حکایت های گوناگون

حکایت های گوناگون

فاحشه ای در خم!

حکایت های گوناگون

مردی در خم نگریست و صورت خویش در آن بدید. مادر را بخواند و گفت: در خمره دزدی نهان است! مادر فراز آمد و در خم نگریست و گفت: آری، فاحشه‌ای نیز همراه دارد!