ملاقات با امام زمان

ملاقات با امام زمان

ملاقات هفدهم

ملاقات با امام زمان

جـمـال الديـن زهـرى در حـلّه مـبـتـلاء بـه فلج شديدى شده بود، اقوام و فـاميلش او را بـه اطبـاء زيــادى نـشـان دادنـد، كـه شايد معالجه شود ولى هر چه آنها بيشتر او را معالجه مى كردند او كمتر عافيت مى يافـت بالاخره وقتى از معالجه اش ماءيوس شدند تصميم گرفتند كه او را يك شـب در مـقـام حـضـرت "صـاحــب الامـر" (عـليـه السـّلام ) كـه در حـلّه اسـت دخيل كنند آنها اين كار را كردند و حضرت "صاحب الامر " (عليه الـلام ) بـر او ظـاهر شـد و او را از مـرض فلـج شـفا مرحمت فرمود . در ايـنـجـا مـرحـوم "مـجـلسـى " از مـرحـوم جـمـال المـلّة والديـن "عـبـدالرّحـمــن عـمـّانــى " نقـل مى كند كه او مى گفت : وقـتـى ايـن قـضـيـّه بـين مردم معروف شد، به خاطر سابقه دوستى شديدى كه بين ما و صاحب قضيه بـود،به خانه او رفتم تا حكايت واصل جريان را از زبان خود او بشنوم . او قصه را اينچنين بيان كرد و گفت : همان گونه كه اطلاع داريد من مبتلاء به مرض فلج بودم ، ولى آن شب كه مرا به مقام حضرت "بقيـة اللّـه "ارواحنا فداه برده بودند چيزى نگذشت ، كه ديـدم مـولايـم حـضـرت "صـاحـب الامر " (عليه السـلام ) از درمقام وارد شد، من سلام كردم ، جواب مـرحـمـت كـرد و بـه مـن فـرمـود : بـرخـيـز عـرض كـردم ، آقـاجـان يـك سال است كه قدرت بر حركت ندارم . بـاز فـرمـود : بـه اذن خـداى تـعـالى بـرخـيـز و زيـر بـغـل مـرا گرفت و به من در ايستادن كمك كرد، مـن برخاسـتم در حالى كه هيچ اثرى از كسالت در من نبود و به كلّى مرض فلج از من برطرف شـده بـود و آن حضـرت غائـب گرديد . وقتى مردم مرا در اين حال ديدند و متوجه شدند كه حضرت "بقية اللّه " (عليه السلام ) مرا شفا داده انـد بــه سـر مـن ريـخـتند و لباسهاى مرا پاره پاره كردند و بردند ولى دوستان مرا به خانه بردند و لباسم را عـوض كردند . "نقل از كفاية الموحدين سيد طبرسى نورى "