لقمانُ عليه السلام
إذا دَعَتكَ القُدرَةُ إلى ظُلمِ الناسِ فَاذكُرْ قُدرَةَ اللّه ِ علَيكَ .;
لقمان عليه السلام
هر گاه قدرت تو را وا داشت كه به مردم ستم كنى ، قدرتى را كه خدا بر تو دارد، به ياد آر .;
تنبيه الخواطر : 2/231.
لقمانُ عليه السلام ـ في وَصِيَّتِهِ لاِبنِهِ ـ
يا بُنَيَّ ، لِيَكُن مِمّا تَتَسَلَّحُ بِهِ عَلى عَدُوِّكَ فَتَصرَعُهُ المُماسَحَةُ و إعلانُ الرِّضا عَنهُ ، و لا تُزاوِلْهُ بِالمُجانَبَةِ فيَبدُوَ لَهُ ما في نَفسِكَ فَيتَأهَّبَ لَكَ .;
لقمان عليه السلام ـ در سفارش به فرزند خود ـ فرمود
فرزندم! از جمله چيزهايى كه بايد در برابر دشمنت به آن مسلّح شوى و در نتيجه، او را به خاك افكنى، اين است كه با او به زبان چرب و نرم سخن گويى و وانمود كنى كه از وى خرسند هستى، و از او دورى مكن كه آنچه در انديشه ات مى گذرد بر او آشكار مى شود و در نتيجه، خودش را در برابر تو آماده مى سازد.;
الأمالي للصدوق : 766/1031 .
لقمانُ عليه السلام ـ في وَصِيَّتِهِ لاِبنِه إذا أرادَ السَّفَرَ ـ
و إذا قَرُبتَ مِنَ المَنزِلِ فانزِلْ عَن دابَّتِكَ ، و ابدَأْ بِعَلفِها قَبلَ نَفسِكَ .;
لقمان عليه السلام ـ در سفارش به فرزندش هنگام سفر ـ فرمود
چون به منزلگاه رسيدى از ستورت پياده شو و نخست او را علوفه ده، سپس به كارهاى خودت بپرداز.;
الكافي : 8/349/547.
لقمانُ عليه السلام ـ لاِبنِه و هُوَ يَعِظُهُ ـ
إن أردتَ أن تَجمَعَ عِزَّ الدّنيا فَاقطَعْ طَمَعَكَ مِمّا في أيدي النّاسِ ؛ فإنَّما بَلَغَ الأنبِياءُ و الصِّدِّيقونَ ما بَلَغوا بِقَطعِ طَمَعِهِم .;
لقمان عليه السلام ـ در اندرز به فرزندش ـ فرمود
اگر مى خواهى عزّت دنيا را به دست آورى، طمع خويش را از آنچه مردم دارند، ببُر؛ زيرا پيامبران و صدّيقان، به سبب بركندن طمع خود، به آن مقامات رسيدند.;
قصص الأنبياء : 195 / 244.
لقمانُ عليه السلام ـ لاِبنِهِ و هُوَ يَعِظُهُ ـ
يا بُنَيَّ، لا تُكالِبِ النّاسَ فيَمقُتوكَ ، و لا تَكُن مَهينا فيُذِلُّوكَ ، و لا تَكُن حُلوا فيأكُلوكَ ، و لا تَكُن مُرّا فيَلفِظوكَ .;
لقمان عليه السلام ـ در اندرز به فرزندش ـ فرمود
پسر عزيزم! با مردم درنده خويى و دشمنى مورز كه با تو دشمن شوند و حقير هم مباش كه تو را خوار شمارند. شيرين مباش كه تو را بخورند و تلخ مباش كه تو را دور اندازند.;
الاختصاص : 338.
لقمانُ عليه السلام ـ لاِبنِه و هُوَ يَعِظُهُ ـ
تَواضَعْ لِلحَقِّ تَكُن أعقَلَ النّاسِ .;
لقمان عليه السلام ـ در مقام اندرز به فرزندش ـ فرمود
در برابر حق فروتن باش تا خردمندترين مردم باشى.;
الكافي : 1/16/12.
لقمانُ عليه السلام ـ لاِبنِهِ و هُوَ يَعِظُهُ ـ
يا بُنَيَّ ، اِجعَلْ في أيّامِكَ و لَياليكَ و ساعاتِكَ نَصيبا لَكَ في طَلَبِ العِلمِ ، فإنَّكَ لَن تَجِدَ لَكَ تَضييعا مِثلَ تَركِهِ .;
لقمان عليه السلام ـ در اندرز به فرزند خود ـ فرمود
فرزندم! در روزها و شبها و ساعات عمر خود، بهره اى را به آموختن دانش اختصاص بده؛ زيرا براى خود هرگز لطمه اى بزرگتر از ترك علم نخواهى يافت.;
الأمالي للطوسي : 68/99.
