مِن الجَهلِ الضّحكُ من غيرِ عَجَبٍ .
خنده اى كه از روى تعجب نباشد نشانه نادانى است.
احادیث امام حسن عسگری علیه السلام؛ برای خواندن کامل و اشتراکگذاری بهتر، روی هر حدیث بزن.
مِن الجَهلِ الضّحكُ من غيرِ عَجَبٍ .
خنده اى كه از روى تعجب نباشد نشانه نادانى است.
الجَهلُ خَصْمٌ .
نادانى دشمن [انسان]است.
حُسنُ الصُّورةِ جَمالٌ ظاهِرٌ ، وحُسنُ العَقلِ جَمالٌ باطِنٌ .
نِكويى صورت ، زيبايى ظاهر است و نكويى خرد ، زيبايى درون.
ذُكرَ عند الصّادقِ عليه السلام الجِدالُ في الدِّينِ، وأنّ رسولَ اللّه ِ صلى الله عليه و آله والأئمّةَ المعصومينَ عليهم السلام قد نَهَوا عنه ، فقالَ الصّادقُ عليه السلام : لَم يُنْهَ عنهُ مطلَقا ، لكنَّهُ نهى عنِ الجِدالِ بغيرِ الّتي هِي أحسَنُ .
در حضور [امام] صادق عليه السلام از جدال كردن در دين و اين كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و امامان معصوم عليهم السلام از اين كار نهى كرده اند، سخن به ميان آمد، [امام ]صادق عليه السلام فرمود: از آن به طور مطلق نهى نشده بلكه از مجادله كردن با روشى جز روش پسنديده تر نهى شده است.
ما مِن بَلِيّةٍ إلّا وللّه ِ فيها نِعمَةٌ تُحيطُ بِها .
هيچ گرفتارى و بلايى نيست مگر آن كه نعمتى از خداوند آن را در ميان گرفته است.
مَن أنِسَ باللّه ِ اسْتَوحَشَ مِن النّاسِ .
هر كه با خدا همدم شود از مردم دورى مى گزيند .
ـ وقد سُئلَ عن الحُجّةِ والإمامِ بعدَهُ ؟ ـ : ابْنِي محمّدٌ ، وهُو الإمامُ والحُجّةُ بَعدي ، مَن ماتَ ولَم يَعرفْهُ ماتَ مِيتةً جاهليّةً . أمَا إنّ لَه غَيبةً يَحارُ فيها الجاهلونَ ، ويَهْلِكُ فيها المُبطِلونَ ، ويَكْذِبُ فيها الوَقّاتونَ ، ثُمّ يَخرُجُ فكَأنّي أنظُرُ إلَى الأعْلامِ البِيضِ تَخْفِقُ فوقَ رأسِهِ بِنَجفِ الكوفةِ .
ـ در پاسخ به پرسش از حجّت و امام بعد از ايشان ـ فرمود : فرزندم محمّد ، اوست امام وحجّت پس از من. هر كه بميرد و او را نشناسد به مرگ جاهلى مرده است. بدانيد كه او را غيبتى است كه پس از آن ، ظهور مى كند؛ غيبتى كه جاهلان در آن سرگشته مى شوند و باطل گرايان به نابودى مى افتند و كسانى به دروغ [براى ظهور او ]زمان تعيين مى كنند. گويى پرچمهاى سفيدى را مى بينم كه در نجفِ كوفه بر فراز سر او در اهتزازند.
ما تَرَكَ الْحَقَّ عَزيزٌ إِلاّ ذَلَّ وَ لا أَخَذَ بِهِ ذ ليلٌ إِلاّ عَزَّ؛
هيچ عزيزى حق را ترك نكرد، مگر اين كه ذليل شد و هيچ ذليلى به حق عمل نكرد مگر اين كه عزيز شد.
