رابعه و ریسمان
حکایت های گوناگون
رابعه دو رشته ریسمان بافته بود تا بفروشد و از ان لقمه ای نان بدست آورد.آنها را به بازار برد و به دو درهم فروخت. یک درهم را در این دست و درهم دیگر را در دست دیگر گرفت. علت این کار را از او پرسیدند.گفت:ترسیدم اگر هر دو را با هم در دست گیرم به چشمم زیاد بیاید و مرا فریفته کند.