حکایت های گوناگون

حکایت های گوناگون

طناب نازک

حکایت های گوناگون

از مقابل چند فیل رد می شدم . نظرم به موضوع جالبی جلب شد .متوجه شدم که این حیوانات عظیم الجثه با یک طناب نازک که به پای آنها بسته شده مهار شده اندنه زنجیری ونه قفسی .کاملا مشخص بود که این حیوان هر لحظه اراده کند می توانداین طناب را پاره وسپس فرار کنداما فیل اصلاتلاشی برای پاره کردن این طناب از خود نشان نمی داد. چشمم به مربی فیلها افتاد.نزداو رفتم وسوالم را مطرح کردم.مربی گفت هنگامی که این فیلها بسیار کوچک بودند پایشان را می بستم که فرارنکنند. آنها آن موقع این موضوع رادرک کرده بودندکه هیچگاه نخواهند توانست این طناب را پاره کنند.الان هم که بزرگ شده اندبنا بر همان باور قبلی تلاشی برای پاره کردن طنابها نمی کنند... نتیجه اخلاقی : شاید بسیاری از ما انسانها در طول زندگی دچار عادات وباورهای غلط شده باشیم که از رشد وارتقایافتنمان جلوگیری میکنند . باورهای غلط را دور بریزیم .