فِي الحَديثِ القُدسِيِّ : يَابنَ آدَمَ ، خَلَقتُ الأَشياءَ لِأَجلِك وخَلَقتُكَ لِأَجلي .
در حديث قدسى آمده است: «اى آدميزاد! همه چيز را براى تو آفريدم و تو را براى خودم آفريدم» .
احادیث احادیث قدسی؛ برای خواندن کامل و اشتراکگذاری بهتر، روی هر حدیث بزن.
فِي الحَديثِ القُدسِيِّ : يَابنَ آدَمَ ، خَلَقتُ الأَشياءَ لِأَجلِك وخَلَقتُكَ لِأَجلي .
در حديث قدسى آمده است: «اى آدميزاد! همه چيز را براى تو آفريدم و تو را براى خودم آفريدم» .
فيما اوُحىَ إلى عيسى عليه السلام هىَ (يَعْنِى النّارَ) دارُ الْجَبّارينَ وَ العُثاةِ الظّالِمينَ وَ كُلِّ فَظٍّ غَليظٍ وَ كُلِّ مُخْتالٍ فَخورٍ؛
كه جهنّم، سراى جباران و سركشان ظالم است و جايگاه هر تندخوى خشن و هر متكبّر مغرورى.
فِي الحَديثِ القُدسِيِّ : يَابنَ آدَمَ ، خَلَقتُ الأَشياءَ لِأَجلِك وخَلَقتُكَ لِأَجلي .
در حديث قدسى آمده است: «اى آدميزاد! همه چيز را براى تو آفريدم و تو را براى خودم آفريدم» .
فيما اوُحىَ إلى عيسى عليه السلامهىَ (يَعْنِى النّارَ) دارُ الْجَبّارينَ وَ العُثاةِ الظّالِمينَ وَ كُلِّ فَظٍّ غَليظٍ وَ كُلِّ مُخْتالٍ فَخورٍ؛
به عيسى عليه السلام وحى شد كه جهنّم، سراى جباران و سركشان ظالم است و جايگاه هر تندخوى خشن و هر متكبّر مغرورى.
عَبْدى ! خَلَقْتُ الأَشياءَ لِأَجْلِك وَ خَلَقْتُكَ لِأجْلى، وَ هَبْتُكَ الدُّنْيا بالإِحسانِ وَ الآخِرَةَ بِالإِيمانِ. ;
بنده من! همه اشياء را به خاطر تو آفريدم و تـو را بـه خـاطر خـودم. دنيا را از روى احسان به تو بخشيدم، ولى آخرت را به خاطر ايمان.;
اَلأِخْلاصُ سِرٌّ مِنْ اَسْرارى اَسْتَوْدِعُهُ قَلْبَ مَنْ اَحْبَبْتُهُ مِنْ عِبادى. ;
اخلاص، رازى از رازهاى من است كه آن را در دل هريك از بندگانم كه دوست داشته باشم، بـه وديعت مى گذارم.;
اُذْكُرْنى فى اَيّامِ سَرّائِكَ ، حَتّى اسْتَجيبَ لَكَ فى اَيّامِ ضَرّائِك. ;
مـرا در روزهاى خوشى خـود يـاد كـن، تا من هم در روزگار گرفتارى ات، تو را اجابت كنم.;
يا بَنى آدَمَ! أَطيعُونى بِقَدْرِ حاجَتِكُمْ اِلَىَّ وَاعْصُـونى بِقَدْرِ صَبْرِكُمْ عَلَى النّـارِ، وَ اعْمـَلُوا لِلدُّنيا بِقَـدْرِ لَبْثِـكُمْ فيها وَ تَـزَوَّدُوا للاِخِرَةِ بَقَدْرِ مَكْثِكُمْ فيها. ;
اى فرزندان آدم! مرا به اندازه اى كه به من نياز داريد، اطاعت كنيد، و مرا به اندازه صبرتان برآتش دوزخ، معصيت كنيد، براى دنيا به اندازه اى كه در آن مى مانيد كار كنيد، و ... براى آخرت، به اندازه اى كه در آن مى مانيد، توشه برداريد.;
اَحِبَّنى وَ حَبِّبْنى اِلى خَلْقى. قال عليه السلام; يارَبِّ نَعَمْ، اَنَا اُحِبُّكَ فَكَيْفَ اُحَبِّبُكَ اِلى_'feخَلْقِكَ؟ قَالَ; جل جلاله اُذْكُرْ اَيادِىَّ عِنْدَهُمْ فَاِنَّكَ اِذا ذَكَرْتَ ذلِكَ لَهُمْ اَحَبُّونى. ;
مرا دوست بدار و مرا در نظر مخلوقاتِ من نيز محبوب بگردان. گفت; پروردگارا! باشد. من تو را دوست دارم، ولى چگونه تو را محبوبِ آفريدگانت بسازم؟ فرمود; نزد آنان، نعمتهاى مرا ياد كن. يقينا وقتى نعمت هاى مرا براى آنان ياد كردى، مرا دوست خواهند داشت.;
