عَنِ الصّادِقِ عليه السلام
قالَ اللّه ُ تَعالى; اَلْخَلْقُ عِيالى فَاَحَبُّهُمْ اِلَىَّ اَلْطَفُهُمْ بِهِمْ وَ اَسْعاهُمْ فى حَوائِجِهِمْ. ;
از امام صادق عليه السلام روايت شده كه خداوند فرمود
مردم، عيال و نانخور من هستند . محبوب ترين افراد نزد من، كسانى اند كه به مردم مهربان تر و در رفع نيازهايشان كوشاتر باشند.;
اصول كافى، ج 2، ص 199.
اِنّ اللّه َ يَقُولُ
يا ابْنَ آدَمَ! فىكُلِّ يَوْمٍ يأتى رِزقُكَ وَ اَنْتَ تَحْزَنُ وَ يَنْقُصُ مِنَ عُمْرِكَ وَ اَنْتَ لا تَحْزَنُ، تَطْلُبُ ما يُطْغيكَ وَ عِنْدَكَ ما يَكْفيكَ. ;
خداوند مى فرمايد
اى فرزند آدم! هرروز، روزى تو مى رسد، ولى بازهم غمگين مى شوى، ولى از عمر تو كاسته مى شود، اما اندوهگين نمى گردى. چيزى مى طلبى كه تو را به طغيان مى كشد، در حالى كه به اندازه كفايت دارى.;
بحارالانوار، ج 74، ص 44.
عَنِ الرِّضا عليه السلام في_'20حَديثِ سِلسِلَةِ الذَّهَبِ عَن جَبرَئيل
سَمِعتُ اللّه َ يَقُولُ; «لا اِلهَ اِلاّ اللّه ُ» حِصْنى، فَمَنَ دَخَلَ حِصْنى أَمِنَ مِنْ عَذابى. ;
در حديث «سلسلة الذهب» از امام رضا عليه السلام روايت شده، از پدرانش ، از پيامبر خدا صلي الله عليه و آله از جبرئيل ، كه شنيدم خداوند مى فرمود
«لا اله الاّ اللّه » (و توحيد)، دژ و حصار من است، هركس وارد اين قلعه شود، از عذاب من ايمن شود.;
معانى الاخبار، ص 371.
وَ عَنِ الصّادِقِ عليه السلام
اِنَّ فيما أَوْحَى اللّه ُ اِلى مُوسى وَ أَنْزَلَ عَلَيهِ فِي التَّوراةِ; اِنّى أَنَا اللّه ُ لا اِلهَ اِلاّ أَنَا، خَلَقْتُ الْخَلْقَ وَ خَلَقْتُ الْخَيْرَ وَ أَجْرَيْتُهُ عَلى يَدَىْ مَنْ اُحِبُّ، فَطُوبى لِمَنْ أَجْرَيْتُهُ عَلى يَدَيْهِ، وَ أَنَا اللّه ُ لا اِلهَ اِلاّ أَنَا خَلَقْتُ الْخَلْقَ وَ خَلَقْتُ الشَرَّ وَ أَجْرَيْتُهُ عَلى يَدَىْ مَنْ اُريدُهُ، فَوَيْلٌ لِمَنْ أَجْرَيْتُهُ عَلى يَدَيْهِ. ;
مام صادق عليه السلام فرمود
از جمله آنچه خداوند به موسى عليه السلام وحى فرمود و در تورات بر او نازل كرد، چنين بود; همانا منم خداوند ، هيچ معبودى جز من نيست. مردم را آفريدم و خير و نيكى را هم آفريدم و آن را بر دستان كسى جارى ساختم كه دوست مى دارم، خوشا به حال آنكه خير را بر دستان او جارى ساختم. منم خداوند، معبودى جز من نيست. مردم را آفريدم و شرّ را آفريدم و آن را برد;
الجواهر السنيّه ، ص 39.
قالَ رَسُولُ اللّه ِ صلي الله عليه و آله، قالَ اللّه ُ جَلَّ جَلالُهُ
ما آمَنَ بى مَنْ فَسَّرَ بِرَأْيِهِ كَلامى، وَ ما عَـرَفَنى مَنْ شَبَّـهَنى بِخَـلْقى، وَ ما عَلى دينى مَنِ اسْتَعْمَل الِقياسَ فىدِينى. ;
رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود
خداى متعال فرموده است; كسى كه سخن مرا طبق رأى ونظر خودش تفسير كند (تفسير به رأى) به من ايمان نياورده است، و كسى كه مرا به آفريده هايم تشبيه كند، مرا نشناخته است. وكسى كه در دين من قياس را به كارگيرد، بر دين و آيين من نيست.;
بحارالانوار ، ج 2، ص 297.
