عشق به خدا
حکایت های گوناگون
روزی سه عارف بزرگ ، حسن بصری ، مالک دینار و شفیق بلخی به دیدن رابعه عدویه که بیمار بود رفتند. حسن بصری گفت: هیچکس در عشق خود نسبت به خداوند صادق نیست مگر اینکه ضربه های خدای خود را با شکیبایی تحمل کند. رابعه گفت: ازین گفته بوی منیت میاید شفیق بلخی گفت : هیچکس در دعوی خویش صادق نیست مگر اینکه در مقابل ضربه های خداوند شکر به جای آورد. رابعه گفت: بهتر ازین باید گفت این سخن هنوز بوی منیت میدهد. مالک دینار گفت : در دعوی خود صادق نیست هر که از ضربه های دوست خویش لذت نبرد. رابعه گفت : خوب است اما بهتر ازین باید گفت هنوز سایه ضعیفی از منیت در آن نهفته است همه گفتند اکنون تو خود بگو او گفت : هیچکس در دعوی خویش صادق نیست اگر با مشاهده محبوب خویش رنج و درد خود را فراموش نکند...