نماز و زکات
حکایت های گوناگون
روزی مُزبِّد بر در مسجدی ایستاده بود. مؤدّن بانگ اذان برداشت که «حیّعلی الصلوة - بشتابید برای نماز» و مردم به انبوه گرد آمدند. پس مُزبِّد گفت: به خدا سوگند اگر گفتی: «حیّعلی الزکوة - بشتابید برای دادن زکات» از ده تن یک تن هم نیامدی.