فى تفسير قوله تعالى «وَ قُولُوا لِلنّاسِ حُسْنا»قالَ: قُولُوا لِلنّاسِ كُلِّهُمْ حُسْنا مُؤْمِنِهُمْ وَ مُخالِفِهُمْ، اَمَّا الْمُؤْمِنونَ فَيَبْسُطُ لَهُمْ وَجْهَهُ وَ اَمَّا الْمُخالِفونَ فَيُكَلِّمُهُمْ بِالْمُداراةِ لاِجْتِذابِهِمْ اِلىَ الاْيمانِ. فَاِنِ اسْتَتَرَ مِنْ ذلِكَ بِكفِّ شُرورِهمْ عَنْ نَفْسِهِ وَ عَنْ اِخْوانِهِ الْمُؤْمِنينَ؛
در تفسير آيه «با مردم، به زبان خوش سخن بگوييد»، فرمودند: يعنى با همه مردم، چه مؤمن و چه مخالف، به زبان خوش سخن بگوييد. مؤمن، به هم مذهبان، روى خوش نشان مى دهد و با مخالفان، با مدارا سخن مى گويد تا به ايمان، جذب شوند و حتّى اگر نشدند، با اين رفتار، از بدى هاى آنان در حقّ خود و برادران مؤمنش، پيشگيرى كرده است.
مَنْ وَعَظَ اَخاهُ سِرّا فَقَدْ زانَهُ وَ مَنْ وَعَـظَـهُ عَلانيَةً فَقَدْ شانَهُ؛
هر كس برادر (دينى اش) را پنهانى نصيحت كند، او را آراسته و اگر آشكارا نصيحتش نمايد، ارزش او را كاسته است.
نَظَرَ اَميرُ المُؤْمِنينَ عَلىٌّ عليه السلام اِلى رَجُلٍ فَرَأى اَ ثَرَ الْخَوْفِ عَلَيْهِ، فَقالَ: ما بالُكَ؟ قالَ: اِنّى اَخافُ اللّه َ. قالَ: يا عَبْدَ اللّه ِ! خَفْ ذُنوبَكَ، وَ خَفْ عَدْلَ اللّه ِ عَلَيْكَ فى مَظالِمِ عِبادِهِ، وَ اَطِعْهُ فيما كَلَّـفَكَ وَ لاتَعْصِهِ فيما يُصْلِحُكَ ثُمَّ لاتَخَفِ اللّه َ بَعْدَ ذلِكَ فَاِنَّهُ لايَظْلِمُ اَحَدا، وَ لايُعَذِّبُهُ فَوْقَ اسْتِحْقاقِهِ اَبَدا، اِلاّ اَنْ تَخافَ سوءَ الْعاقِبَةِ بِاَنْ تَغَيَّرَ اَو تَبَدَّلَ، فَاِنْ اَرَدْتَ اَنْ يُؤْمِنَكَ اللّه ُ سوءَ الْعاقِبَةِ، فَاعْلَم اَنَّ ما تَاْتيهِ مِنْ خَيْرٍ فَبِفَضْلِ اللّه ِ وَ تَوْفيقِهِ، وَ ما تَاْتيهِ مِنْ شَرٍّ فَبِاِمْهالِ اللّه ِ وَ اِنْظارِهِ اِيّاكَ وَ حِلْمِهِ عَنْكَ؛
امير مؤمنان على عليه السلام به مردى نگريستند و در چهره او نشانه ترس ديدند. به او فرمودند: در چه حالى؟ گفت: از خدا مى ترسم. فرمودند: «اى بنده خدا! از گناهانت و از عدالت خدا درباره ظلم هايى كه به بندگان خدا كرده اى بترس و خدا را در آنچه تو را موظّف نموده، پيروى كن و از او در آنچه صلاح تو درآن است، نافرمانى نكن. پس از آن، از خدا نترس؛ زيرا او به هيچ كس ظلم نمى كند و هرگز كسى را بيش از استحقاقش مجازات نمى كند. مگر اين كه نگران عاقبت بد باشى، به اين كه سرنوشت، دگرگون شود و تغيير يابد. پس اگر خواستى از عاقبت بد درامان باشى، بدان هر خيرى كه به تو مى رسد، از لطف خدا و توفيق اوست و هر شرّى به تو مى رسد، به جهت مهلت دادن خدا به تو و بردبارى اش درباره توست».
