حکایت های گوناگون

حکایت های گوناگون

موذن

حکایت های گوناگون

موذنی بانگ میگفت و می دوید پرسیدن که چرا میدوی گفت:میگویند که آواز تو از دور خوش است میدوم تا آواز خود بشنوم