النّاسُ ضَربانِ : بالِغٌ لايَكتَفِي و طالِبٌ لايَجِدُ ؛
مردم دو گونه اند : يابنده اى كه [به يافته اش] بسنده نمى كند، و جوينده اى كه نمى يابد.
احادیث امام رضا علیه السلام؛ برای خواندن کامل و اشتراکگذاری بهتر، روی هر حدیث بزن.
النّاسُ ضَربانِ : بالِغٌ لايَكتَفِي و طالِبٌ لايَجِدُ ؛
مردم دو گونه اند : يابنده اى كه [به يافته اش] بسنده نمى كند، و جوينده اى كه نمى يابد.
إنَّ اللّه َ عَزَّوَجلَّ... أمَرَ بِالشُّكرِ لَهُ و لِلوالِدَينِ فَمَن لم يَشكُر والِدَيِهِ لَم يَشكُرِ اللّه َ؛
خداوند به سپاسگزارى از خود و پدر و مادر فرمان داده است ؛ پس هر كه از پدر و مادرش سپاسگزارى نكند ، خداوند را سپاس نگفته است.
بِرُّ الوالِدَينِ واجِبٌ وإن كانا مُشركَينِ ولا طاعَةَ لَهُما في مَعصِيَةِ الخالِقِ؛
نيكى كردن به پدر و مادر واجب است ، اگر چه مشرك باشند و نبايد در معصيت خالق از آنان اطاعت كرد.
غُسلُ يَومِ الجُمُعَةِ سُنَّةٌ ؛
غسل روز جمعه سنّت است .
اِنّا اَهلُ بَيْتٍ نَرى وَعدَنا عَلَينا دَينا كَما صَنَعَ رَسولُ اللّه ِ صلي الله عليه و آله ؛
ما اهل بيت، وعده هاى خود را براى خودمان، بدهى و دِين حساب مى كنيم، چنانكهرسول اكرم صلي الله عليه و آله چنين مى كردند.
اَلتَّواضُعُ دَرَجاتٌ: مِنْها أَنْ يَعْرِفَ الْمَرْءُ قَدْرَ نَفْسِهِ فَيُنْزِلَها مَنْزِلَتَهابِقَلْبٍ سَليمٍ، لايُحِبُّ أَنْ يَأْتىَ إِلى أَحَدٍ إِلاّ مِثْلَ مايُؤْتى إِلَيْهِ، إِنْ رَأى سَيِّئَةً دَرَأَهابِالْحَسَنَةِ، كاظِمُ الْغَيْظِ عافٍ عَنِ النّاسِ، وَاللّه ُ يُحِبُّ الْمُحْسِنينَ؛
تواضع درجاتى دارد: يكى از آنها اين است كه انسان اندازه خود را بشناسد و با طيبخاطر خود را در آن جايگاه قرار دهد، دوست داشته باشد با مردم همان گونه رفتار كندكه انتظار دارد با او رفتار كنند، اگر بدى ديد آن را با خوبى جواب دهد، خشم خود را فروخورد و از مردم درگذرد، و خداوند نيكوكاران را دوست دارد.
إنَّ بِسمِ اللّه ِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ أقرَبُ إلَى اسْمِ اللّه ِ الأْعظَمِ مِن سَوادِ الْعَينِ إلى بَياضِها؛
بسم اللّه الرحمن الرحيم، به اسم اعظم نزديك تر است از سياهى چشم به سفيدى اش.
مَعنى قَولِ القائِلِ بِسمِ اللّهِ أَىْ أَسِمُ عَلى نَفسى سِمَةً مِن سِماتِ اللّه ِ وهِىَ الْعِبادَةُ؛
معناى گفته كسى كه بسم اللّه مى گويد، يعنى نشانى از نشانه هاى خداوند را بر خودمى گذارم و آن عبادت است.
... الجُمُعَةُ مَشْهَدٌ عامٌ فَاَرادَ اَنْ يَكونَ لِلاِْمامِ سَبَبٌ اِلى مَوعِظَتِهِمْ وَتَرغيبِهِم فِى الطّاعَةِ وَ تَرهيبِهِم مِنَ الْمَعْصيَةِ وَ فِعْلِهِمْ وَ تَوفيقِهِمْ عَلى ما اَرادوا مِنْمَصْلَحَةِ دينِهِمْ وَ دُنْياهُم وَ يُخْبِرَهُمْ بِما وَرَدَ عَلَيْهِمْ مِنَ الآْفاتِ و مِنَ الاَْحْوالِ الَّتى لَهُم فيهَا الْمَضَرَّةُ وَ الْمَنْفَعَةُ ؛
جمعه روز اجتماع عموم مردم است. خداوند خواست تا امام از رهگذر خطبه نمازجمعه، آنان را موعظه كند و به اطاعت تشويقشان نمايد و از معصيت و ارتكاب آن برحذرشان دارد و آنان را بر آنچه در جهت مصلحت دين و دنياى خويش اراده كرده اند موفّقسازد و از زيان هايى كه ديده اند و حالاتى كه براى آنان زيان آور يا سودآور است، با خبر كند.