خَيرُ إخوانِكَ مَن نَسِيَ ذَنبَكَ ، وذَكَرَ إحسانَكَ إلَيهِ .
بهترين برادر تو ، آن است كه گناهت (بدى ات نسبت به او) را فراموش كند و خوبى ات را نسبت به او به ياد داشته باشد .
جُرأَةُ الوَلَدِ عَلى والِدِهِ في صِغَرِهِ تَدعو إلَى العُقوقِ في كِبَرِهِ .
گستاخى فرزند بر پدر و مادر در خردسالى ، به نافرمانى در بزرگْ سالى مى كشانَد .
شَكَرَ اللّه ُ لِأَبي إِسحاقَ إِبراهيمَ بنِ إسماعيلَ صَنيعَتَهُ إِلى شيعَتِنا، و غَفَرَ لَهُ ذُنوبَهُ ، و رَزَقَهُ ذَكَرا سَوِيّا قائِلاً بِالحَقِّ، فَقُل لَهُ : يَقولُ لَكَ الحَسَنُ بنُ عَليٍ : سَمِّ ابنَكَ أَحمَدَ.
خداوند ، خود از خدمت ابو اسحاق ابراهيم بن اسماعيل به شيعيان ما سپاس گزارى كند و گناهان او را بيامرزد و پسرى تمام و كمال و حق باور ، روزى اش گردانَد . به او بگو كه حسن بن على مى گويد : نام فرزندت را احمد بگذار .
جُرأَةُ الوَلَدِ عَلى والِدِهِ في صِغَرِهِ ، تَدعو إلَى العُقوقِ في كِبَرِهِ.
گستاخى فرزند بر پدرش در كودكى ، به سركشى در بزرگى فرا مى خوانَد .
مِنَ التَواضُعِ السَّلامُ عَلى كُلِّ مَنْ تَمُرُّ بِهِ، وَ الْجُلُوسُ دُونَ شَرَفِ الْمَجْلِسِ.
سـلام كردن به هر كس كه بر او مى گذرى ونشستن در جايى كه پايين تر از جايگاه (توست) نشانه تواضـع و فـروتنى اسـت.
مَنْ رَضِىَ بِدُونِ الشَّرَفِ مِنَ المَجْلِسِ لَمْ يَزَلِ اللّه ُ وَمَلائِكَتُهُ يُصَلُّونَ عَلَيْهِ حَتّى يَقُومَ.
كسى كه در مجلس به پايين تر از جايگاه خود راضى شود، همواره خدا و فرشتگان الهى بر او درود مى فرستند تا وقتى كه برخيزد.
قَلْبُ الاَْحْـمَقِ فى فَـمِهِ وَ فَمُ الْحَـكيمِ فى قَـلْبِهِ.
قلب و دل احمق در دهان اوست و دهان انسان حكيم در (اختيار) قلب اوست. (يعنى انسان نادان نسنجيده حرف مى زند وانسان خردمند وحكيم پس از انديشه صحبت مى كند.)
جُرأَةُ الْوَلَدِ عَلى والِدِهِ فى صِغَرِهِ تَـدْعُو إلَى العُـقُوقِ فى كِـبَرِهِ.
پررويى و گستاخى فرزند در مقابل پدر در كودكى موجـب نافرمانى و آزار او در بزرگى مى شـود.
حُسْنُ الصُّـورَةِ جَمالٌ ظاهِرٌ، وَ حَسْنُ الْعَـقْلِ جَمالٌ باطِنٌ.
زيبايى چهره، زيبايى ظاهرى است و خوبى انديشه زيبايى باطنى است.