حکایت های گوناگون

حکایت های گوناگون

عرق کار

حکایت های گوناگون

امام کاظم در زمینی که متعلق به شخص خودش بود مشغول کار و اصلاح زمین بود. فعالیت زیاد عرق امام را از تمام بدنش جاري ساخته بود. علی بن ابی حمزه بطائنی در این وقت رسید و عرض کرد: « قربانت گردم،چرا این کار را به عهده دیگران نمی گذاري؟ » -چرا به عهده دیگران بگذارم؟افراد از من بهتر همواره از این کارها می کرده اند -مثلا چه کسانی؟ -رسول خدا و امیر المؤمنین و همه پدران و اجدادم.اساسا کار و فعالیت در زمین از سنن پیغمبران و اوصیاي پیغمبران و بندگان شایسته خداوند است