قالَ الباقِرُ عليه السلام ، قالَ اللّه ُ تَعالى
لَأُعَذِّبَنَّ كُلَّ رَعيَّة ٍ فىالأِسلامِ دانَتْ بِوِلايَةِ كُلِّ اِمامٍ جائِرٍ لَيْسَ مِنَ اللّه ِ، وَ اِنْ كانَتِ الرَّعِيَّةُ فىأَعْمالِها بَرَّةً تَقيَّةً. وَ لَأَعْفُوَنَّ عَنْ كُلِّ رَعيَّةٍ فِى الأِسلامِ دانَتْ بِوِلايَةِ كُلِّ اِمامٍ عادلٍ مِنَ اللّه ِ وَ اِنْ كانَتِ الرَّعِيَّةُ فىأَنْفُسِها ظالِمَةً مُسيئَةً. ;
امام باقر عليه السلام از خداى متعال روايت فرموده است
در اسلام، هر جمعيت و مردمى را كه تن به ولايت و رهبرى هر پيشواى ستمگرى بدهند كه از سوى خداوند نيست، حتما عذاب خواهم كرد، هرچند آن مردم در كارهاى خودشان نيكوكار و اهل تقوا باشند. و حتما عفو و گذشت خواهم كرد از هر گروهى در اسلام ، كه ولايت و رهبرى هر پيشواى دادگرى را كه از سوى خداست، بپذيرند و گردن نهند ، هرچند آن مردم در (كارهاى) خودشان ستمگر و بدكار باشند.;
اصول كافى ، ج 1، ص 376.
قالَ رَسُولُ اللّه ِ صلي الله عليه و آله يَقُولُ اللّه ُ تَبارَكَ وَ تَعالى
يَا ابْنَ آدَمَ! ما تُنْصِفُنى، اَتَحَبَّبُ اِلَيْكَ بِالنِّعَمِ وَ تَتَمَقَّتُ اِلَىَّ بِالمَعاصى، خَيْرى عَلَيْكَ مُنزَلٌ وَ شَرُّكَ اِلَىَّ صاعِدٌ، وَ لا يَزالُ مَلَكٌ كَريمٌ يَأْتينى عَنْكَ كُلَّ يَوْمٍ وَ لَيْلَةٍ بَعَمَلٍ قَبيحٍ. ;
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله فرمود
خداوند متعال مى فرمايد; اى فرزند آدم! با من انصاف نمى كنى! من با نعمت ها نسبت به تو دوستى و محبّت مى كنم، ولى تو با گناهان با من دشمنى مى كنى. خير من بر تو نازل مى شود، ولى از تو بدى به طرف من بالا مى آيد، و پيوسته فرشته اى بزرگوار، هر روز و شب، گزارش كارى زشت را از تو براى من مى آورد.;
بحارالانوار، ج 74، ص 19.
عَنِ الباقِرِ عليه السلام
اِنَّ مُوسى سَأَلَ رَبَّهُ فَقالَ; يارَبِّ أَقَريبٌ أَنْتَ مِنّى فَأُناجيكَ أَمْ بَعيدٌ فَأُناديكَ؟ فَأَوْحَى اللّه ُ عَزَّوجَلَّ اِلَيْهِ; يا مُوسى! اَنَا جَليسُ مَنْ ذَكَرَنى. فَقالَ مُوسى; اَلَّذينَ يَذْكُرُونَنى فَاَذْكُرُهُمْ وَ يَتَحابُّونَ فِىَّ فَأُحِبُّهُمْ، فَاُولئِكَ الَّذينَ اِذا أَرَدْتُ أَنْ أُصيبَ أَهْلَ الأَرْضِ بِسُوءٍ ذَكَرْتُهُم فَدَفَعْتُ عَنْهُمْ بِهِمْ. ;
امام باقر عليه السلام فرمود
موسى عليه السلام از پروردگارش سؤال كرد; خدايا! تو نزديكى، تا با تو نجوا كنم، يا دورى كه صدايت بزنم؟ خداوند به او چنين وحى كرد; اى موسى! من همنشين كسى هستم كه مرا ياد كند. موسى گفت; چه كسى در پوشش و پرده توست، آن روز كه جز پوشش تو، پوششى نيست؟ خداوند فرمود; آنان كه مرا ياد مى كنند، من هم آنان را ياد مى كنم، در راه من با يكديگر دوستى مى كنند، من هم آنان را دوست مى دارم. اينان كسانى اند كه هرگاه بخواهم بر اهل زمين ، بدى و عذابى برسانم، آنان را ياد مى كنم و به خاطر آنان ، عذاب را از زمينيان دور مى سازم.;
اصول كافى، ج 2، ص 496.
