ملا و صرفه جوئي
ملانصرالدین
یك روز دوستان ملا او را دیدند كه یك دست و یك چشم و یك پا و یك سوراخ بینی و یك گوش خود را بسته است. به خیال این كه مریض میباشد شب به خانه اش رفته و با دلسوزی گفتند: خدا بد ندهد.... جناب ملا، بلا دور...باشد چه شده و برای چه دست و پایت و سرو چشمت را بسته ای؟ ملا لبخندی زد و گفت: من كاملا سالم هستم. مگر برای اینكه صرفه جوئی كنم و اعضای بدنم را بی جهت به كار نیاندازم نیمی از آنها را بسته ام.