حکایت های گوناگون

حکایت های گوناگون

عیدی طلخک

حکایت های گوناگون

از بهر روز عید پیش سلطان محمود خلعت هرکس تعیین می کردند. چون به طلخک رسید سلطان فرمود پالانی بیاورید و روز عید به وی دهید. چنان کردند. چون مردم خلعت بپوشیدند طلخک آن پالان بر دوش گرفت و به مجلس سلطان آمد و گفت ای بزرگان عنایت سلطان در حق بنده از آن جا معلوم کنید که شما را خلعت از خزانه فرمود دادن و جامه ی خاص از تن بدر کرده در من پوشانید.