حکایت های گوناگون

حکایت های گوناگون

سود

حکایت های گوناگون

کسی از احمد بن محمد بن عبدالکریم آملی معروف به "ابوالعباس قصاب"پرسید:"شیخا!کرامت تو چیست؟"گفت:"من کرامت نمی دانم.اما آن دانم که در ابتدا هر روز گوسفندی می کشتم و تا شب بر سر می نهادم و در همه ی شهر می گرداندم تا اندکی سود ببرم یا نه و امروز چنان می بینم که مردان عالم از مشرق تا به مغرب بر می خیزند و به زیارت ما،پای افزار در پا می کنند چه کرامت بالاتر از این می خواهید؟"