مساله
حکایت های گوناگون
استادی وارد کلاس شد. سه رقم ٢ و ٤ و ٨ را روی تخته سیاه نوشت و سپس رو به شاگردان کرد و پرسید:« خوب، پاسخ چیست؟» برخی از شاگردان گفتند:« جمعش می شود ١٤.» استاد سرش را به علامت منفی تکان داد. برخی دیگر گفتند:«یه تصاعد عددی است و عدد بعد هم می شود ١٦.» استاد سرش را به علامت منفی تکان داد. عده ای که در ته کلاس نشسته بودند گفتند:«جوابش می شود ٦٤.» باز سرش را به علامت منفی تکان داد و گفت:«نه.» همه ی شما در دادن پاسخ عجله کردید.هیچکدام نپرسیدید:«مسأله چیست؟ مادامی که این سوال کلیدی را نپرسیده باشید نه تنها قادر به تشخیص مسأله نخواهید بود بلکه پاسخ آن را هم نخواهید یافت.» حق با استاد است اين امر به قدري ساده و پيش پا افتاده است كه اغلب به فراموشي سپرده مي شود . اكثريت قريب به اتفاق ما در غالب موارد بدون آنكه اطلاع درستي از صورت مسأله اي داشته باشيم پاسخ فوري به آن مي دهيم . نكته : درك مشكل مساوي با حل آن نيست اما چنانچه مشكلي را خوب درك نكنيد هرگز راه حلي را نيز براي آن نخواهيد يافت . ___________________________ مشكلي كه خوب تشريح و حلاجي شده باشد ، نصفش حل شده است .