گوش درد ملا
ملانصرالدین
نصرالدین و همسایهاش به درد گوش دچار شدند. با هم پیش طبیب رفتند. طبیب اول گوش همسایه نصرالدین را شست و روغن مالی کرد. همسایه نصرالدین از درد و ناراحتی دادش درآمد. نوبت نصرالدین که شد، عین خیالش نبود. از حکیمخانه که در آمدند، همسایه نصرالدین گفت: واقعاً که عجب طاقتی داری. نصرالدین گفت: میدانی، چه کار کردم که گوشم درد نگرفت؟ همسایه پرسید:چه کار کردی؟ نصرالدین گفت: هیچی، گوش سالمم را جلو بردم.