ملانصرالدین

ملانصرالدین

غيبگوئي و ملا

ملانصرالدین

یك روز ملا مقداری زردآلو از درختی چیده و در دستمال خود گذاشته و به سوی خانه اش میرفت. در راه چند نفر را دید كه به دور هم جمع شده و مشغول صحبت هستند. نزد آنها رفت و گفت: هركس بگوید در دستمال من چه چیزی هست یكی از زردآلو هائی را كه در آن گذاشته ام به وی خواهم داد. یكی از مردان فكری كرد و گفت: آقا ما مردمانی ساده هستیم و از غییب گوئی سررشته ای نداریم تا بدانیم داخل دستمال شما چیست و زردآلوئی جایزه بگیریم.