ملاقات نوزدهم
ملاقات با امام زمان
اگـر كـسـى بـه حـضـرت بـقـيـّة اللّه روحـى له الفـداء از روى اخـلاص و يـقـيـن متوسل شود آن حضرت به فرياد او مى رسد .nآقاى "حاج عبدالرّحيم سرافراز شيرازى " كه يكى از متدينين و دانشـمندان معاصـرند و كتابهـاى عـلمــى و تـاريـخـى نـوشـتـه انـد كـه مـنـجـمـله كـتـاب "مـسـجـد جـمـكـران اسـت "، نقل مى كردند كه : در روز عـيـد قـربـان 1400 هـجـرى قـمـرى آقـاى "حـاج عـلى اصـغـر سـيـف " نـقــل كـردنــد كــه يـكـى از اطباى شيراز، زنى از خارج گرفته بود و او را مسلمان كرده بود و براى اولين بار به سفر حج برده بود . ضـمـنـا بـه او گـفـتـه بـود كـه حـضــرت ولـى عـصــر (عـليــه الســّلام ) در بـرنـامــه اعـمــال حــج شـركـت مـى كـنـنـد و اگـر مـا تـو را، يـا تـو كـاروان را گـم كـردى متوسل به آن حضرت بشـو تـا تـو را راهنمائى بفرمايند و به كاروان ملحقت كنن .د اتـّفـاقـا آن خـانم در صحراء عرفات گم مى شود، جمعيت كاروان و خود آقاى دكتر شوهر آن خانم ساعتها به جستجوى او برخواستند ولى او را پيدا نكردند . پـس از دو سـاعـت كـه هـمـه خـسته در ميان خيمه جمع شده بودند و نمى دانستند چه بايد بكنند، ناگهـان ديدند آن زن وارد خيمه شده از او پرسيديم كجا بودى ؟ گـفـت : گـم شـده بـودم و هـمـان گـونـه كـه دكـتـر گـفـتـه بـود متوسل به حضرت بقية اللّه (عجل الـلّه تعـالى فرجه الشّريف ) شدم ، اين آقا آمدند با آنكه مـن نـه زبـان فـارسـى بـلد بـودم و نـه زبـان عـربـى در عـيـن حـال بـا مـن بـه زبـان خـودم حـرف زدنـد و مرا به خيمه رساندند و لذا از اين آقا تشكّر كنيد . اهل كاروان هر چه به آن طرفى كه آن زن اشاره مى كرد نگاه كردند كسى را نديدند و بالاخره مـعـلوم شــدكـه حـضـرت ولى عصر (عليه السلام ) را فقط آن زن مى بيند ولى سائرين نمى بينند