عَن أَبى عَبدِاللّه عليه السلام قالَ
أَوْحَى اللّه ُ تَعالى اِلى مُوسى; يا مُوسى! لا تَفْرَحْ بِكَثْرَةِ الْمالِ وَ لا تَدَعْ ذِكرى عَلى كُلِّ حالٍ، فَاِنَّ كَثْرَةَ الْمالِ تُنْسِى الذُّنُوبَ وَ اِنَّ تَرْكَ ذِكرى يُقْسِى الْقُلُوبَ. ;
امام صادق عليه السلام فرمود
خداى متعال به حضرت موسى عليه السلاموحى فرمود; اى موسى! به خاطر ثروت زياد، خوشحال مشو و در هيـچ حــالى يـاد مــرا وامــگـذار، همانا ثروت زياد ، گناهان را از ياد انسان مى برد و ترك ياد خدا سنگدلى و قساوت قلب مى آورد.;
اصول كافى ، ج 2، ص 497.
وَ قالَ اللّه ُ تَعالى
يا مُوسى ! ما اُريدَ بِهِ وَجْهى فَكَثيرٌ قَليلُهُ وَ ما اُريدَ بِهِ غَيرْى فَقَليلٌ كَثيرُهُ. ;
خداوند متعال فرمود
اى موسى! آنچه كه به خاطر من و خالصانه انجام شود، اندكِ آن هم بسيار است. و آنچه به خاطر غير من انجام گيرد، بسيارِ آن هم اندك و ناچيز است.;
بحارالانوار ، ج 74، ص 36.
أَوْحَى اللّه ُ اِلى عيسىَ بنِ مَرْيَمَ عليه السلام
يا عيسى! هَبْ لى مِنْ عَيْنَيْكَ الدُّمُوعَ وَ مِنْ قَلْبِكَ الْخُشُوعَ وَ اكْحُلْ عَيْنَيْكَ بِمِيلِ الْحُزْنِ اِذا ضَحِكَ الْبَطّالُونَ وَ قُمْ عَلى قُبُورِ الْأمواتِ فَنادِهِمْ بِالصَّوْتِ الرَّفيعِ لَعَلَّكَ تَأخُذَ مَوْعِظَتَكَ مِنْهُم وَ قُلْ; اِنِّى لاحِقٌ فى اللاّحِقينَ. ;
خداوند به عيسى بن مريم عليه السلام وحى فرمود
اى عيسى! از چشمانت اشكها را و از قلبت خشوع را به من ببخش، دو چشمت را با سرمه اندوه، سرمه بكش ، آنگاه كه اهل باطل مى خندند. بر گور مردگان بايست و با صداى بلند، آنان را صدا بزن، باشد كه از آنان پند خويش را بگيرى و بگو; يقينا من نيز از پيوستگان به شما خواهم بود.;
بحارالانوار، ج 14 ، ص 320.
وَقالَ اللّه ُ تَعالى
اِذا اَرَدْتُ اَنْ اَجْمَعَ لِلْمُسْلِمِ خَيْرَالدُّنيا وَ خَيْرَ الآخِرَةِ جَعَلْتُ لَهُ قَلْبا خاشِعا وَ لِسانا ذاكِرا وَجَسَدا عَلَى الْبَلاءِ صابِرا ، وَ زَوْجَةً مُؤمِنَةً تَسُرُّهُ اِذا نَظَرَ اِلَيْها وَ تَحْفَظُهُ اِذا غابَ عَنْها فىنَفْسِها وَ مالِهِ. ;
خداوند متعال فرمود
هرگاه بخواهم خير دنيا و آخرت را براى يك مسلمان فراهم كنم، براى او قلبى خاشع، زبانى ذاكر، جسمى شكيبا بر بلا و همسرى با ايمان قرار مى دهم كه هرگاه به آن همسر بنگرد، همسرش او را شادمان سازد و در غياب شوهر، نگهدار ناموس و مال او باشد.;
الجواهر السنيّه، ص 103.