جَفَّ الْقَلَمُ بِحَقيقَةِ الكِتابِ مِنَ اللّه ِ بِالسَّعادَةِ لِمَن آمَنَ وَ اتَّقى وَالشَّقاوَةِ مِنَ اللّه ِ تَبارَكَ و تَعالى لِمَن كَذَّبَ وَ عَصى؛
قلم تقدير خداوند بر خوشبختى كسى رقم خورَدْ كه ايمان آورد و تقوا پيشه كند. و بربدبختى كسى رقم خورَدْ كه ايمان نياورد و نافرمانى كند.
مَنْ حَسُنَ ظَنُّهُ بِاللّه ِ كانَ اللّه ُ عِنْدَ ظَـنِّهِ بِهِ وَ مَنْ رَضىَ بِالْقَليلِمِنَ الرِّزْقِ قَبِلَ اللّه ُ مِنْهُ الْيَسيرَ مِنَ الْعَمَلِ وَ مَنْ رَضىَ بِالْيَسيرِ مِنَ الْحَلالِخَفَّت مَؤُونَتُهُ وَ تَنَعَّمَ اَهْلُهُ ، وَ بَصَّرَهُ اللّه ُ داءَ الدُّنيا وَ دَواءَها ، وَ اَخْرَجَهُ مِنْها سالِمااِلى دارِ السَّلامِ ؛
هر كس به خدا خوش گمان باشد، خداوند مطابقِ گمان او، با وى رفتار مى كند و هركس به روزىِ كم راضى باشد، خداوند عمل كم را از او مى پذيرد و هركس به روزىحلال اندك خشنود باشد، هزينه زندگى اش سبك مى شود و خانواده اش در نعمتخواهند بود و خداوند، او را از بيمارى و درمان دنيا آگاه مى كند و به سلامت، از دنيا بهخانه سلامت (آخرت) بيرون مى بَرد.
إِنَّ اللّه َ تَبارَكَ وَ تَعالى لَمْ يُبِحْ اَكْلاً وَ لاشُرْبا اِلاّ لِما فيهِ الْمَنْفَعَةُوَ الصَّلاحُ وَ لَمْ يُحَرِّمْ اِلاّ ما فيهِ الضَّرَرُ وَ التَّلَفُ وَ الْفَسادُ، فَكُلُّ نافِعٍ مُقَوٍّ لِلْجِسْمِ فيهِقُوَّةٌ لِلْبَدَنِ فَهُوَ حَلالٌ؛
خداوند تبارك و تعالى هيچ خوردنى و نوشيدنى را حلال نكرده است، مگر آن كه درآن منفعت و صلاحى بوده و هيچ خوردنى و نوشيدنى را حرام ننموده، مگر آن كه در آنضرر و مرگ و فسادى بوده است. پس هر چيز مفيد و مقوّى بدن، كه باعث تقويت آنشود، حلال شده است.
اَلسِّواكُ يَجْلُو الْبَصَرَ وَ يُنْبِتُ الشَّعْرَ وَ يَذْهَبُ بِالدَّمْعَةِ؛
مسواك زدن، نور چشم و رشد مو را زياد و آبريزش چشم را برطرف مى كند.
اَلتّينُ يَذْهَبُ بِالْبَخْرِ وَيَشُدُّ الْعَظْمَ وَيُنْبِتُ الشَّعْرَ وَيَذْهَبُ بِالدّاءِوَلايُحْتاجُ مَعَهُ إِلى دَواءٍ؛
انجير بوى بد دهان را برطرف، استخوان ها را محكم، رويش مو را زياد و بيمارى رابرطرف مى كند و با وجود آن احتياجى به دارو نيست.
