حکایت های گوناگون

حکایت های گوناگون

اعتراض

حکایت های گوناگون

زاهدی بر منبر رفته بود و مردم را نصیحت میکرد و می گفت:ای مردم از رحمت خدا نا امید نشوید.هرکس دری را بسیار بکوبد بالاخره باز میشود. رابعه در مجلس او حضور داشت و گفت:چرا می گویی باز میشود؟مگر در رحمت خدا بسته است که باز شود؟