ملانصرالدین

ملانصرالدین

ملا و گاديوان

ملانصرالدین

یك روز ملا از سفری بر میگشت و مقدار زیادی بار با خود آورده بود. وقتی در ایستگاه از موتر پایین شد و بارهایش را روی زمین نهاد و گادیوانی را صدا زد و آدرس خانه خود را به او داد و گفت: خوب كاكاجان حالا بگو چند میگیری كه خودم و بار ها را به آدرسی كه گفتم برسانی؟ گادیوان گفت: برای بردن خودت پنج دینار ولی برای بردن بارها هیچ. ملا فكری كرد و گفت: بسیار خوب پس بارها را به آدرسی كه گفتم ببر من خودم پیاده خواهم آمد.