بر بام خانه
مذهبی
(خليفه دوم ) شبي در كوچه ها جستجو مي كرد تا از وضع عمومي اطلاع به دست آورد . گذرش به در خانه اي افتاد كه صدايي مشكوك از آن بلند است. از ديوار خانه بالا رفت و مشاهده كرد ، مردي با زني نشسته و كوزه از شراب در پيش خود نهاده اند . با درشتي خطاب كرد : در پنهاني معصيت مي كنيد خيال مي كنيد خدا سر شما را فاش نمي كند ؟! مرد رو به خليفه كرد و گفت : عجله نكن ، اگر من يك خطا كرده ام از تو سه خطا سر زده است . اول ، خداوند قرآن مي فرمايد (تجسس نكنيد) تو تفحص و پي گيري كردي . دوم در قرآن فرمود : (از در خانه ها وارد شويد) تو از ديوار وارد شدي. سوم فرمود : (هر گاه وارد خانه شديد سلام كنيد) تو سلام نكردي . خليفه گفت : اگر ترا ببخشم تصميم بكار نيك مي گيري ؟ جواب داد : آري به خدا ديگر اين عمل را تكرار نخواهم كرد . گفت : اكنون آسوده باشيد شما را بخشيدم.