قرباني ملا
ملانصرالدین
ملا پیراهنش را روی طناب بالای بام آویخته بود. اتفاقا باد سختی وزید و پیراهن را به میان حیاط انداخت. ملا به زنش گفت: بایستی گوسفندی قربانی كنیم. وقتی زنش علت این كار را پرسید ملا گفت : برای این كه من میان پیراهن نبودم و گرنه چیزی از من باقی نمی ماند.