لقمانُ عليه السلام ـ لاِبنِه و هُوَ يَعِظُهُ ـ
يا بُنَيَّ ، اجعَلْ في أيّامِكَ و لَياليكَ و ساعاتِكَ نَصيبا لَكَ في طَلَبِ العِلمِ ؛ فإنَّكَ لَن تَجِدَ لَكَ تَضييعا مِثلَ تَركِهِ .;
لقمان عليه السلام ـ در اندرز به فرزندش ـ فرمود
فرزندم! در روزها و شبها و ساعات زندگى خود بهره اى براى تحصيل علم در نظر گير؛ زيرا تو هرگز براى خودت ضايعه اى مانند ترك علم نخواهى يافت.;
الأمالي للطوسي : 68/99.
لقمانُ عليه السلام ـ لاِبنِهِ و هُوَ يَعِظُهُ ـ
لِلعالِمِ ثَلاثُ عَلاماتٍ ; العِلمُ بِاللّه ِ ، و بِما يُحِبُّ ، و بِما يَكرَهُ .;
لقمان عليه السلام ـ در اندرز به فرزندش ـ فرمود
عالم را سه نشانه است; شناخت خدا و شناخت آنچه او دوست دارد و آنچه دوست ندارد.;
الخصال : 121/113.
لقمانُ عليه السلام ـ لاِبنِهِ و هُوَ يَعِظُهُ ـ
يا بُنَيَّ ، إن تَكُ في شَكٍّ مِنَ المَوتِ فَارفَعْ عَن نَفسِكَ النَّومَ و لَن تَستَطيعَ ذلكَ ، و إن كُنتَ في شَكٍّ مِنَ البَعثِ فَارفَعْ عَن نَفسِكَ الانتِباهَ و لَن تَستَطيعَ ذلكَ .;
لقمان عليه السلام ـ در اندرز به فرزند خود ـ فرمود
فرزندم! اگر در مردن شك دارى، خوابيدن را از خودت بردار اما بدان كه هرگز توان اين كار را ندارى و اگر در برانگيخته شدن ترديد دارى بيدار شدن از خواب را از خودت دور گردان، اما بدان كه هرگز نتوانى چنين كنى.;
بحار الأنوار : 7/42/13.
لقمانُ عليه السلام ـ في وصيَّتِهِ لابنِهِ ـ
يا بُنَيَّ ، لا يكونُ الدِّيكُ أكيَسَ مِنكَ ،يقومُ في وَقتِ السَّحَرِ و يَستَغفِرُ ، و أنتَ نائمٌ ! .;
لقمان عليه السلام ـ در سفارش به فرزند خود ـ فرمود
فرزندم! مبادا خروس از تو زرنگتر باشد، هنگام سحر كه تو در خوابى او بر مى خيزد و آمرزش مى طلبد!;
مستدرك الوسائل : 12/146/13744.
لُقمانُ عليه السلام ـ لابنِهِ و هو يَعِظُهُ ـ
يا بُنَيَّ ، لِكُلِّ شَيءٍ علامةٌ يُعرَفُ بها و يُشهَدُ علَيها ··· و للغافِلِ ثلاثُ علاماتٍ ; السَّهوُ ، و اللَّهوُ ، و النِّسيانُ .;
لقمان عليه السلام ـ در اندرز به فرزندش ـ فرمود
پسرم! هر چيزى را نشانه اى است كه با آن شناخته مى شود و به وجود آن گواهى مى دهد ··· و غافل را سه نشانه است ; سهو و سرگرمى و فراموشى.;
الخصال : 121/113.
لقمانُ عليه السلام ـ لابنِهِ ـ
يا بُنيَّ لا تُحَقِّرنَّ أحَدا بخُلْقانِ ثِيابِهِ ؛ فإنَّ ربَّكَ و ربَّهُ واحدٌ .;
لقمان عليه السلام ـ به فرزندش ـ فرمود
فرزندم ! هيچ كس را به سبب كهنه بودن جامه اش حقير مشمار ؛ زيرا كه پروردگار تو و او يكى است .;
بحار الأنوار : 72/47/57 .
لُقمانُ عليه السلام ـ مِن وصيَّتِهِ لابنهِ ـ
يا بُنَيّ ، تَعلَّمِ الحِكمَةَ تَشْرُفْ ؛ فإنَّ الحِكمَةَ تَدُلُّ على الدِّينِ ، و تُشَرِّفُ العَبْدَ على الحُرِّ ، و تَرفَعُ المِسكينَ على الغَنيِّ ، و تُقَدِّمُ الصَّغيرَ على الكَبيرِ .;
لقمان عليه السلام ـ در سفارشهاى خود به فرزندش ـ فرمود
فرزندم ! حكمت بياموز تا ارجمند شوى ! زيرا كه حكمت، به دين رهنمون مى شود و بنده را بر آزاده شرافت مى بخشد و تهيدست را از ثروتمند بالاتر برد و كوچك را از بزرگ پيش مى اندازد .;
بحار الأنوار : 13/432/24 .
لقمانُ عليه السلام
لا يُعْرَفُ الحَليمُ إلاّ عِندَ الغَضَبِ .;
لقمان عليه السلام
بردبار، جز هنگام خشم شناخته نشود .;
. بحار الأنوار: 74/178/21.