شُرْبُ الْماءِ الْبارِدِ عَقيبَ الشَّىْ ءِ الحارِّ وَ عَقيبَ الحَلاوَةِ يَذْهَبُبِالاَْسْنانِ... وَ مَنْ اَرادَ اَلاّ يَفْسُدَ اَسْنانُهُ فَلا يَأكُلْ حُلْوا اِلاّ بَعْدَ كَسْرَةِ خُبزٍ؛
خوردن آب سرد بعد از چيزهاى گرم و شيرينى، دندان ها را از بين مى برد ... هر كسمى خواهد دندان هايش فاسد نشود، شيرينى نَخورد، مگر پس از خوردن لقمه اى نان.
اِنَّما جُعِلَتِ الْخُطْبَةُ يَوْمَ الْجُمُعَةِ لاَِنَّ الْجُمُعَةَ مَشْهَدٌ عامٌّ فَاَرادَ اَنْيَكونَ لِلاَْميرِ سَبَبٌ اِلى مَوْعِظَتِهِمْ وَ تَرْغيبِهِمْ فِى الطّاعَةِ وَ تَرْهيبِهِمْ مِنَ الْمَعْصيَةِ وَ تَوْقيفِهِمْ عَلى ما اَرادَ مِنْ مَصْلَحَةِ دينِهِمْ وَ دُنْياهُمْ وَ يُخْبِرَهُمْ بِما وَرَدَ عَلَيْهِمْ مِنَالاْفاقِ وَ مِنَ الاَْهوالِ الَّتى لَهُمْ فيها الْمَضَرَّةُ وَ الْمَنْفَعَةُ؛
فلسفه خطبه نماز جمعه اين است كه: چون جمعه، روز حضور عامه مردماست، حاكم وسيله اى براى پند و اندرز آنان داشته باشد و مردم را به طاعت تشويق كند واز معصيت بر حذر دارد و از تصميم خود درباره مصالح دين و دنيايشان آگاه سازد و ازآنچه از گوشه و كنار مى رسد و حوادثى كه در آنها براى مردم سود و زيانىهست خبردار كند.
اِنَّما جُعِلَتِ الْجَماعَةُ لِئَلاّ يَكونَ الاِْخْلاصُ وَ التَّوْحيدُ وَ الاِْسْلامُ وَالْعِبادَةُ لِلّه اِلاّ ظاهِرا مَكْشوفا مَشْهورا؛
علت تشريع نماز جماعت آن است كه اخلاص، يكتاپرستى، تسليم حق بودن وبندگى براى خداوند، آشكار و بى پرده و نمايان باشد.
أنَّ اللّه َ تَبارَكَ وَ تَعالى لَمْ يُبِحْ اَكْلاً وَلا شُرْبا اِلاّ ما فيهِ الْمَنْفَعَةُوَالصَّلاحُ وَ لَمْ يُحَرِّمْ اِلاّ ما فيهِ الضَّرَرُ وَالتَّلَفُ وَالْفَسادُ، فَكُلُّ نافِعٍ مُقَوٍّ لِلْجِسْمِ فيهِقُوَّةٌ لِلْبَدَنِ فَهُوَ حَلالٌ وَ كُلُّ مُضِرٍّ يَذْهَبُ بِالْقُوَّةِ أوْ قاتِلٍ فَحَرامٌ؛
خداوند تبارك و تعالى هيچ خوردنى و نوشيدنى را حلال نكرده است مگر آن كه درآن سود و صلاحى بوده و هيچ خوردنى و نوشيدنى را حرام ننموده، مگر آن كه در آ نزيان و نابودى و فسادى بوده است، پس هر چيز سودمندى نيرو بخش جسم، كه باعثتقويت بدن است حلال شده است و هر چيزى كه قواى جسمانى را از بين ببرد و ياموجب مرگ شود حرام است.
اِثْنانِ عَليلانِ اَبَدا: صَحيحٌ مُحْتَمٍ وَ عَليلٌ مُخَلِّطٌ ؛
دو گروه هميشه مريضند: سالمى كه پرهيز مى كند و مريضى كه پرهيز نمى كند.
اِذا جُعْتَ فَكُل وَاِذا عَطِشْتَ فَاشْرَبْ وَ اِذا هاجَ بِكَ البَولُ فَبُلْ، وَ لاتُجامِعْ اِلاّ مِنْ حاجَةٍ، وَ اِذا نَعَسْتَ فَنَم، فَاِنَّ ذلِكَ مَصَحَّةٌ لِلْبَدَنِ؛
چون گرسنه شدى بخور، چون تشنه شدى بنوش، چون ادرار بر تو فشار آورد، ادراركن، جز از سر نياز، با همسرت نزديكى مكن و چون احساس خواب آلودگى كردى،بخواب، كه اينها مايه تن درستى است.