عاشقانه

عاشقانه

گل فروش

عاشقانه

رفتم نشستم کنارش گفتم : برای چی نمیری گـُلات رو بفروشی؟ گفت : بفروشم که چی ؟ تا دیروز می فروختم که با پولش آبجی مو ببرم دکتر دیشب حالش بد شد و مُرد ، با گریه گفت : تو می خواستی گـُل بخری ؟ گفتم: بخرم که چی؟ تا دیروز برای عشقم میخریدم که دیشب فهمیدم باید فرامشش کنم... اشکاشو که پاک کرد, یه گل بهم داد گفت بگیر, باید از نوع شروع کرد. تو بدون عشقت و من بدون خواهرم...