حکایت های گوناگون

حکایت های گوناگون

اجل

حکایت های گوناگون

دست و پا بریده ای هزار پایی بکشت. صاحبدلی بر او گذر کرد و گفت سبحان الله با هزار پای که داشت چون اجلش فرا رسید از بی دست و پایی گریختن نتوانست.