احوال پرسي ملا
ملانصرالدین
ملا به بالین بیماری رفت تا حال و احوالی از او بپرسد. مریض در جواب ملا كه از حالش پرسیده بود گفت: تب شدیدی داشتم و گردنم هم سخت به درد آمده است ولی خدا را شكر تب دو روز است شكسته اما گردنم دو روز است درد میكند. ملا فكری كرد و گفت: غصه نخور من دعا می كنم آن هم تا دو روز دیگر بشكند.