وَ قالَ اللّه ُ تَعالى لِمُوسى عليه السلام
يا مُوسى! ضَعِ الْكِبْرَ وَ دَعِ الْفَخْرَ وَ اذْكُرْ اَنَّكَ ساكِنُ الْقَبْرِ فَلْيَمْنَعْكَ ذلِكَ مِنَ الشَّهَواتِ. ;
خداوند متعال به حضرت موسى عليه السلام فرمود
اى موسى! تكبّر و فخر را واگذار، و به ياد آور كه ساكن گور خواهى شد. اين ياد آورى، تو را از شهوات باز بدارد.;
بحارالانوار، ج 74، ص 35.
اَوْحَى اللّه ُ اِلى مُوسى عليه السلام
يا مُوسى! اَلْفَقيرُ مَنْ لَيْسَ لَهُ مِثْلى كَفيلٌ، وَ الْمَريضُ مَنْ لَيْسَ لَهُ مِثْلى طَبيبٌ، وَ الْغَريبُ مَنْ لَيْسَ لَهُ مِثْلىِ مُونِسٌ. ;
خداوند به حضرت موسى چنين وحى كرد
فقير كسى است كه كفيل و كارسازى مثل من ندارد و بيـمار كسى است كه طبيبى ماننـد مـن نـدارد و غريب كسى است كه همدمى مثل من ندارد.;
الجواهر السنيّه، ص 61.
وَ قالَ تَعالى
يَابْنَ آدَمَ! اَكْثِرْ مِنَ الزّادِ اِلى طَريقٍ بَعيدٍ، وَ خَفِّفِ الْحَمْلَ فَالصِّراطُ دَقيقٌ، وَ اَخْلِصِ الْعَمَلَ فَاِنَّ النّاقِدَ بَصيرٌ، وَاَخِّرْ نَوْمَكَ اِلَى القُبُورِ وَفَخْرَكَ اِلىَ الميزانِ وَ لَذّاتِكَ اِلَى الجَنَّةِ، وَ كُنْ لى، اَكُنْ لَكَ. ;
خداوند متعال فرمود
اى فرزند آدم! براى راهى طولانى توشه بسيار برگير و بار خود را سبك كن، چرا كه راه، باريك است. و كار و عمل را خالص ساز، چرا كه ارزياب، بيناست. و خواب خود را براى قبر نگهدار و افتخار خويش را براى ميزان و لذّت هاى خود را براى بهشت. و براى من باش، تا براى تو باشم.;
الجواهر السنيّه، ص 67.
فى حَديث المِعراج
قالَ اللّه ُ تَعالى; يا اَحْمَدُ ! هَلْ تَدْرى مَتى يَكُونُ الْعَبْدُ عابِدا ؟ قالَ لا يا رَبِّ. قالَ; اِذا اجْتَمَعَ فيهِ سَبْعُ خِصالٍ;
در حديث معراج است ، خداوند به پيامبراسلام صلي الله عليه و آلهفرمود
اى احمد! آيا مى دانى كه بنده، كىْ بنده عبادتگر خواهد بود؟ گفت; نه ، اى پروردگار. فرمود; هر گاه هفت خصلت در او فراهم آيد; 1 ـ تقوايى كه او را از حرام هاى الهى باز بدارد. 2 ـ سكوتى كه او را از گفتار بيهوده نگه دارد. 3 ـ ترسى كه هر روز بر گريه او بيفزايد. 4 ـ شرمى كه درخلوت هم از من حياكند (وگناه نكند). 5 ـ خوردن، به اندازه اى كه چاره اى از آن نيست. 6 ـ دنيا را دشمن بدارد، چون من آن را دشمن مى دارم. 7 ـ نيكان را دوست بدارد، چون من دوستدار آنانم.;
بحارالانوار، ج 74، ص 30.
كانَ فى صُحُفِ مُوسى عليه السلام
عَجِبْتُ لِمَنْ اَيْقَنَ بِالْمَوْتِ كَيْفَ يَفْرَحُ بالدُّنْيا، وَ عَجِبْتُ لِمَنْ اَيْقَنَ بِالنّارِ كَيْفَ يَضْحَكُ وَ عَجِبْتُ لِمَنْ اَيْقَنَ بِالْحِسِابِ كَيْفَ يَعْمَلُ السَّيِّئاتِ. ;
در كتاب آسمانى موسى عليه السلام سخن خداوند چنين بود
تعجب مى كنم از كسى كه يقين به مرگ دارد، چگونه در دنيا ( و بخاطر دنيا) شادمانى مى كند؟! در شگفتم از كسى كه به آتش دوزخ يقين دارد، چگونه مى خندد؟! و در تعجبم از كسى كه به حساب ، يقين دارد، چگونه گناهان را مرتكب مى شود؟!;
كنز العمّال، ج 15 ، ص 937.
