هر دو قربان!
حکایت های گوناگون
می گویند ناپلئون در نظارت ارتش بسیار دقیق بود و مرتب از سربازان سان می دید و از وضعیت انها سوال می کرد.یکی از سربازان که گوشش سنگین بود از روبرو شدن با ناپلئون وحشت داشت و میترسید چیزی بپرسد که او نفهمد.دوستش چون از نگرانی او مطلع شد گفت:غمگین نباش ناپلئون از هر سرباز سه سوال میکند.ابتدا میپرسد:سرباز چند سال داری؟تو بگو 22 سال.بعد میپرسد:چند سال است که خدمت میکنی؟بگو دو سال.بعد میپرسد فرانسه را بیشتر دوست داری یا مرا؟بگو هر دو قربان. سرباز خود را جمع و جور کرده مهیای پاسخ گوئی شد.اما این بار خلاف همیشه ناپلئون ابتدا سوال کرد:سرباز چند سال است که خدمت میکنی؟گفت 22 سال قربان.ناپلئون نگاهی به او کرد و گفت چند سال سن داری؟ گفت 2 سال قربان ناپلئون از مهمل گوئی او عصبانی شد و داد زد:ای سرباز احمق خودت را مسخره میکنی یا مرا؟سرباز با صدای بلند جواب داد هر دو را قربان. البته چون کار به اینجا رسید بلافاصله فرمانده جلو امد و وضعیت او را به اطلاع ناپلئون رساند و ناپلئون پوزخندی زد و از انجا دور شد . استاد مردی می خواست تا یک طوطی سخنگو بخرد ، طوطی های متعددی را دید و قیمت جوانترین و زیباترینشان را پرسید . فروشنده گفت : این طوطی ؟ سه چهار میلیون ! ..... و دلیل آورد : این طوطی شعر نو میگه ، تموم شعرای شاملو ، اخوان ، نیما و فروغ رو از حفظه مشتری به دنبال طوطی ارزان تر ، یکی پیدا کرد که پیر بود اما هنوز آب و رنگی داشت ، رو به فروشنده گفت : پس این را می خرم که پیر است و نباید گران باشد ـ این ؟! ..... فکرش رو نکن ، قیمت این بالای شش هفت میلیونه ..... چون تمام اشعار حافظ و سعدی و خواجوی کرمانی رو از حفظه مرد نا امید نشد و طوطی دیگری پیدا کرد که حسابی زهوار در رفته بود ، گفت : این که مردنی است و حتماً ارزان ...... ـ این؟! ..... فکرش رو نکن ، قیمتش بالای پونزده شونزده میلیونه ..... چون اشعار سوزنی سمرقندی و انوری و مولوی رو حفظه ..... مرد که نمی خواست دست خالی برگردد به طوطی دیگری اشاره می کند که بال و پر ریخته بر کف قفس بی حرکت افتاده و لنگهایش هوا بود ..... انگار نفس هم نمی کشید ـ این یکی را می خرم که پیداست مرده ، حرف که نمی زند ، حتماً هیچ هنری هم ندارد و باید خیلی ارزان باشد ..... ـ این یکی؟! ..... اصلاً فکرش رو نکن ! قیمت این بالای شصت هفتاد میلیونه ـ آخه چرا ؟ مگه اینم شعر می خونه ؟ ـ نه ..... شعر نمی خونه ، حتی نشدیدم تا امروز حرف بزنه ، اصلا هیچ کاری نمی کنه ..... اما این سه تا طوطی دیگه بهش میگن استاد !