مرگ رابعه
حکایت های گوناگون
وقتی هنگام مرگ رابعه نزدیک شد بزرگان بر بالین او جمع شدند. رابعه گفت:برخیزید و جا را برای رسولان خدا باز کنید. آنان برخاسته و بیرون رفتند و در را بستند. ناگهان آوازی شنیدند که:ای نفس آرام یافته به سوی پروردگارت به خشنودی بازگرد و در میان بندگانم در آی و در بهشت من فرود آی. مدتی گذشت و صدایی نیامد. بزرگان به اتق رفتند و دیدند رابعه وفات کرده است.