فيما ناجَى اللّه ُ بِهِ مُوسى عليه السلام اَنْ قالَ
يَابْنَ عِمْرانَ! كَذِبَ مَنْ زَعَمَ اَنَّهُ يُحِبُّنى، فَاِذا جَنَّهُ اللَّيْلُ نامَ عَنّى. اَلَيسَ كُلُّ مُحِبٍّ يُحِبُّ خَلْوَةَ حَبيبهِ؟... ;
در مناجات خدا با موسى عليه السلام از جمله چنين بود
دروغ مى گويد كسى كه مى پندارد مرا دوست مى دارد، اما چون تاريكى شب او را فرا مى گيرد به خواب مى رود ( و از مناجات با من غافل مى شود). مگر نه اينكه هر عاشق و دوستدارى ، خلوت با محبوب خود را دوست مى دارد؟!;
الجواهر السنيّه، ص 50.
اَوْحَى اللّه ُ عَزَّ وَجَلَّ اِلى مُوسى عليه السلام
اِنَّ عِبادى لَمْ يَتَقَرَّبُوا بِشَيْى ءٍ اَحَبَّ اِلَىَّ مِنْ ثَـلاثِ خِصالٍ. قالَ; يا رَبِّ وَ ما هُنَّ ؟ قالَ; يا مُوسى ! الزُّهْدُ فِى الدُّنيا وَ الْوَرَعُ عَنْ معاصِيَ وَ الْبُكاءُ مِنْ خَشْيتَى. ;
خداوند متعالى به حضرت موسى عليه السلام وحى كرد
به يقين ، بندگانم با چيزى به من تقرّب نيافتند كه در نظرم محبوب تر از سه خصلت باشد. گفت; پروردگارا! آن سه خصلت چيست؟ فرمـود; اى موسى! زهد و پارسايى در دنيا، پرهيز از نافرمانى هاى من و گريستن از خوف و خشيت من.;
الجواهر السنيّه، ص 38.
عَن أبى عَبدِاللّه عليه السلام قالَ
اَوْحَى اللّه ُ عَزَّوجَلَّ اِلى آدَمَ; اَنّى سَاَجْمَعُ لَكَ الْخَيْرَ فى اَرْبعِ كَلِماتٍ. قالَ; يا رَبِّ وَ ماهُنَّ؟ قالَ; يا رَبِّ بَيِّنْهُنَّ لى حَتّى اَعْلَمَهُنَّ. قالَ; امّا الّتى لى فَتَعْبُدَنى لاتُشْرِكَ بى شيئا وَ اَمَّا الّتى لَكَ فَاَجْزيكَ بِعَملِكَ اَحْوَجَ ما تَكُونُ اِلَيْهِ، وَ اَمَّا الّتى بَينى وَ بَيْنَكَ فَعَلَيْكَ الدُّعاءُ وَ عَلَىَّ الأجابَةُ، وَ اَمَّا الّتى بَيْنَكَ وَ بَيْنَ النّاسِ فَتَرْضى للِنّاسِ ما تَرْضى لِنَفْسِكَ. ;
امام صادق عليه السلام فرمود
خداوند متعال به آدم وحى كرد; من همه نيكى ها را درچهار سخن براى توجمع مى كنم. پرسيد; خدايا آن چهار كلمه چيست؟ فرمود; يكى براى من است ، يكى براى توست، يكى ميان من و توست، يكى هم ميان تو و مردم است. آدم گفت; پروردگارا! آنها را بيان كن تا بدانم. فرمود; امّا آنچه براى من است، آن است كه مرا عبادت كنى و در پرستش براى من چيزى را شريك قرار ندهى. امّا آنچه براى توست، اين است كه من پاداش عمل تو را، وقتى كه بيشترين نياز را به آن دارى، خواهم داد. امّا آنچه كه ميان من و توست ، اين است كه; دعا از تو، اجابت از من. امّا آنچه كه ميان تو و مردم است، اين است كه آنچه را براى خود مى پسندى براى مردم هم بپسندى.;
الجواهر السنيّه ، ص 10.