ملانصرالدین
روزی زن ملا رخت می شست كه ناگهان كلاغی صابون را برداشت و بالای درختی برد. ملا را صدا زد و گفت:بیا كلاغ صابون را برد. ملا با بی اعتنایی گفت: می بینی كه لباس بچه كلاغ از ما سیاه تر است، پس احتیاج او به صابون بیشتر است!!
سلام عشقم.اجازه میدی نوجوانی نصب بشه؟
سلام عشقم.اجازه میدی نوجوانی روی گوشی شما نصب بشه؟ از منوی بالای مروگر خودت روی گزینه "Add to Home Screen" کلیک کن