ملانصرالدین

ملانصرالدین

دزديدن خر ملا

ملانصرالدین

خر ملا را یكشب از طویله دزدیده و بردند. روز بعد وقتی ملا از جریان باخبر شد شروع به جستجو كرد تا شاید آنرا بیابد و برای یافتن وی از همسایگان میپرسید كه آیا خرش را دیده اند یا نه. همسایه ها وقتی فهمیدند خر ملا دزدیده شده شروع به ملامت وی كردند. یكی گفت چرا در طویله را باز گذارده ای. دیگر گفت برای چه مواظبت نكردی تا دزد نتواند خرت را ببرد و سومی میگفت چرا خوابت آنقدر سنگین است كه نتوانستی از شنیدن صدای باز شدن در طویله بیدار شده و دزد را دستگیر كنی، ملا كه تمام این حرف ها را میشنید و دیگر عصبانی شده بود، ناگهان فریاد زد: پس اینطور كه شما میگوئید تمام گناهان به گردن من است و دزد كاملا حق به جانب است.