ملانصرالدین

ملانصرالدین

آتش گرفتن خانه ی ملا

ملانصرالدین

روزی خونه ملا اتیش می گیره بعد ملا داد و هوار راه میندازه و میگه وای بدبخت شدم زنم تو اتیش گیر کرده مردم هم بهش میگن خب برو کمکش کن ملامیگه: اخه من و زنم قرار گذاشتیم که کارهای بیرون خونه را من انجام بدم و کارهای توی خونه را زنم!