ملانصرالدین

ملانصرالدین

ملا و مرد مست

ملانصرالدین

یكشب ملا به طرف خانه اش میرفت كه مرد مستی به وی تصادف كرد. ملا برگشت و گفت: احمق مگر كور استی كه آدم به این بزرگی را نمی بینی؟ مرد مست در حالی كه از مستی پس و پیش میشد گفت: اتفاقا به جای یكی دوتا میبینم. ملا گفت: خوب پس چرا با من تصادف میكنی؟ مرد مست گفت: چون من میخواستم از وسط شما دوتا رد بشوم.