ ، و أنْـزِلْ علَيهِمُ النّصرَ ، و أعْظِمْ لَهُمُ الأجْرَ .;
از خدا بترسيد و چشمانتان را فرو بنديد ··· بار خدايا! به آنان صبر و پايدارى عطا فرما و پيروزشان گردان و پاداش بزرگ عطايشان كن.;
فِيكُمُ العُلَماءُ و الفُقَهاءُ و النُّجَباءُ و الحُكَماءُ و حَمَلةُ الكِتابِ و المُتَهجِّدونَ بالأسْحارِ و عُمّارُ المَساجِدِ بتِلاوَةِ القُرآنِ ، أ فَلا تَسْخَطونَ و تَهْتَمّونَ أنْ يُنازعَكُم الوَلايةَ علَيكُم سُفَهاؤكُم و الأشْرارُ الأراذِلُ مِنكُم؟!;
با آن كه در ميان شما عالمان و فقيهان و نژادگان و فرزانگان و حافظان قرآن و شب زنده داران و آباد كنندگان مساجد با تلاوت قرآن وجود دارند، آيا به خشم نمى آييد و اهميتى نمى دهيد به اين كه نادانان و اشرار و فرومايگانِ شما، براى حكومت بر شما، با شما كشمكش كنند؟!;
ضارِبوا عَن دِينِكُم بالظُّبا ، و صِلوا السُّيوفَ بالخُطا ، و انْتَصِروا باللّه ِ تَظْفَروا و تُنْصَروا .;
با تيغه شمشيرها از دين خود دفاع كنيد، و شمشيرها را با فرا پيش نهادن گامهايتان، به دشمن برسانيد و از خداوند يارى جوييد، تا پيروز گرديد و يارى شويد.;
فمَن تَرَكَهُ ـ يعني الجِهادَ ـ رَغْبَةً عَنهُ ألْبسَهُ اللّه ُ ثَوبَ الذُّلِّ ، و شَمِلَهُ البَلاءُ ، و دُيِّثَ بالصَّغارِ و القَماءَةِ، و ضُرِبَ على قَلْبِه بالإسْهابِ (بالأسْدادِ)، و اُدِيلَ الحقُّ مِنهُ بِتَضْييعِ الجِهادِ .;
كسى كه به جهاد، بى ميلى كرده، آن را فرو گذارد، خداوند جامه خوارى و رداى بلا و گرفتارى بر او بپوشاند و به خوارى و فرومايگى درافتد و بر دلش پرده هاى گمراهى زده شود و به سبب فرو گذاشتن جهاد، حقّ، از او روي گردان شود و به باطل درافتد.;
الجِهادِ على أرْبَعِ شُعَبٍ ; على الأمرِ بالمَعروفِ و النَّهيِ عنِ المُنكَرِ و الصِّدْقِ في المَواطِنِ و شَنَآنِ الفاسقِينَ ، فمَن أمَرَ بالمعروفِ شَدَّ ظَهْرَ المُؤمنِ، و مَن نَهى عنِ المُنْكَرِ أرْغَمَ أنْفَ المُنافِقِ، و مَن صَدَقَ في المَواطِنِ قَضى الّذي علَيهِ ، و مَن شَنَأَ الفاسِقينَ و غَضِبَ للّه ِ عزّ و جلّ غَضِبَ اللّه ُ لَهُ .;
جهاد چهار شاخه دارد; امر به معروف، نهى از منكر، پايدارى در جبهه هاى جنگ و دشمنى با تبهكاران. هر كس امر به معروف كند از مؤمن پشتيبانى كرده است و هر كه نهى از منكر كند بينى منافق را به خاك ماليده است و هر كه در جبهه ها پايدارى ورزد وظيفه خود را انجام داده است و هر كه با تبهكاران دشمنى كند و براى خدا خشم گيرد، خداوند نيز برايش خشم گيرد.;
جِهادُ المَرأةِ حُسْنُ التَّبَعُّلِ .;
جهاد زن اين است كه خوب شوهردارى كند.;
جِهادُ النَّفْسِ مَهْرُ الجَنّةِ .;
جهاد با نفس كابين بهشت است.;
جِهادُ الهوى ثَمَنُ الجَنّةِ .;
مبارزه با هوس، بهاى بهشت است.;
أوَّلُ ما تُنْكِرونَ مِن الجِهادِ جِهادُ أنفُسِكُم ، آخِرُ ما تَفْقِدونَ مُجاهَدَةُ أهْوائكُم و طاعَةُ اُولي الأمرِ مِنكُم .;
نخستين جهادى كه آن را كنار مى نهيد، جهاد با نفْسهايتان است و آخرين چيزى كه از دست مى دهيد، مبارزه كردن با خواهشهايتان و اطاعت از فرمانروايانتان است.;