يا داوُدُ! بَلّـِغْ اَهْلَ الأَرضِ اِنّى حَبيبُ مَنْ اَحَبَّنى وَ جليسُ مَنْ جالَسَنى وَ مُؤْنِسٌ لِمَنْ اَنِسَ بِذِكْرى وَ صاحِبٌ لِمَنْ صاحَبَنى وَ مُختارٌ لِمَنِ اخْتارَنى وَ مُطيعٌ لِمَنْ اَطاعَنى . . . ;
من دوست كسى هستم كه مرا دوست بدارد، همنشين كسى هستم كه با من همنشينى كند، همدم و مونس كسى هستم كه با ياد من اُنس داشته باشد، همراه و هم صحبت كسى هستم كه با من مصاحبت كند، كسى را بر مى گزينم كه مرا برگزيند،;
اَلشّابُّ الْمُؤمِنُ بِقَدَرى، اَلرّاضى بِكتابى، اَلقانِعُ بِرِزْقى، اَلتّارِكُ شَهْوَتَهُ مِنْ اَجْلى، هُوَ عِنْدى كَبَعْضِ مَلائِكتى. ;
جـوانى كه بـه تقـدير من ايمـان داشته باشـد، به كتـاب مـن راضى و بـه رزق مـن قانع باشـد و به خاطر من از شهـوت و دلخواه خود بگذرد، او نزد من همچون بعضى از فرشتگان من است.;
مَنْ زارَ اَخاهُ فى اللّه ، قالَ اللّه ; اِيّاىَ زُرْتَ وَ ثَوابُكَ عَلَىَّ، وَ لَسْتُ اَرْضى لَكَ ثَوابا بِدوُنِ الْجَنَّةِ. ;
هر كس به خاطر خدا برادر دينى خود را ديدار كند، خداوند مى فرمايد; مرا زيارت كردى و پاداش تو بر عهده من است و من پاداش كمتر از بهشت را براى تو نمى پسندم.;
اَهْلُ طاعَتى فىضِيافَتى وَأَهْلُ شُكْرى فىزيارَتى وَ اَهْلُ ذِكْرى فى نِعْمَتى وَ اَهْلُ مَعْصِيَتى لاأُؤْيِسُهُمْ مِنْ رَحْمَتى، اِنْ تابُوا فَأَنَا حَبيبُهُمْ وَ اِنْ مَرِضُوا فَأَنا طَبيبُهُمْ، اُداويهِمْ بِا لْمِحَنِ وَ المَصائِبِ لاُِطَهِّرَهُمْ مِنَ الذُّنُوبِ وَ الْمَعائِبِ. ;
اهل اطاعت من در مهمانى من اند، اهل شكر و سپاس من در ديدار من اند، اهل ذكر و ياد من در نعمت من اند، و امّا اهل معصيت و نافرمانى من، آنان را هم از رحمت خويش نااميد نمى كنم. اگر توبه كنند، من دوستدار آنانم، اگر بيمار شوند، من طبيب آنانم و با سختيها و مصيبت ها آنان را درمان مى كنم، تا از گناهان و عيبها پاكشان سازم.;
يا داوود! بَشِّرِ الْمُذنِبينَ وَ أَنْذِرِ الصِّدّيقينَ. قالَ عليه السلام ; كَيْفَ اُبَشِّرُ الْمُذنِبينَ وَ اُنْذِرُ الصِّدّيقينَ؟ قالَ جل جلاله ; يا داُوودُ! بَشِّرَ الْمُذنِبينَ أَنّى أَقْبَلُ التَّوبَةَ وَ اَعْفُو عَنِ الذَّنْبِ، وَ أَنْذِرِ الصِّدّيقينَ أَنْ لا يُعْجِبُوا بِاَعْمالِهِمْ، فَاِنَّهُ لَيْسَ عَبْدٌ أَنْصِبُهُ لِلْحِسابِ الاّهَلَكَ. ;
اى داود! گنهكاران را بشارت بده و صدّيقان را بيم رسان. گفت; چگونه به گنهكاران بشارت و به صدّيقان هشدار دهم؟ فرمــود; اى داود! به گناهكاران بشارت بده كه من توبه را مى پذيريم و از گناه در مى گذرم، صدّيقان را هم بيم بده كه به كارهاى خودشان مغرور نشوند، چرا كه خداوند هيچ بنده اى را به پاى حساب نمى كشد مگر هلاك شود!;
مَنْ لَمْ يُؤمِنْ بِقَضائى وَ لَمْ يَصْبِرْ عَلى بَلائى وَ لَمْ يَشْكُرْ نَعْمائى فَلْيَتَّخِذْ رَبًّا سِوائى، مَنْ اَصْبَحَ حَزينا عَلَى الدُّنيا، فَقَدْ اَصْبَحَ ساخِطا عَلَىَّ، مَنْ تَواضَعَ لِغَنِىٍّ لِأجْلِ غِناهُ ذَهَبَ ثُلُثا دينِهِ. ;
هركس به تقدير و قضاى من ايمان نياورد و بربلاى من صبر نكند و بر نعمتهايم شكر نكند، پس پروردگارى غير از من را برگزيند. هر كس صبح كند، در حالى كه بر دنيا غمگين شود، بر من خشمگين شده است، هر كس در مقابل ثروتمندى به خاطر ثروتش تواضع كند، دو سوم دينش بر باد رفته است.;
قُلْ لِصاحِبِ الْمالِ الْكَثيرِ، لايَغْتَرَّ بِكَثْرَةِ مالِهِ وَ غِناهُ، فَاِنِ اغْتَرَّ فَلْيُطْعِمِ الْخَلْقَ غَداءاً وَ عِشاءا، وَ قُلْ لِصِاحِبِ الْعِلْمِ لايَغْتَرَّ بِكَثْرَةِ عِلْمِهِ، فَاِنِ اغْتَرَّ فَلْيَعْلَمْ اَنَّهُ مَتى يَمُوتُ؟ وَقُلْ لِصاحِبِ الْعَضُدِ الْقَوِىِّ لايَغْتَرَّ بِقُوَّتِهِ ، فَاِنِ اغْتَرَّ بِقُوَّتِهِ فَلْيَدْفَعِ الْْمَوْتَ عَنْ نَفْسِهِ. ;
به صاحب مالِ بسيار بگو كه به ثروت فراوانش و توانگرى اش مغرور نشود. اگر مغرور است، پس صبح و شام ، به مخلوقات طعام بدهد! به صاحب دانش بگو كه به علم فراوان خود مغرور نشود. اگر مغرور است، پس بداند كه چه زمانى مى ميرد؟! و به صاحب بازوى نيرومند بگو كه به قدرت خود مغرور نشود. اگر مغرور قدرت خويش است، پس مرگ را از خود دور سازد!;
ما تَقَرَّبَ اِلَىَّ عَبْدٌ بِمِثْلِ أَداءِ مَا افْتَرَضْتُ عَلَيْهِ ، وَ لا يَزالُ عَبْدى يَتَنَفَّلُ لى حَتّى أُحِبَّهُ وَ مَتى اُحِبُّهُ كُنْتُ لَهُ سَمْعاً وَ بَصَرا وَ يَدا وَ مُؤيِدا، اِنْ دَعانى أَجَبْتُهُ ، وَ اِنْ سَأَلَنى أَعْطَيْتُهُ. ;
بنده ، با هيچ چيز مثل اداى آنچه بر او واجب كرده ام به من نزديك نمى شود، بنده من پيوسته با انجام نوافل به جايى مى رسد كه او را دوست مى دارم. وهرگاه او را دوست داشتم، براى اوگوش و چشم و دست و پشتيبان خواهم بود. اگر مرا بخواند، اجابتش مى كنم و اگر از من بخواهد ، عطايش مى كنم.;
قُلْ لِلْمُؤْمِنينَ لايَلْبَسُوا لِباسَ اَعْدائى، وَ لايَطْعَمُوا مَطاعِمَ اَعْدائى وَ لا يَسْلُكُوا مَسالِكَ اَعْدائى، فَيَكُونُوا اَعْدائى كَماهُمْ اَعْدائى. ;
خداوند به پيامبرى از پيامبران وحى فرمود; به مؤمنان بگو; لباس دشمنانم را نپوشند، و غذاى دشمنانم را نخورند، و راه و روشِ دشمنانم را نپويند، كه (اگر چنين كنند) دشمن من مى شوند، همانطور كه آنان دشمنان من اند.;
ابْنَ آدَمَ! تَطَوَّلْتُ عَلَيْكَ بِثَلاثٍ; سَتَرْتُ عَلَيكَ مالَوْ يَعْلَمُ بِهِ اَهْلُكَ ما وارَوْكَ، وَ اَوْسَعْتُ عَلَيْكَ فَاْسْتَقْرَضْتُ مِنْكَ فَلَم تُقَدِّمْ خَيْرا، وَ جَعَلْتُ لَكَ نَظْرَةً عِنْدَ مَوْتِكَ فىثُلْثِكَ فَلَمْ تُقَدِّمْ خيْرا. ;
اى فرزند آدم! من سه نيكى درباره تو كرده ام; 1 ـ چيزهايى از تو را پوشاندم كه اگر خانواده ات مى دانستند تو را به خاك نمى سپردند. 2 ـ وسعت رزق و روزى به تو دادم، آنگاه از تو قرض خواستم ، ولى تو نيكى و خيرى پيش نفرستادى. 3 ـ هنگام مرگ، مهلتى دادم تا در يك سوم دارايى خود وصيّت كنى، ولى تو خير و نيكى پيش نفرستادى.;
قالَ اللّه ُ عَزَّوَجَلَّ; أَنـَا خَيْرُ شَريكٍ، مَنْ أَشرَكَ مَعى غَيْرى فىعَمَلٍ لَمْ أَقْبَلْهُ اِلاّ ما كانَ لى خالِصا. ;
خداوند متعال فرمود; من بهترين شريك هستم، هركس در عمل و عبادتى، ديگرى را شريك من قرار دهد، آن عمل را نمى پذيرم، مگر عملى كه خالص براى من باشد.;